سلام به همگی اومدم با پارت ۲
از زبان مرینت :بالاخره ساعت ۷/۳۰ شد و منو آلیا راه افتادیم🚗🚗.ساعت ۸ جشن شروع می شد . وقتی رسیدیم همه بودن پس زودتر جشن شروع شد 🥳🥳.رفتیم کیک خوردیم و بعدش نوبت رقص دونفره شد. یهو
دیدم آدرین داره با کاگامی میرقصه😰😢 بغضم ترکیدو از سالن خارج شدم و رفتم به درد خوردم بمیرم 😢😢 (بیچاره مرینت ). آدرین : داشتم میرقصیدم که یهو دیدم مرینت باگریه دویید بیرون رفتم دنبالش دیدم تنهاست. ازش پرسیدم چی شده که که گفت :
آدرین من یکی رو یعنی یکی رو دوست دارم ولی نمی تونم بهش بگم خوش بحالت تو کاگامی رو دوست داری ام.... آدرین :پریدم وسط حرفشو گفتم وایسا تند نرو . من فقط با اونم چون پدرم منو مجبور کرده که باهاش باشم . مرینت (تو دلش 🥳🥳🥳🥳😍😍😍😍😍😍😍😍🥳🥳🥳)من واقعا متاسفم 😁😁 آدرین : چرا من به خاطر این ناراحتم که نمی تونم با کسی که دوستش دارم باشم چون اون یکی دیگرو دوست داره🥺🥺 مرینت :
با این حرف آدرین انگار دنیا رو سرم خراب شد💘💘 ازش پرسیدم اون کیه اون گفت میفهمی . مرینت : ولی من یه راه برای کات کردن دارم که اون قلبش نشکنه .(راوی : ای شیطون 😏😏 مرینت : ساکت راوی : ok i understand.) آدرین : با این حرف مرینت خیلی خوشحال شدم و پریدم هوا مرینت: پس آدرین منتظر هستم آدرین : ok😍😍
از زبان مرینت بعد مهمونی : وای تیکی خالم خیلی بده اون موقع حداقل میدونستم کی رو دوست داره 🥺🥺 ولی الآن حتی نمی دونم اون شخص مورد علاقه آدرین کیه😣😣. که یکدفعه صدای بوم اومد . رفتم بالکن دیدم آلیا شرور شده . رفتم تا باهاش بجنگم. از زبان آدرین : بالاخره رسیدم خونه و رفتم رو تختم دراز کشیدم .تو سرم فکر کردم چرا وقتی مرینت فهمید من یکی رو دوست دارم ناراحت شد 🥺🥺. تو همسن فکرا بودم که یدفعه صدای بوم شنیدم تبدیل شدمو رفتم دیدم
لیدی باگ داره با لیدی وای فای میجنگه . رفتم کمکش که لیدی باگ گفت لاکی چارم و بهش گوشی داد فهمیدم که باید برم تو بک کوچه و گوشی رو بزارم بغل دستم و ادای برگشتن به حالت عادی رو در بیارم و کت نوار باید وقتی که حواس لیدی وای فای پرت شد با کتاکلیزم گوشی رو نابود کنه همه چیز طبق نقشه پیش رفتو من گفتم میراکلس لیدی باگ و همه چی درست شد منم چون خیلی ناراحت😢😢 بودم بدون خداحافظی رفتم خونه و خوابیدم😴😴
(بچه ها یه نکته تو صفحه قبل لیدی باگ گوشی رو بغل دستش گذاشت تا لیدی وای فای بتونه باهاش تماس بگیره)از زیان کت نوار : لیدی باگ خیلی ناراحت بود و بدون خداحافظی از من رفت رفتم خونه و به ناراحتی لیدی باگ فکر کردم تا خوابم برد😴😴فردا از زبان مرینت :
خوب این پارتم تموم شد لطفا ۵ تا کامنت بزارین تا بعدی رو بزارم ممنون.😘😁
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالی بود
عالی بود
اگه یه عکس مناسب هم روی داستان هات بذاری نورعلی نور.
از تست قبلی جذاب تر بود.در انتظار قسمت بعد...