ژانر:کمدی،رمانتیک،معمایی
بعد از اینکه همه از اتاق رفتن بیرون ایپریل پنجره رو باز میکنه و کله ی بریده شده ی یه آهو رو میبینه که رو درخت آویزون شده بود و یکی با خون روی تنه ی درخت نوشته بود دختر جون تو رو هم همینطوری میکشیم و سرت رو جلوی در خونه تون میزاریم و با خونت برای خانوادت نامه مینویسیم واکنش ایپریل چیه؟
∆دنیل با کلی سرباز میدوه پیشش ©دنیل:چی شده چرا اومدی اینجا ایپریل:اون با......با......ل......ا.....بالا یکی با خون برام نامه نوشته. دنیل با کلی سرباز میدوه تو اتاقش ®دنیل با کلی سرباز میدوه پیشش ∆©® ایپریل دنیل رو بغل میکنه و گریه میکنه ایپریل:دنیل ...... م........م......من میترسم م......م.....م...م.ی.شه بمونی؟ دنیل:اگه اینطوری خیالت راحت میشه اره. نگهبانا برید اون جا رو تمیز کنید. دنیل میشینه پیش ایپریل و اشک هاش رو پاک میکنه ایپریل:میخوام بخوابم پیشم میشینی دیگه؟ دنیل:تو راحت بخواب. ایپریل میخوابه اما این دفعه خواب قبلی رو نمیدید خواب دید دنیل بغلش کرده و لبخند زد دنیل با دیدن خنده ی ایپریل لبخند زد و رفت وقتی ایپریل بلند شد دید دنیل پیشش نیست واکنشش چیه؟
∆©® صدای خنده از بیرون میاد ایپریل نظرش جلب میشه در رو که باز میکنه محکم میخوره به دنیل دوتایی با هم میگن اخ مگه کوری بعد دوتاشون سرخ میشن و خدمتکار ها و نگهبان ها هر هر میخندن دنیل:وا این چه وضعیه اخه ؟ بعد ایپریل هم میخنده دنیل:خب باشه به ایپریل روحیه دادین ممنون حالا برید.خز ایپریل من اومده بودم بگم شام حاضره چندتا از دوستام هم پایین هستن لباس هات رو عوض کن این یه مهمونیه برای تو. ایپریل:باشه.ایپریل چی می پوشه ؟
ایپریل میره پایین و پیش دنیل میشینه و به خاطرات قشنگ خانواده ی دوست های دنیل گوش میده واکنش ایپریل چیه؟
∆دنیل میفهمه و میگه: بهتره یه ابی به سر و صورتت بزنی و برب تو اتاقت البته اگه میخوای. ایپریل: حق با توه. و میره دستشویی © ایپریل میره دستشویی ® ایپریل میره دستشویی ∆©®چشم هاش رو میبنده و گریه میکنه بعد به صورتش اب می زنه وقتی چشمش رو باز میکنه روی اینه با خون نوشته شده حدس بزن کی میمیری؟ ایپریل نمیدونه این خون کیه به بعد میبینم از دستش خون می چکه واکنش ایپریل چیه؟
∆©®دنیال و دوستاش میان تو دستشویی اما فقط چند قطره خون رو زمین پیدا می کنن و نوشته ای که روی اینه بود رو پیدا می کنن و روی دیوار نوشته فکر کنم جوابش میشه خیلی زود همینطور از ایپریل خون میره دیگه نه فقط از دستش بلکه از سرش هم همینطور چون برای اینکه ایپریل رو بیهوش کنن به سرش ضربه زدن ایپریل وقتی بهوش میاد جلوی در عمارت دنیله یک دفعه دنیل از در میاد بیرون و ایپریل رو بلند میکنه و میبره تو اتاق تخت خونی شده همینطور دنیل ایپریل چی میگه؟
∆دنیل:نه من نمی زارم لطفاً نرو ? ©منم دوست دارم ®اهه من هیچ وقت عزرائیل کسی که دوستش دارم نمیشم که از اینجا ببرمش ∆©®دنیل شروع میکنه به اروم اشک ریختن با سرعت هرچه تمام از اتاق میره بیرون تا صبح جلوی در میشینه صبح روز بعد
..............
............
.............
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
نظرات بازدیدکنندگان (6)