....
در زمان قدیم هر دکان دارای یک در چوبی بود که شب ها بسته می شد اما این درها به راحتی قابل شکستن بود و امنیت بالایی نداشت به همین دلیل مراقبت و نگهبانی از دکان ها و بازار کار مهمی بود و افرادی به عنوان نگهبان در محل درهای اصلی مشغول به کار می شدند و از سر شب (دم اذان مغرب) تا بامداد روز دیگر (پس از اذان صبح) باید از بازار مراقبت می کردند و طول بازار را گشت می زدند.
از آنجا که بازار، بزرگ بود و امکان گشت زنی در تمام نقاط آن برای نگهبانان وجود نداشت نگهبانان چندین سگ درنده به نام «سگ بازاری» داشتند که این کار را برای شان انجام می دادند. این سگ ها فقط صاحبان خود که نگهبانان بودند را می شناختند و هر فرد دیگری که در بازار می دیدند را می گرفتند به همین دلیل با غروب آفتاب نگهبانان در یک بوق بزرگ که از شاخ قوچ ساخته می شد و صدای بسیار مهیب و بلندی داشت می دمیدند تا همه بازاریان از زمان رها شدن سگ ها آگاه شوند و زودتر حجره های شان را تعطیل کرده و از بازار خارج شوند.
به این بوق که سه بار و با فاصله زمانی مشخصی نواخته می شد «بوق سگ» می گفتند و پس از نواختن آن اگر کسی بازار را ترک نمی کرد و گرفتار سگ ها می شد خونش پای خودش بود زیرا هر لحظه امکان داشت که فرد مورد حمله سگ های وحشی قرار بگیرد. از آن دوران به بعد به هر شخصی که تا دیر وقت کار کند و دیر هنگام به خانه برگردد می گویند که تا بوق سگ کار کرده و یا بیرون از خانه حضور داشته است.
اسلاید اضافه
به یکی از سوالام پاسخ داده شد
چه جالببب
یاد وی افتادم
خیلی جالب بود.
عالی 🌱🤝
جالب بود
بک میدم
تست عالی بود و لایک شد
ادمین فرشته پین؟
به به یه پست ویژه قشنگ و جالبب😻👌🏻🤍
خیلی جالب بود بازم بساز
بک میدم✔️