
خب اینم از پارت اول. ناظر تایید کن چیز بدی نداره.
سلااام بچه ها. چطورید؟؟ بالاخره پارت یک رو نوشتم. امیدوارم که خوشتون بیاد. و اینکه توی این پارت فقط دو تا شخصیت هستن ولی بقیه رو هم توی پارت های بعدی وارد داستان می کنم.
از زبان تیفانی: داشتم آماده می شدم که برم مدرسه جدیدم، باورم نمی شد لباس فرمش چقدر بی قواره و مزخرف بود. ولی خب به هر حال مجبور بودم بپوشم. داشت دیرم می شد. کیفم رو برداشتم و رفتم سمت در تا سوار اتوبوس بشم.
وقتی رفتم تو اتوبوس نشستم کلی آدم با همین لباس فرم های زشت دیدم. بعضیاشون مثل من هیجان داشتن ببینن مدرسه جدید چه جوریه. ولی بعضیا هم همینطوری با چهره های ناراحت و بعضا ترسیده نشسته بودن یه طرف. .فقط یه جای خالی توی اتوبوس مونده بود. اونجا نشستم.دیدم که یه دختره اونجا نشسته. نه خیلی ناراحت بود و نه خیلی هیجان داشت. آروم نشسته بود روی صندلیش.
گفتم: سلام اسم من تیفانیه، و تو؟ جواب داد: استار، خوشبختم. گفتم: همچنین یکم با هم دیگه حرف زدیم. ازش پرسیدم که چرا بعضیا اصلا هیجان ندارن که مدرسه رو ببینن. گفت: بیشترشون اخلاقشون اینجوریه و چیزی در مورد مدرسه نمی دونن، ولی بقیه ترسیده ان.
با تعجب گفتم: برای چی؟ گفت: نمی خوام بترسونمت، ولی یه سری شایعه در مورد این مدرسه وجود داره که خیلی واقعی به نظر نمی رسن، ولی بعضیا باورشون دارن. اعتراف می کنم خودم هم یکم ترسیده بودم. پرسیدم: مثلا چه شایعاتی؟
جواب داد: شایعات زیادی در مورد این مدرسه وجود داره، مثلا شایعه شده که یه موجودات عجیب غریبی داخل این مدرسه دیده شده. یا اینکه یه بار یکی از دانش آموزا داخل مدرسه ناپدید شده ولی هر بار که یه نفر می رفته داخل سالن غذاخوری، صدای اونو می شنیده. بعدا سالن غذاخوری رو جابجا کردن و بردن یه جای دیگه. ولی اون سالن قدیمی هنوز هستش ولی کسی اجازه نداره واردش بشه. بعد از شنیدن حرفای استار، دیگه حرفی نزدم. قبول دارم که ترسیده بودم. با خودم فکر می کردم واقعا چرا من اینجا ثبت نام کردم؟ و توی همین فکرا بودم که به مدرسه رسیدم.
خب این از پارت یک، ببخشید که دیر منتشر شد. نمیزارم زود بفهمید تو اون مدرسه چه خبره :))
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
داستانت عالیه (:
مطمئنم میتونی یکی از
بهترین نویسنده ها بشی !🌷
همینجوری به کارت ادامه بده و
از خودت بهترین نویسنده رو بساز .🔮
با آرزوی موفقیت:لونا 🌷
به کتابچه ی لونا نیز سر بزنید 🎍
اسم کتاب های کتابخانه ی لونا : دخترک گمشده 🌹
میا شخصیت منه؟ اسمش رو عوض کرده بودم
اوو
یادم رفته بود ببخشید
ویرایش میزنم
خوبه پارت اوله
ایرادی نداره
ممنون
ویرایش جدید منتشر شد
عالی بود
ممنون
عالی بود دانش آموز عزیز
استعداد درخشانی توی نوشتن داری 🪄
مرسی
عااالییی😍
امیدوارم پارتای بعد هممون باشیم(:♥︎
ممنون
حتما
عایل
تنکس
عالی بود
مرسی
خواهش میکنم