توی قسمت قبل کای رفت و سودا دچار افسردگی شد و بعد بخاطر تصادف یک هفته پیش رو کامل فراموش کرد که یه هفته شامل اشنایی با کای هم میشه
روی تخت بیمارستان بودم که مادرم اومد مامان:«عزیزم چطوری؟» من:«جز اینکه تصادف کردم و فراموشی گرفتم خوبم.» مامانم در حال ریختن اب توی لیوان گفت:«اره خب حق داری.چی صبر کن تو میدونی؟» من:«اشکالی داره؟» مامان دستش رو صورتش کشید و گفت:«معلومه که داره.» و رفت احساس تنهایی می کردم بلند شدم که برم تو حیاط بیمارستان که به یه نفر برخورد کردم چی بهش بگم؟
بهش نگاه کردم با دیدن صورتش خاطرات نا مفهومی یادم اومد تا خواستم ازش بپرسم شما کی هستین رفت منم رفتم دنبالش اما گمش کردم که یک دفعه یه پسر جلوم ظاهر شد گفت:«ام سلام من اُمر هستم.» چی بهش بگم
امر:«باشه.» و رفت کنار منم دنبال اون پسر گشتم کم کم گیج شدم یه لحظه اینجا یه لحظه اونجا که تا حیاط دنبالش کردم پشت به من ایستاد و گفت:«میدونی دور بودن ازت اذیتم می کنه.» من:«ببخشید شما کی هستید؟» گفت:«دلت تنگ نشده؟» گفتم:«من یه هفته پیش رو یادم نمیاد اگه با شما یه هفته پیش اشنا شدم پس شما رو یادم نمیاد.» داشت میرفت داد زدم:«ولی یه خاطرات نا مفهومی یادم میاد.» ایستاد امل و سلین و دنیز و جیدا داشتن میوندن سمتم و اون پسر رفت چی بگم؟
پسره رفت و دخترا اومدن سمتم جیدا:«خوبی؟چه خبره؟» من:«بچه ها من یه هفته پیش رو یادم نمیاد اون موقع بهمون خوش گذشت؟» امل:«عزیزم تو کل هفته پیش از ما دور بودی پس ما خبر نداریم.» من:«چه بد.» سلین:«خواهر جون بیا بریم تو حتما سرت درد می کنه اخه تازه تصادف کردی.» من:«نه خیر سه روز پیش بود و الان خوبم.» سلین هولم داد تو بیمارستان
روی تخت بیمارستان نشسته بودیم و خواهرم داشت بهم لباس نشون میداد کدوم یکی رو بپوشم؟
تا چشم به یکی از لباس ها افتاد یه خاطرات نا مفهومی دیگه هم یادم اومد گوشیم رو برداشتم و زنگ هام رو چک کردم یه ناشناس توی یه هفته پیش بهم زنگ زده بود بهش زنگ زدم جواب داد:«بله بفرمایید.» من:«تو اسمت کای ه ؟» گوشی رو قطع کرد چی به بچه ها بگم؟
یکی از لباس ها رو پوشیدم و رفتم خونه نقاشی رو برداشتم و رفتم چند تا نمایشگاه نقاشی اما کسی همچین نقاشی رو نمیشناخت تا اینکه یه نمایشگاه گفت :«قرار بود توی این نمایشگاه شروع به کار کنه ولی متاسفانه چهار روز پیش فوت کردن.» چی بگم؟
از صاحب نمایشگاه پرسیدم میشه ادرسشون رو بهم بده و اون گفت بله رفتم به اون ادرس
یه خونهی قشنگ با نقاشی هایی روی دیوار خونه بود که داخل جنگل پنهان شده بود در زدم
چطور بود؟
عالی بووووددد پارت بعدی لطفااا
کی بعدیشو میزاری؟؟
گذاشتم
قشنگ بود✌?
ممنون