آیا یادگیری چیزهای جدید با افزایش سن سختتر میشود؟
نظریه ای در این مورد وجود دارد. این نظریه میگوید ما نسبت به کودکان چیزهای کمتری برای یادگیری داریم. تجربه های جدید ما برای اولین بار خیلی کمتر شده و کارگران کوچک مغز ما به انجام کارهای روزمره عادت کردهاند. در نتیجه، مغز ما دیگر به همان اندازهی اولیه فعالیت نمیکند تا به رشد قوی تر یا سریع تر این کارگران کمک کند، چون آنها با شرایط موجود به خوبی کار میکنند.
این وضعیت شبیه به حالتی خودکار است؛ ما برای انجام کارهای روزمرهمان دیگر نیازی به تفکر عمیق نداریم. ممکن است برخی مهارتهایی را که در نوجوانی یا اوایل جوانی زیاد تمرین میکنید، پس از سالها تمرین نکردن، چالش برانگیز شوند. شاید در حال حاضر پیانیست بسیار خوبی هستید، اما بعد از ۲۰ سال عدم تمرین، دیگر نتوانید دستانتان را مانند گذشته حرکت دهید.
چرا این اتفاق میافتد؟ آیا فکر میکنید دوباره این مهارت بدست میآید؟ ضرب المثلی وجود دارد که میگوید «اگر از چیزی استفاده نکنی، آن را از دست میدهی» و این جمله تا حد زیادی درست است. اگر شما از برخی کارگران مغزتان استفاده نکنید و تمرین نداشته باشید، آنها بیحوصله شده و به دنبال کارهای دیگری میروند، یا در خط تولیدهای دیگری شروع به کار میکنند.
زمانی که این کارگران شغل جدیدی پیدا کنند، برای بازگرداندن آنها به کار قبلی باید دوباره آنها را از طریق تمرین، استمرار و فراهم کردن شرایط مناسب جذب کرد. در واقع، باید به آنها انگیزه های بدهیم تا دوباره به آن کار برگردند. علاوه بر این، اگر هیچ کار جدیدی به آنها داده نشود، ممکن است این کارگران کوچک به خواب بروند تا زمانی که دوباره به آنها نیاز پیدا کنیم.
اگر این کارگر ها فقط کارهای تکراری انجام دهند، ممکن است برای مدت طولانی تری در خواب بمانند تا از هدر رفتن انرژی مغز جلوگیری کنند. در این حالت، وقتی بخواهیم چیز جدیدی یاد بگیریم، بیدار کردن آنها بسیار دشوار خواهد بود.