سلام. اين يه تست داستانى هست در مورد دخترى به نام الكس كه دوازده سال دارد و………
الكس از خواب بلند شد و رفت صبحانه بخورد.اون ميخواست بره خونه ى دوستش پس خواست لباس بپوشد. دوست دارى لباسش چه شكلى بود؟
از خانه بيرون رفت.الكس يه دختر بسيار خوشگل،مهربان و با ادب بود.اون مطمئن بود خوب ترين ادم دنياست.اون مادرش رو چند سال پيش از دست داده بود و با پدرش زندگي ميكرد.الكس يه دوست داشت به اسم جينى. جينى با الكس خيلى تفاوت داشت از جمله يه دختر خيلى زشت،بى ادب و بد اخلاق بود.اما ألكس ايمان داشت كه او تغيير ميكند.دوست داريد ألكس چه شكلى باشد؟
خانه ى جينى كنار قبرستان بود الكس در زد و گفت :جينى منم.جينى پاسخ داد:بيا تو. ألكس گفت نميخوام بيام بيا بريم قدم بزنيم.جينى هم گفت:ايش باشه?
خانه ى جينى كنار قبرستان بود الكس در زد و گفت :جينى منم.جينى پاسخ داد:بيا تو. ألكس گفت نميخوام بيام بيا بريم قدم بزنيم.جينى هم گفت:ايش باشه?
انها در حال قدم زدن بودن كه جينى پرسيد: تو فقط با من دوست شدى كه خوشگليتو جلوه بدى. ألكس با اندوه گفت:اولش بله اينطور بود ولى بعدش شيفتت شدم و ديدم چه زيركى. جينى چشم غره اى به او كرد. نزديك نيمه شب بود هر مدام از دو دوست به خانه هايشان رفتند ألكس ميخواس به خواب كه
صدايى اومد يك سايه ألكس را دزديد و الكس دوستش را هم ديد كه دست اون سايه بود و بيهوش شده الكس فرياد ميزد اما صداش نميامد به نظر شما اون مرد كى بود؟
سايه انها را به جاى دورى برد.ناگهان پشت اژده هايى انها را انداخت و ألكس هم مثل جينى بيهوش شد. به نظرتون انها كجا ميخواستن برن؟
وقتى به هوش شدند ديدند وسط جنگل هست با ترس همديگر را بغل كرده بودند. يهو اژده ها امد و انها را سوارش كرد انها دوباره از ترس بيهوش شدند.
الكس و جينى به هوش امدند هر كدام جاهاى مختلف……. نظرتون چى بود؟
در سرزمين افسانه اى ميزارم
اما اگر نظر بدين. و بگين كدوم رو دوس دار الكس يا جينى
الکس اسم پسره مطمئنی اسم دختره ؟
ممنون از نظراتتون
منتظر نظراتتونم. ?