همم؟ میتونه پارت دو هم داشته باشه یعنی نوشته شده اگر بخوایدمیزارم
نامه ی دیا برای معشوقه اش حالا دیگر چنان از احساس های متفاوت و گوناگون سرشارم که اگر بپرسی چگونه صبح را به شب میرسانم بی گفت و گو در جوابت میمانم هیجان زده ام تو این احساس را در من زنده کردی امید هنگامی یک دیگر را یافتیم که من شکسته و زخمی بودم ما هیچ کدام در اولین دیدار بال و پر نداشتیم اما هر زمان که در کنار هم بودیم آسمانن را لمس کردیم همه ی اینها به لطف تو بود،عزیزم!
کاش میتوانستی حدس بزنی که چقدر دوستت دارم که چقدر دلتنگ با تو بودن شده ام حرف هایت حاضرم یک سال از عمرم را بدهم تا یک شب روی همان پل کوچک جلوی ساختمانمان باز تو بگویی و من گوش فرا دهم اما افسوس که چنین چیزی محال است. این عشق زیباترین بود شاید کلماتم برای تو بی معنا باشند. اما من همه ی آنها را احساس کردم سالهاست که دیگر میان خاطرات گم شده ام . لحظه هایی که ما با خودمان بودیم را بارها زندگی کرده ام
میدانم که تو مرا دوست داری شاید کمتر از چیزی که من تو را.من میدانم که تو هنوز هم وجود داری در این دنیا در این شهر پذیرفتن اینکه تو رفتی غیر ممکن است هیچ وقت از من نخواه. شاید دقیقا کنارم نباشی اما تو اینجایی(اشاره به قلبش) هنوز چیزهایی باقی مانده است که برای تو بازگو نکرده ام چون فرصتش را نداشتم ما فقط برای مدت بسیار کوتاه با هم بودیم این تازه شروع ما بود با یک پایان اجباری به دست سرنوشت. من هنوز حضور گرمت را کنار خودم احساس میکنم .
. تو زودتر از انتظار آدم هارا وابسته به خودت میکردی . کلمه ی آرزو در داستان ما ناتوان است چیزی که من از آن میگویم در گذشته اتفاق افتاده و من در حال هستم پس غیرممکن است بازگشتن تو با آرزو های پوچ و بی فایده . عزیزم فقط میخوام بدونی که تو بهترینی دوستت دارم پسر دیا_
داستانت لایک شد 🌷
داستانم لایک شده 🙏
این واقعا قشنگ بود..
حقیقتا ... اشکام...
سلام من تازه به تستچی اومدم میشه برای حمایت برام امتیاز بزنی 🩷🩷
بک میدم
راستی لطفا به سلیقه ی خودتون یه امتیاز برام بزنید
امد ممنون مهربونم اتفاقا خیلی هم زیاد بود😘