7 اسلاید توسط: ꜱᴀʀɪɴᴀ انتشار: 2 سال پیش 1,105 مشاهده گزارش ذخیره افزودن به لیست


اشتراک گذاری

توجه!

محتوای ارائه شده در این سایت توسط کاربران تولید می شود و تستچی نقشی در تهیه محتوا ندارد بنابراین نمایش این محتوا به منزله تایید یا درستی آن نیست. مسئولیت محتوای درج شده بر عهده کاربر سازنده آن می باشد.

  • جهت اطلاع از قوانین و شرایط استفاده از سایت تستچی اینجا را ببینید.
  • اگر محتوای این صفحه را نامناسب یا مغایر با قوانین کشور تلقی می نمایید می توانید آن را گزارش کنید.

سایر تست های سازنده

نظرات بازدیدکنندگان (41)
  • حواب دیدم بلک پینک اومده شام خونه ی مامان بزرگم بعد لیسا داشت ظرفارو میشست منم داشتم با جنی عکس میگرفتم بفرستم برای دختر خالم پز بدم که بلک پینک اینجان رزی و جیسو هم؟که داشتن باهم حرف میزدن😐😂

  • خب از قدیم گفتن تا سه نشه بازی نشه خاب سومم تعریف کنم😂💔
    خاب دیدم که شوگا با رفیق من رله و اسم رفیقم از محدثه به میا تغییر کرده و ما داریم تو باغ ما ماشین ولگردی میکنیم😐💔

  • یه بارم خواب دیدم داخل ماشین بودیم با ننه و اقام پنگوئنا با سنگ به ما حمله کردن و بابام با یه حرک خفن از جاده خاکی پیچید بالا و زارت خوردیم به یه تخته سنگ پنگوئنا میخاستن ما رو بکشن مامانم داشت باهاشون حرف میزد که چرا میخاین ما رو بکشین منم رو سقف ماشین عربی میرقصیدم و یکی از همکلاسیام ک خیلی تپل بود و بگل کردم و میگفتم جووووون باربی من خوش هیکل من مانکن من😐💔

  • یه بار خواب دیدم تو یه کلبه هستم ک خاله دخترداییم من و اونجا زندانی کرده و اتیشش زده و نیششو تا خشتک وا کرده و با دندونای زرد قناریش داره بهم میخنده

  • imageبئاتریس خوشتیپ؛
    ران بوسبوسی (Ver)💅🏻

    خواب دیدم داریم میریم توکیو که کازوتورا رو راضی کنیم تقصیر خودشه نه مایکی بعد وسط راه پنچر شدیم وایسادیم یه ماشین دیدیم که شینوبو توش بود بعد رفتیم روی سکوی دایره ای و گیو رو دیدیم که رد شد یه سلفی باهاش گرفتم و دازای و گوجو رو دیدیم که از توی توکیو که ۲ قدم جلو تر بود دارن دست تکون میدن میگن مویچیرو بیا دیگه بیا کرم بریزیم
    همین قدر خواب اوتاکویی ولی خیلی حال داد

  • image;𝙇𝙞𝙜𝙝𝙩𝙮
    ...Lost in the fog

    خواب دیدم تو خونه مامان بزرگم دو تا مارپلاستیکی دنبالم افتادن,منم عین اسکلا تا صبح داشتم از دستشون فرار میکردم😔👍
    همینقدر زیبا و پر محتوا:)))

  • اسلاید ۵ خدا
    خواب دیدم که خونه هستم که صدای غرش تایتان امد من پنجره بیرون نگاه کردم که یهو دیدم یه تایتان امد خونه خراب کرد من درحال حاضر سقوط می کنم که المایت میان منو میگیره و میگه به سوی قدرت و فراتر از آن بعد توی هوا بودید که دیدم بی تی اس دارن اهنگ می خواند ( ارمی نیستم دوستم ارمی وبه دلیل نامعلوم ایت خواب سمی دیدم )
    من بعد که هنوز توی بغل المایت بودم من داد به به گوجو داشتیم با گوجو پرواز میکردیم که چششمون به برج میلاد خورد به اژدها داشت دور برج میچرخید
    خواب عجیب بود

  • وای😂😂فقط چویا اصن😂😂چویا با ایمانه معلومه نماز میخونه😂😂

  • من یه بار خواب دیدم که با دخترخالم رفته یودیم کره رفتیم فنساین کلی خوش گذروندیم بعد نامجونی از من خوشش اومده بود برای همین اونا با ما اومدن خونه، ما سوار قطار شدیم که بریم خونه😂😂بعد وقتی از قطار پیاده شدیم قطار روی یه دختر بود بعد من اول پیاد شدم از درخت افتادم پایین تهیونگ اومد منو بلندم کرد نامجونی بیچاره این وسط داشت بهم میگفت: طوریت که نشد نه؟ کجات درد میکنه؟دستت پات اینا نشکسته؟😂بعدش هم اعضا با ما اومدن تو خونمون که تو سئول هم بود، حالا اعضا اومده بودن مه حونمون شلخته بود🤣🤣🤣

    • خوش‌شانس اگه آدم بود😂

    • بجای ایمکه بنویسم قطار روی یه درخت بود نوشتم قطار روی یه دختر بود😂😂

  • اس آخر جرررررر
    من یبار خواب دیدم پیش جیمین نشسته بودم داشتیم باهم صحبت میکردیم من گفتم راستی کوک کجاس؟ گفت رفته بود دسشویی هنوز نیومده .
    من رفتم در دستشویی رو باز کردم تا کوک خونی کف زمین افتاده و متوجه شدیم که دوست من کوک رو کشته

    • اوه مای الله

برای ثبت نظر باید وارد حساب کاربری خود شوید.