ممنون ناظر که پستمو بررسی کردی💗🫂 و اینجا یه تیکه سانسور شده داره لطفا عدد 4 رو توی پیویم بفرستید براتون بفرستم 🫶🏻🐥 ناظر لطفا رد نکن تنها دل خوشیمه😭🎀
درود اره من همون رز ام🎀 اره همونی که با دوستش مونا توی ترافیک منطقه دربند مونده بود نزدیکای تجریش بودیم هوففف تهران شهر ترافیک 😫 تو همین فکرا بودم که یه فکری به ذهنم رسید _موناااا +هویی چته باز گرفتتا _پیاده شوو +چرا؟ _پیاده شو احمق +هوفف پیاده شدیم رفتیم سمت سوپری تقریبا تمام چیپس و پف فیل هارو گرفتیم😃 و کلی انرژی زا و لواشک و....(ناظر منو ببخش اگه هوس کردی🎀) بعد رفتیم گذاشتیمشون صندوق عقب همون موقع ها ترافیک تموم شد رفتیم سمت یه سینما منطقه ی سینماسنتر (من درآوردی) جایی که همه ی کوچه هاش پر سینما بودن اما یه جایی معروف بود یه سينما سنتر برای همین اونجا اسمش سینماسنتر بود بزرگ بود لگوی قرمز و سفید داشت و تار عنکبوت بسته بود 🕷 زدم رو شونه مونا با نگاه شیطانی ای گفت : توهم به همون چیزی فک میکنی که من فک میکنم؟😀 درحالی که دستامو بهم میمالیدم گفتم : ارهه🎀 اره درست فکر کردی ما دوتا احمق شجاع بودیم که جایی که خیلی از آدما کیل شده بودن رو برای سرگرمی اونم نیمه شب انتخاب کردیم💅🏻
رفتیم داخل برچسب هشدار ( مثل این 🚧 )جلوی در بود پلیس اونجا رو شبا چک میکرد پس بهش دست نزدیم که متوجه نشن رفتیم داخل واو اونجا باشکوه بود و انتظار اینو نداشتم ترکیب رنگ های قرمز و طلایی صندلی ها و پرده های قرمز و دیوار های طلایی دور صندلی های vap (همون وی ای پی) پرده های قرمز و خاک خورده بود یکم با گوشیم ور رفتم تا تونستم به پرده های نمایش سینما وصل شم
فیلم یکم بی کیفیت بود ولی خب ارزش داشت💅🏻 هرچند کیفیت صدا کاملا خوب بود همون کیفیت فیلمم خوب بود ولی خبب🎀😀 داشتیم خوراکی میخوردیم و فیلم میدیدیم که یهو یه چیزی اومد روی دستم سیاه بود و اونجا هم حسابی تاریک بود مونا هم متوجه شده بود و دوتامون از تعجب ساکت شدیم و کنجکاو بودیم تا اینکه سکوت و شکستم _مونا +ب..ب..بلهه _هی دختر آروم باش +باشه _گوشیتو در بیار فلش بنداز ببین چیه +یه دقیقه صبر کن
مونا فلش انداخت وای باورم نمیشه من عاشق عنکبوت ها بودم یه عنکبوت کوچولوی گوگولی بودد🤏🏻🕷😭 اره مونا هم دوسشون داشت شروع کردیم ناز کردنش ولی یهو رفت روی انگشتم و کشیدش و سرشو به سمت راست هدایت کرد میخواست جایی ببرتمون راستی اسمشو گذاشتم تی تی تی تی کف دستم بود به هرجا سرشو هدایت میکرد همون وری میرفتیم رفتیم طبقه بالا توی یه اتاق رفتیم اتاق مدیر اون سینما چیزی دیدیم که باورمون نشد.....
رفتیم داخل اتاق مدیر سینما کلی برگه روی میز بود طبق چیزایی که نوشته بود اون آدمارو می.ک.شته و از خ.و.ن و .گوش.ت شون برای غذاها و نوشیدنی های سینما استفاده میکرده واقعا ترسیده بودیم همراه تی تی و مونا رفتیم خونه نمیتونستم به پلیس اطلاع بدم چون ورود به اونجا غیر قانونی بود.....
دیگه نمیخواد هی کامنت بزارید 4
عالی ولی شهر بازیش کجاست
سوال خوبیه
مغزم
عالی✨
خیلی خوب بود
ژالبه ژالبه،آخرش میمیزن؟
فعلا اذیتشون میکنم تا ببینم چی میشه😃
اهاا
بهترین رمان و کاربر تستچی
خیلی خوبهه
عالییی
حقت ویژه شدنه
بیشتر بنویس