در این مطلب به رسم خاستگاری در ایران باستان میپردازیم
درگذشته ایرانیان باستان به جشن عروسی، سور میگفتند. عروس لباس سبز میپوشیده و تور یا پارچهای سبزرنگ روی سرمی انداخته، داماد نیز عرقچین سبز بر سر و روی شانه راست او چادرشب یا دستمال سبز انداخته میشده است. در پشت سر داماد، برادر یا یکی از بستگان بسیار نزدیک او میایستاده و در دست (یا در سینی کوچک) یک دستمال سبز، یک انار شیرین، یک تخممرغ، یک قیچی و کمی نقل و شیرینی و آویشن همراه نخ و سوزن سبز را بالای سر داماد نگه میداشته یا در داخل سفرهای به نام سفره گواه (سفره عقد) قرار میداده است.
در ایران باستان و بنا بر قوانین دوره ساسانی، دختران خود، همسر خویش را انتخاب میکردند. یعنی دقیق برعکس آن چیزی که الان اتفاق میافتد. هنگامیکه بهرام گور، پادشاه معروف ساسانی از دختران یک مرد روستایی ساده درخواست ازدواج میکند، روستایی پاسخ را به دختران خود وامیگذارد...! در شاهنامه زنان دلاور و خردمندی، چون کتایون و تهمینه، همسر خویش را انتخاب کرده و برای یافتنش همه مرزهای سیاسی و طبقاتی را زیر پا میگذارند.
خواستگاری زرتشتیان به این روش بود که مادر و خواهر پسر در صورت تمایل خانواده دختر با چند نفر از بستگان نزدیک برای خواستگاری دختر میرفتند. در بیشتر مواقع خانواده پسر نامهای که درباره خواستگاری از سوی پسر به پدر دختر نوشتهشده همراه خود میبرند. این نامه را بیشتر برای شگون، روی کاغذ سبزرنگ و در پاکتی سبز میگذاشتند و با یک دستمال سبز و یککله قند همراه مقداری سنجد و آویشن به منزل دختر میبردند. در آن دوران رنگ سبز، مبارک بوده و در سرورها بسیار از این رنگ استفاده میشده است. سپس جواب نامه چند روز پس از آن از سوی خانواده دختر با همان روش به سرای پسر برده میشد. در این نامه پدر دختر، موافقت خود را بیان میکرد و به دنبال آن نامزدی آغاز میشد. چقدر زیبا😃🙌🏽
ممنون از نگاهتون🌼