
توضیح درباره شورش دکابریست ها در سال ۱۸۲۵.
در دسامبر سال ۱۸۲۵ میلادی در سن پترزبورگ پایتخت روسیه تزاری افسران و اشراف روسی دست به یک شورش زدند.به دلیل اینکه در ماه دسامبر این شورش صورت گرفت به شورشیان دسامبریست یا به لهجه اسلاوی دکابریست گفتند،جای تعجب دارد که چطور کسانی که خودشان جز حکومت امپراتوری تزاری روسیه بودند و افسر و کنت و شاهزاده بودند و از این حکومت سود میبردند دست به یک شورش زدند،این تنها شورش در جهان است که اشراف در آن دست داشته اند. در ادامه این مطلب به چرایی شروع این شورش و عاقبت شوم دکابریست ها میپردازیم.
دو مجمع به نام های مجمع شمال(واقع در مسکو و سن پترزبورگ)و مجمع جنوب(واقع در کازان و جنوب روسیه)فعالیت میکردند که در آن اشراف(از جمله کنت آنن کو،سرهنگ ناریشکین،افسر فون زی وین)و روشن فکران روسی نسبت به حکومت تزاری مخالفت میکردند و خواستار دو چیز بودند اولی اینکه زمین اشراف بین ریعت ها تقسیم شود و آنها در زمین خودشان کشاورزی کنند،دوم اینکه یک قانون اساسی درست برای کشور تا نظام فاسد اداری را تصحیح کند.با مرگ تزار الکساندر اول در دسامبر ۱۸۲۵ مجمع شمال و جنوب تصمیم گرفتند که قبل از اعلام جانشین تمام اعضای خانواده سلطنتی را به قتل برسانند تا جانشینی برای تاج و تخت باقی نماند و یک جمهوری به وجود آورند و قوانین موجود روسیه را تغییر بدهند،در همین زمان ولیعهد کنستانتین برادر تزار سابق سلطنت را به برادر کوچک تر خود نیکلای واگذار کرد،اینگونه نیکلای اول تزار جدید روسیه شد.

با اعلام تزار جدید دو مجمع دوباره جلسه گذاشتن و نتیجه آن جلسه این بود:اعلامیه انقلابیون باید در خیابان ها و میدان های عمومی خوانده شود و در این اعلامیه از تزار نیکلای اول درخواست قانون اساسی کنند و اگر تزار حاضر به دادن قانون اساسی نشد به کاخ سلطنتی حمله ور شوند و تزار را وادار به انجام آن کار کنند.ولی اینها وسیله اجرا میخواست و انقلابیون وسیله اجرا نداشتند،انها با شعار«انقلاب یک تاکتیک میخواهد و آن جرعت است»سرانجام در روز ۱۴ دسامبر دسامبریست ها شورش خود را شروع کردند اما بیش از ۳ ساعت این طول نکشید و همه آنها دستگیر شدند و بعضی از آنها گریختند و نزد خانواده خود رفتند تا از آنها خداحافظی کنند و به زندان بروند زیرا اجداد آنها چه زن و چه مرد ایستادند و کشته شدند اما فرار نکردند و اگر آنها فرار میکردند به اجداد خود خیانت میکردند.شکست خوردن دسامبریست ها دو دلیل داشت: رییس مجمع جنوب در آخرین ساعات منصرف شد و گفت که از خونریزی میترسد،دلیل دوم هم آن بود که تعداد افسرانی که به تزار جدید سوگند وفاداری یاد کردند دوبرابر شورشیان بودند.

