پارت بعد پارت آخره
جیسون:به سمت اون کارخونه راه افتادیم اون دست گذاشته بود روی دادستان کل خودش رو توی بد مخمصه ای انداخته بود صد در صد کارش تموم بود به کارخونه رسیدیم سکوت عجیبی اونجا رو فرا گرفته بود رز؟ رز:بله جیسون : میتونی ببینی اینجا دوربین داره یا تله مخفی چیزی؟ رز:همین الان چک کردم هیچی نیست میتونید برید
جیسون:حله. به همه دستور دادم سر جاشون مستقر بشن و آروم آروم پیش رفتیم در با صدای بدی باز شد لعنتی فکر کنم فهمید ما اینجاییم سریع رفتم داخل دیدم آخر کارخونه با یک ماسک به صورتش ایستاده دادستان کل هم روی یک صندلی بیهوش و دست و پاهاش بستس اسلحه رو به سمت اون گرفتم : پلیس همین الان دستات رو بزار روی سرت و زانو بزن عجله کن
اما اون هیچ ریکشنی نشون نداد دوباره گفتم :هی مگه نمیشنوی بهت میگم دستات رو بزار روی سرت و زانو بزن سرپیچی از پلیس برات گرون تموم میشه. یهو زد زیر خنده با تعجب نگاش کردم :دیوونه شدی نمیفهمی چی دارم میگم؟ اروم شد و گفت:اون کسی که باید دستگیر کنید من نیستم اینه که اسم خودش رو گذاشته دادستان کل مجری عدالت
سرش رو کنار گوش دادستان اورد و آروم گفت :فکر کنم دیگه وقتشه همه چیز رو روشن کنم اینطور فکر نمیکنی؟ بعد دوباره رو به من نگاه کرد و ادامه داد: خب خب آقا پلیسه دوست داری از کجا شروع؟ از اولش؟ آخه یکم طولانی میشه ولی خب عوضش همچی براتون روشن میشه. ماسکش رو از روی صورتش برداشت و با لبخند بهم نگاه کرد خشکم زد...
خیلی خوب بود
میشه پست پین شدم رو لایک کنی؟
اون اولین پستم تو تستچی بود😔