
حتما به ذهنتون خطور کرده که چرا چهره ی حاجی فیروز سیاهه،در این پست پاسخ خود را میبابید:>

در روزگار قدیم صورت سیاه حاجی فیروز نشان دهنده اتمام ناپاکی ها و سیاهی ها و بشارت و مژده آمدن بهار بوده است و برای شاد کردن مردم این لباس را بر تن می کرده اند، حاجی فیروزها برای خود شغل و کار داشته اند و صرفا برای شادی و آمدن نوروز این کار را می کردند. و او سمبل یک فرد آزاده بوده است. او و غلامش با گفتن لطیفه باعث شاد شدن مردم و خنداندن آنها می شده اند. لباس سرخ حاجی فیروز یک تحول عظیم را بشارت می دهد. این نشان دهنده ی این بوده که در قدیم روح شادی و شادمانی در دل مردم زنده بوده است. و شاد بودن و شاد کردن از درجه ی بالایی برخوردار بوده است. خداوند بعد از خلق دنیا شادمانی را نیز خلق نموده است. روزهای نوروز که تازگی وپاکی را به بار می آورد باید با شادی آغاز شود. اگر افراد در این روزها شاد نباشند، مهمان خانواده خانه را ترک کرده و از خانه می روند و حاجی فیروز با رقص و پای کوبی این شادی را به خانه ها هدیه می دهد.

چهره سیاه او نماد ورود او از جهان مردگان می باشد. به تازگی در مورد صورت سیاه حاجی فیروز حرف هایی به گوش می رسد که از سر ناآگاهی است اما حاجی فیروز در حقیقت نماد نو شدگی زمین است و اینکه هیچ گاه در ایران باستان برده داری رواج نداشته است و نه نماد تحقیر آدم های دیگر است.

عمو نوروز و حاجی فیروز دوشخصیت اصلی ولی متفاوت در یک داستان هستند. نقش عمو نوروز دراین داستان، عاشقانه است درواقع یک پیرزن که اصطلاحا او را ننه سرمامی نامند منتظر آمدن اوست و البته زنی است که ایشان قصد ازدواج بااو را دارد این داستان به الهه و شاه نیز نسبت داده می شود که یک زن گمنام (ننه سرما) می خواهد با شاه (عمو نوروز) ازدواج کند. واین ازدواج هیچوقت اتفاق نمی افتد زیرا همیشه زمانی که عمو نوروز میرسد، پیرزن خواب است چون آنقدر به تمیز کردن خانه پرداخته که ازفرط خستگی خوابش برده است درضمن در این داستان همیشه مرد مسافر است و زن صاحب خانه. و اما حاجی فیروز، تاریخ نویسان گفته اند که سیاهی صورت حاجی فیروز به این علت است که او از دنیای مردگان بازگشته است و لباس سرخ او نیز نماد خون سرخ سیاوش و حیات دوباره ایزد شهید شونده و شادی او شادی زایش دوباره آنهاست که با خود رویش و برکت میآورند.

شعر حاجی فیروز:حاجی فیروزه، سالی یک روزه همه می دونن منم، همه می دونن اومدم ارباب خودم سلام علیکم، ارباب خودم سرتو بالا کن ارباب خودم من و نگاه کن، ارباب خودم یک لطف به ما کن ارباب خودم بز بز قندی ارباب خودم چرا نمی خندی؟ بشکن بشکنه، بشکن من نمی شکنم بشکن اینجا بشکنم یار گله داره اونجا بشکنم یار گله داره این سیاه بیچاره چقدر حوصله داره
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!