دسامبریست ها را به زندان قلعه پتر و پل (عکس اش بالا هست)منتقل کردند و بعد از ۹ ماه مجازات انها توسط تزار اعلام شد،پنج نفر پاره خواهند شد و سر از پیکر ۳۰ نفر با تبر جدا خواهد شد و بقیه به حبس ابد و کار اجباری در سیبریه محکوم شدند.وقتی که این حکم به گوش کنت لوپوخین دوست امپراتور رسید کنت نزد امپراتور رفت و نزد و او گریه کرد و خواستار این شد که امپراتور از قدرت عفو خود که خداوند به او داده است استفاده کند و مجازات انها را تخفیف ببخشد،سرانجام دل تزار به رحم آمد و مجازات جدید به این صورت بود:پنج نفر با طناب دار اعدام میشوند و ۳۵ نفر به حبس ابد و خلع درجه و ظبط اموال محکوم شدند.بقیه به ۲۰ سال حبس و کار اجباری در سیبریه(بعد از تمام شدن حبس حق برگشت به روسیه رو نداشتند)خلع درجه و ظبط اموال و بعضی فقط به خلق درجه محکوم شدند.در نهم دسامبر سال ۱۸۲۶ عده ای از دسامبریست ها با سورتمه به سمت سیبریه راه افتادند.کنت آنن کو و برادران موراویف جز گروه اول عازم روسیه شدند.از سن پترزبورگ تا چیتا(منطقه ای که باید به آنجا بروند)۶۶۷۵ کیلومتر راه بود که با سرعت سورتمه ۳ ماه طول میکشید تا به چیتا برسند،هر ۴۸ ساعت یکبار سورتمه توقف میکرد و به زندانی ها کمی آب و غذا میدادند.

عکس مربوط به منطقه چیتا در سال 1826 هست* یک سال بعد از اینکه دسامبریست ها در چیتا مستقر شدند،سه شاهزاده خانم روسی که شوهر هایشان در سیبریه زندانی بودند به آنان پیوستند،البته آنها باید سه شرط را رعایت میکردند،حق بردن پول و جواهر به سیبریه را ندارند -حق برگشتن به روسیه را ندارند و تا آخر عمر باید همراه همسر خودشان در سیبریه بمانند-در هفته فقط یک ساعت با حضور یک سرباز میتوانند همسر زندانی خود را ببینند و با ورود به سیبریه یک فرد از عوام الناس حساب میشوند و یک شاهزاده خانم نیستند.نام این سه شاهزاده خانم ماری ولکونسکی،کاترینا تروبتزکویه و الکساندرا موراویف و همچنین نامزد فرانسوی کنت آنن کو مادموازل پولین بود.اشراف مسکو و سن پترزبورگ که میدانستند که مهمانی ها و بال ها و جواهر و لباس برای شاهزاده خانم ها مانند یک غذا لازم است به زودی خواهند برگشت،اما هیچ کدام از آنها به روسیه برنگشتند و در سیبریه مردند و در آنجا دفن شدند.این اشخاص که روزی در ظروف نقره غذا میخوردند و خدمتکار هایشان طوری با ظرافت از ملاقه طلاکوب شده برایشان سوپ میریختند که انگار دارند الماس تراش میدهند در سیبری در اتاقی کوچک که فقط یک تخت و یک بخاری داشت زندگی میکردند.

این نقاشی الکساندرا موراویف هست که در سن 19 سالگی به سیبریه رفت و زمانی که 28 سال داشت در سیبریه فوت کرد و در همانجا دفن شد.او یک دختر داشت که در سیبریه به دنیا آمده بود،بعد از 30 سال و مرگ تزار نیکلای اول و سلطنت الکساندر دوم تمام دسامبریست هایی که زنده بودند بخشیده شدند و توانستند به روسیه برگردند.
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالی بود
خوشحال میشم اگه بازم چیزه جالب درباره ی تاریخ روسیه پیدا کردی با همه به اشتراک بزاری محتوا هایه جالبی هستن من که خیلی خوشم اومد دمت گرم🩷🙂😃👍🏻
همینجوری ادامه بده😃👍🏻
دارم یه کتاب درباره درون کاترین میخونم
اگه چیزی پیدا کردم که جالب باشه میذارم
مرسی
مرسییییی منتظرم:))))))
دوران*
عالی بود حتما باید ویژه بشه😃
اولللللللل