
هیچکس از شیطنت هایمان چیزی نگفت. از خوشحالی هایمان سخنی به زبان نیاورد. ببینید! این صفحه گمشده کتاب ماست!

اگر به دبیرستان ما بیایید و بپرسید کلاس الف؟! مطمئن باشید همه حتی همسایه های آنجا هم، شما را راهنمایی خواهند کرد. می پرسید چرا؟! معلوم نیست؟! با وجود دانش آموزانی مثل شوتو، کاتسوکی، ایزوکو، دنکی و بقیه باید تعجب کرد که یک روز کلاس الف ساکت باشد. بگذریم، همین که هنوز ساختمان را روی سرشان خراب نکرده اند، واقعا جای شکرش باقیست. البته داریم کسانی مثل توگا، اوچاکو و نانا و نموری که سرشان در کار خودشان است و شیطنت های مخفی شان. اما به هرحال آوازه دانش آموزان الف به تمام شهر رسیده و همیشه هم من باید پاسخگو باشم. من، استاد آیزاوا اینجا هستم تا از دانش آموزان کلاس الف برایتان بگویم

بچه ها اوایل سال خیلی باهم کنار نمی آمدند و روزی نمیشد که دعوایی پیش نمی آمد اما حالا وضعیت فرق دارد. مدرسه را که با شیطنت هایشان روی سرشان گذاشته اند و همگی پذیرفتند تا در پانسیون دبیرستان اقامت کنند. یک ساختمان پر از دانش آموزان کلاس الف. مسئولیت هایشان را تقسیم کرده اند و هروقت به آنها نگاه میکنم به خودم میگویم :«اونا واقعا بزرگ شدن». توگا و اوچاکو مسئولیت درست کردن شام را برعهده دارند. نموری و رومی هم کمکشان میکنند. دابی، شوتو، فومیکاگه میدوریا هم راهروها و اتاق ها را نظافت میکنند. کاتسوکی، کیگو و آتسوهیرو هم خودشان را درگیر کارهای فنی کرده اند. بماند که آخرش هم ماشین لباس شویی که تازه خریده بودم را سوزاندند. آن هم فقط سر یک بلدم بلدم!

از اولین گروه پر شور و شیطنتمان شروع میکنم. میدوریا، کاتسوکی و شوتو. از استعدادهایشان بگویم که می توانند یک تنه یخچال پانسیون را خالی کنند. شب ها تا ساعت سه نصفه شب میتوانی صدای فیلم دیدنشان را بشنوی. کاش حداقل به توافق میرسیدند و حداقل فیلم ترسناک نمی گذاشتند تا صدای جیغشان را هم بشنوم! برای همین هر روز صبح وقتی میخواهم به دبیرستان بروم، چشم هایم سیاه و خسته هستند. آخرش تلویزیون را ازشان میگیرم. برخی اوقات دابی هم از بستنی هایش جدا میشود و به آنها در انجام دادن تکالیف و جنگ بالشت ملحق میشود. ترکیب واقعا پرسر و صدایی هستند و صد البته باعث سردردهای من!

و بالاخره توگا و اوچاکو! یک اتاق بزرگ را به خودشان اختصاص داده اند و دیوارهایش را از تابلوهای نقاشی و عکس پر کرده اند. آنقدر اشیاء تزئینی و پرزرق و برق نگه می دارند که باید با عینک آفتابی وارد شوی. توگا یک قفسه کامل گوی کریستال برفی جمع کرده که همه شان مربوط میشود به عیدهای سال های مختلف. همیشه هم بالشت ها و پتوهای زیادی رو زمین می اندازند و باهم چیپس می خورند و فیلم می بینند. شاید هم کمی تمرین باله بروند. یک روزهایی هم توگا به دابی سرمی زند و برایش یخمک درست میکند. انگار آنها بیشتر از هرکسی باهم صمیمی اند. اوچاکو هم همراه میدوریا، تمرینات رزمی اش را کار میکند. خلاصه که هردویشان دخترهای عجیبی هستند

تاماکی، فومیکاگه، کیگو و گاهی اوقات رومی اوقات خوشی با یکدیگر سپی میکنند. باهمدیگر بیرون می روند و تمپورا می خورند. وقتی هم که پانسیون باشند رومی و کیگو باهمدیگر بهترین سوکییاکی ها را درست میکنند. درکنارش هم هنرنمایی فومیکاگه را داریم که خودش را با یاکیتوری هایش سرگرم میکند. یک بار برای منم آوردند و باید بگویم بهترین دستپخت را دارند. انگار تیم آشپزها را در یک اتاق جمع کرده باشی. برخی اوقات ممکن است صدای پریدن ازشان بشنوی که به خاطر دنبال کردن "هیتانی" خرگوش کوچک رومی است. کل اتاق به دنبالش می دوند تا بگیرنش. اگر رومی را فاکتور بگیریم، جمع آرامی هستند. هرصبح برنامه یوگا دارند و اگر صدایی هم بشنوی احتمالا به خاطر غرغر کردن های فومیکاگه به خاطر پرنده جدید کیگو است. به هرحال تنها اتاقی است که میتوانم شب ها از سر و صدای بقیه به آنجا پناه ببرم!

و در آخر ماجراهای من و اری. کوچکترین عضو پانسیونم. اری همیشه برای دیگران گل میگیرد و دسته گل درست میکند. سپس سر شام، آنها را به بچه ها میدهد. همه هم او را دوست دارند و فکر میکنند خواهر کوچکترشان است. توگا موهایش را میبافد و اوچاکو هم گل سرهایش را به او میدهد. میدوریا خواندن و نوشتن یادش میدهد. شوتو باهاش توپ بازی میکند و کاتسوکی برایش لالایی میخواند تا بخوابد. بیشتر از همه با او کنار می آید و دوست دارد همیشه کنارش باشد. پانسیون پر سروصدایی است و همیشه همسایه ها از دست ما شاکی هستند اما دل من فقط به همین سر و صداهای فرزندانم، خوش است. به این می گویند زندگی!
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
اولاش جوری بود که انگار ایزاوا سنسه داره از کلاس ۱A پیش کسی شکایت میکنه😂
خیلیییی خوب بود پستت حس خیلی خوبی میده✨✨
پست هات خیلی بینظیر هستند!⚘️
واقعا عالی هستند!⚘️
مایل به دوست؟⚘️
البتههههه مرسی خوشگلم
خدایا... چرا دارم گریه می کنم؟
-این زیادی قشنگ بود!
مرسی فدات شم
فوق العاده بود🌟🌷
ممنون پریزاد
وای چه قشنگگگ>>>
مرسی خوشگل من
عالی بودد😟🫵
ماچ ماچ 3>
خیلی زیبا بودد ✨
مرسی زیبا جان
وای وایب تستات🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐😭✨️
ماچ به چشمات دخی خوشگلم
نیازمند یک کاتسوکی که برام لالایی بخونه😭😂😂
عالی بود
ایشالا یکی برات گیر میاریم نفس 😂🤝✨
چقدر عالی بود
مرسی زیبای من 3>