بیا تو این هزارتو فکر کنم لذت ببری
"تو این شهر بازی هیچی پیدا نمیشه پولم که ندارم کلا دو دلار پول دارم مامانمم سه ساعت دیگه میاد کاشکی اون بازیه مسخره ی8 دلاری رو نمیکردم
خب بالاخره یه بازی یک دلاری رو میبینم اسمش هست"هزارتو"یعنی برم توش؟
خب میرم تو چرا انقدر صف بلندیییی وایمیستم ته صف ولی انگار تو هر دقیقه یکی یکی از صف خارج میشه پس بذار منم برم
دارم میرم بیرون که یکی جلومو میگیره و میگه نرو ولی من میگم میخوام برم و تقلا میکنم اما اون منو سفت گرفته و الان باز بردم تو صف
دارم میرم بیرون که یکی جلومو میگیره و میگه نرو ولی من میگم میخوام برم و تقلا میکنم اما اون منو سفت گرفته و الان باز بردم تو صف
الان کلا سه یا چهار نفریم تو صف بالاخره خب الان رفتم سر صف دارم بلیطو میگیرم که فروشنده میگه مجانیه من میگم :باش باش ممنونم وقتی دارم وارد میشم زیر لب میگه:دیگه بخاطر مرگت دو دلار نمیدی
الان کلا سه یا چهار نفریم تو صف بالاخره خب الان رفتم سر صف دارم بلیطو میگیرم که فروشنده میگه مجانیه من میگم :باش باش ممنونم وقتی دارم وارد میشم زیر لب میگه:دیگه بخاطر مرگت دو دلار نمیدی
وارد میشم خیلی جای باحالیه ولی من حس خوبی ندارم حس میکنم تمام دیوارا میگن برو.چرا اومدی.
همینجوری میرم جلو بالاخره میرسم به یک در باز میکنم و یه..یه.. چیزه ... وااااییییییییی
منتظر ادامه باشید
قست دوشو گذاشتم امروزم قسمت سه شو میذارم قسمت اخرش
باحال بود ادامشم بذار