اینم قشمت ۳ امد وارم خوشتون بیاد
از زبان مری: رفتم جلوی ادرین و با لکنت بهش گفتم دوسش دارم از شانس گندم یهو پیتر اینه جن جلوم ضاهر شد (علامت من×علامت مرینت®علامت پیتر&علامت ادرین~) &مرنت تو اینجا چیکار میکنی ای کیه؟؟® اولندشم تو اینجا چیکار میکنی دومندشم اصلا به توچه نامزدمه ×شما کی نامزدی کزدین من نفهمیدم®وقط گل نی~مرینت این کیه ×عشق اولش~مرینت این راوی داستان چی میگه &هوی اقا من عشق اولشم مشکلی داری برو گمشو ®پسرا پسرا بس کنید
®پسرا پسرا بس کنید من براتون توضیح میدم و نشت همه چیو توضیح داد بعد به پیتر گفت:من تورا خیلی وفت پیش فراموش کردم و الان عاشق یه نفر دیگه هم پس برو گمشو بعد ۳سال یادش افتاده یه عشق اولی هم داشته اقا پیتر بقضش گرفتو رفت از زبان شدو ماث(وقتی هاک ماث معجزه گر خودشو با طاووس مخلوط کرد به شدو ماث تبدیل شد )یه حس خیلی منفی احساس میکردم سریع یک اکوما ازاد کردم_انتقام جوی عشق من شدو ماث هستم من بهت قدرتی میدم که هرکی خواست عشقتو بدزه پودرش کنی در عپض معجزه گر کفشدوزک و گربه را ازت میخوام&چشم شدو ماث
از زبان مری:به ادرین گفتم دیر وقته باید برم خونه که یهو یه ابر شرور جلوون ضاهر شد
ادرین گفت مواضب باش بعد من هل داد اون طرف دستمو گرتو برد گفت تو اینجا قایم شو و خودشو خاست بر یه جای دیگه که یهوووووو
تمامممم
لایک کنید
نظرات بازدیدکنندگان (1)