
پارت ۶🌺🌺🌺🌺
آنچه گذشت : یه دفعه لایلا اومد سر کلاس تو زنگ تفریح منو آدرینو آلیا و نینو داشتیم قرار می ذاشتیم واس آندره که لایلا اومد و گفت که کارت دارم باهاش رفتم اونور حیاط تهدیدم کرد که دست از سر آدرین بردارم که منم جوابشو دادم😠😠 آلیا اومدو از من دفاع کردو بعدش آدرینو نینو اومدن منو آلیا رو جداکردن بعد آدرین لایلا رو تهدید کرد که دیگه به من نزدیک نشه و رفتیم پیش آندره داشتیم بستنی می خوردیم که یهو دیدیم
شادوماث لایلا رو شرور کرده به آدرین گفتم می خوام برم دستشویی آدرینم گفت منم دیگه باید برم خونه . هردو تاشون تبدیل شدنو رفتم تا با وولپینا بجنگن . آدرین : رفتم تبدیل شدمو برم با وولپینا بجنگم که دیدم لیدی باگ اومد بهش یه سلام سرد کردمو اونم جواب سلاممو داد 😒😒. داشتیم می جنگیدیم که لیدی باگ گفت : لاکی چارم و بهش یک طناب گره خورده بهش دادو فهمید که باید تله بزاره و بعد کت نوار گردنبندو نابود همه چیز مثل نقشه پیش رفت و لیدی باگ گفت میراکلس لیدی باگ و آدرین: یهو
لیدی باگ گفت : بیا بریم برج ایفل منم قبول کردم . رفتم رو برج گفتم چیه کاری داشتی؟😑😑 لیدی باگ : رفتار کت نوار خیلی عجیب شده بود گفتم دیگه به من نمیگی بانوی من ؟ کت نوار : نه چون تو منو نمی خواستی منم دیگه تو رو نمی خوام من الآن یه دختر خیلی بهتر از تو رو دارم . لیدی باگ : من که مشکلی ندارم خب میخواستم بگم تیکی به من گفت ما باید کشف هویت کنیم 😁😁کت نوار : کی؟🧐🧐 لیدی باگ : شنبه شب 🌃🌃. کت نوار : حله خداحافظ لیدی باگ: خداحافظ
مرینت : رو تختم بودم که یه این فکر کردم چرا برای اولین دیدار بعد از رسیدن به آدرین کت نوار باهام سرد بود ؟؟؟؟؟؟🧐🧐🤨🤨🤔🤔 نکنه اون آدرینه😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😱😱😱😱😱😱😱 تو همین فکرا بودم که خوابم برد. آدرین : بالاخره هویت لیدی باگ رو می فهمم ولی دیگه مثل قدیما اشتیاق ندارم چون دیگه عاشقش نیستم ولی چی کار کنم عشق اول عشقیه که جاش رو قلب آدم میمونه 😭😭 آهان فهمیدم این ترفندی که یاد گرفتم رو انجام میدم.
دراز کشیدم . پلگ گفت : هر کاری میکنی بکن اول به من پنیر بده بعد گفتم : شکم متحرک پنیر تو کمده هر چه قدر می خوای بخور . آدرین : هرچیزی که تو ذهنم بود رو انداختم بیرون و دیدم داره تصویر لیدی باگ میاد که یک دفعه تصویر کامل مرینت جلوشو گرفت،😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍 یعنی من مرینتو دوست دارم هوهو🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳 بعد با خیال راحت خوابیدم . تیکی : هرچی مرینتو صدا زدم بیدار نشد فهمیدم گفتم . خانم کاگامی تسوروگی ...
آیا بنده وکیلم تا شما را به عقد دائم جناب آقای آدرین آگراست در بیاورم 😁😁 مرینت : شنیدم عاقد داره کاگامی رو به عقد آدرین در میاره که سریع از خواب پریدم گفتم نهههههههههههههههههههههههههههههههه تیکی : از خنده روده بر شدم گفتم تقصیر خودت بود می خواستی بیدار شی . مرینت : تیکی لطفاً دیگه این کارو نکن داشتم سکته میکردم . تیکی: باشه 😁😁 آدرین : صبح پاشدم پلگو گذاشتم تو جیب لباسمو رفتم مدرسه دیدم مرینت داره میاد سریع رفتم بغلش کردمو مرینت گونمو بوسیدو گفت : سلام عزیزم صبح بخیر خوبی ؟ آدرین : هر وقت با تو باشم عالیم .
رفتیم سر کلاس که خانم بوستیه گفت : بچه ها امتحان داریم . منم کلا یادم رفته بود . 😨😨 آدرین : مرینت میشه یکم کمکم کنی من هیچی نخوندم. مرینت : باشه بعد مدرسه از زبان آدرین مرینتو رسوندمو رفتم خونه داشتم به امشب فکر می کردم که کی میتونه لیدی باگ باشه تو همین خیالا بودم که ناتالی صدام زدو گفت : آدرین بیا پایین پدرت کارت داره آدرین : از تعجب شاخ در آوردم 🤯🤯🤯🤯🤯🤯 رفتم که گفت : 😁😁😁😁.......
ببخشید جای بدی کات کردم 😃😃 لایک و کامنت یادتون نره 😘😘🌸🌸
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
شادوماکث یک ابر شیطان جدیده یا اشتباه تایپ کردی؟؟؟؟ 😂
عالی عالی لطفاً بعدی رو زود بزار🥺
این یکی دیگه حرف نداشت
اولین لایک اولین کامنت
عالی بود خیلی خوب می نویسی 😍😍😘😘
ولی بد جا کات کردی😕😕