من توی این تست یه داستان راجل آنیا و دامیان طراحی کردم امیدوارم خوشتون بیاد درزمن این با خود فیلم هیچ فرقی نداره بعد از قسمت ورزش نجات آنیا توسط دامیان این قسمت میاد
*معلم*خب بچه ها فردا قراره یک زنگ آشپزی داشته باشیم هرکی باید توی این کلاس برای کسی که اسمش درمیاد غذا بپزه و توسط بهترین آشپز ها بررسی میشه و اگی مسموم یا بد مزه نبود شخص مورد نظر باید در زنگ ناهار اونو بخوره بکی بلک بل با کاترین آیسا و آنیا فورجر با دامیان دزموند و جکسو لایف با میکرا بنیو و.... *آنیا* در ذهن خودش(من باید برای پسر دوم غذا بپزم و لی اون رو مخ ترین آدم دنیاس و.. حالا ذهن دامیان رو میخونم تا ببینم واکنشش چیه ) ذهن دامیان(من چطوری میطونم برای آنیا غذا بپزم اون ... اون ... بهترین آدم دنیاس و من حتی آشپزی هم بلد نیستم باید به مامانم بگم به آشپزمون بگه بهترین غذا رو یادم بده شاید چیکن مرغ فرانسوی با پنیر اظافه رو من دوست داشته باشم ولی از کجا باید بفهمم آنیا چی دوس داره ؟ ) آنیا با دهانی نی که به شکل ذوزنه باز شده و چشمانی به این شکل😳😮😯😲🙀 ها به دامیان نگاه میکند .
*دامیان* آنیا چی دوس داره ؟ اوا یا خدا چرا اون شکلی داره نگام میکنه واقه هربار دربارش حرف میزنم بهم نگاه میکنه آخه مگه میتونه ذهن منو بخونه فهمیدم توی زنگ تفریح تعقیبش میکنم تا بفهمموچی دوس داره *آنیا*درحالی که همچنان روی ذهن دامیا ن تمرکز کرده با خودش میگه پس توی زنگ تفریح یه جا میشینم تا اون راحت بتونه نزدیکم بشه . (تصویر صفحه قبلی این بود )
&زنگ تفریح& *دامیان* چطوری نوچی هامو دست به سر کنم ،؟فهمیدم!!! ^هوی نوچه های خوشگل و نانازم فکر میکنم که کتاب ریاضیم روی توی خوابگاه جا گذاشتم و شما دوتا باید برید و اونو برام بیارید اگه بدون کتاب برگردید میزنم له تون میکنم فهمیدید ؟^^ ب..ب..بل...للل...قر...بابا..ن^ و بعد مثل دوتا یوز پلنگ رفتن منم دیدم آنیا و بکی دارن مین پس دنبالشون آروم و سوت زنان میرم *آنیا* نقشم گرفت دامیان بدون اینکه بفهمه که من منتظر بودم تا بیاد تا گممون نکنه ایول به خودم حالا نباید بزارم بکی بفهمه ^میگم بکی میای این زنگ بجای راه رفتن بریم روی نیمکت بشینیم تا درباره خوراکی مورد علاقمون حرف بزنیم^^خب اگه تو میخوای باشه^
*دامیان *حالا فقط باید منتظر شم تا آنیا غذای مورد علاقه اش رو بگه صبرکن ببینم اون دوتا مو طلایی که به سرعت دارن واردمدرسه میشن نوچه های من نیستن یا ابلفظل باید زود بگی آنیا *آنیا* (خب بکی اول تو بگو غذای مورد علاقه ات چیه ؟)(غذای مورد علاقه من آنیا سوشیه) (اوه چه جالب غذای مورد علاقه من هم خب امم ......)وایسا بینم اونا نوچه های دامیان نیستن ؟ خدایا دامیان توی دردسر افتاد باید زود بگم (خب من عاشق مرغ سخاری با پنیر اضافه و مقداری لازانیا کنارش هستم خب ما یه بار رفتیم رستوران و من از اونا خوردم و عاشقش شدم) *دامیان* خب خوب شد واستا چی ؟ مرغ سوخاری با پنیر و لازنیا رو چجوری یاد بگیرم 😭😱😱😱😓
امیدوارم خوشتون بیاد
فقط اونجایی که انیا هول شد😂😂😂😂😂😂
من نویسنده اون تستم
خوشحالم که خوشت اومد یکی دوتا اکانت دارم اینی که دارم باهاش بهت پیام میدم اصلیه هست
کاور انیا و دامیانه؟