
پارت هفتم ☺️💜
رفتم اتاقش من : اممممممم ببخشی شوگا : میدونی میخام الان چیکار کنم ؟ من : چی ؟ شوگا : قلقلک من : نه نه نه ببین شوگا نکن من رو این کار حساسم سریع تر از اتاق رفتم بیرون پشت جین ایستادم جین تعجب کرده بود گفت : چی شده ؟ من : نرو نرو ( یاد آهنگه بود میگفت نرو نرو بیا بیا ... افتادم 🤣🤣🤣)شوگا : بیا این ور ببین گفتم بیا این ور من : جین اونور نرو جون من نرو جین : یکی بهم بگه چه خبره اینجا 🤣( بنده خدا خبر نداره) شوگا : جین برو اونور جین : خب بگید چی شده من : میخواد قلقلک بده منو جین زد زیر خنده و گفت : شوگا از دست تو و کارات یه دفعه خود جین برگشت من : جین نمیری اونور که ؟ جین خودش اومد منو قلقلک داد از اونور شوگا همه اعضا ازخنده داشتن غش میکردن 🤣🤣🤣 من فقط کارم یا خندیدن بود یا گریه گفتم : بخدا پاره شدم بسه همه اعضا اومده بودن جی هوپ : شوگا از دست تو خیلی خوب بوددددد نامجون : وای شوگا چه عجب از تو فعالیت دیدیم من : نامجون خو عادت شوگی جونم همینه جی مین : هووووووو من : کلا گفتم آی ترکیدم برم درسمو بخونم فردا امتحان دارم جی هوپ : برو عجیجم مشکل داشتی تشریف بیار من : چشم عالیجناب 🤣💜
خلاصه وسط درس بودم که یه جایی رو مشکل پیدا کردم رفتم که از اعضا بپرسم دیدم همه رو مبل دراز کشیدند انگار تو خوابن من : بچه ها امممم من یه جایی رو مشکل دارم جین : درسش چیه ؟ من : علوم . نامجون : اممم بچه ها من برم بخوابم بای جی هوپ : اره منم خسته شدم منم برم بای شب بخیر شوگا : من که دارم میمیرم از خستگی شب بخیر خلاصه همه رفتن من مونده بودم و جین جین : بده من ببینم من : اممم اینا اینجا رو مشکل دارم جین یجوری بهم توضیح داد من که نفهمیدم من : جین آروم تر داشتم دیوانه میشدم 😶 جین : عه خب یاد گرفتی گلم ؟ من : مثلا فردا امتحان دارم 😂😶خیلی خیلی متوجه شدم برو بخواب از دوستم میپرسم
جین : اگه متوجه نشدی از دوباره بگم من : نه مرسی ممنون برو بخواب خوب بخوابی 😂😶 جین : بای زنگ زدم به سوسانو بر نداشت چند بار دیگه زنگ زدم برداشت سوسانو : چته چته ؟ ( نحوه صحبت کردن دوستان باهم 🤣🤣😶) من : سوسانو یه سوال مشکل دارم بیا کمکم سوسانو : ساعت نگاه کن لطفا من ساعت رو نگاه کردم نزدیک سه بود زدم زیر خنده گفتم : عه عه نگو واقعا ساعت سه شده ؟ سوسانو : نه ساعت پنج بعد از ظهر هست برو بخواب تروخدا😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂 من : سوسانو تو فصل آخر موندم سوسانو : فردا بهت توضیح میدم برو فرداش که شد بعد از مدرسه جی مین بهم رنگ زد و گفت : خونه ما نیا به آدرسی بیا که بهت میدم من : باش پس زودتر بده چون خسته هستم خلاصه رفتم به آدرسی که داده بود رسیدم دیدم تو یه جایی خیلی قشنگ هستم مثل باغ مانند بود تمام خستگیم رفت دیدم شوگا داره آبمیوه میخره بلند گفتم : شوگااااااا شوگا : سوریوووووون🤣🤣 من : شوگا اینجا چی کار دارید ؟ شوگا : دیگه امروز گرم بود گفتیم بیایم اینجا هروقت هوا خوبه میایم اینجا ببینم آبمیوه پرتقالی یا چی میخوری هر چی میخوای بگو برات بخرم من : امممم بستنی شکلاتی میخام برام میگیری شوگی جونم ؟🥺 شوگا : چرا نگیرم برات خوشگلم هر چی بخوای برات میگیرم من : مرسی ( عه چقدر زیاد شد متنم 🤣🤣)
شوگا برام بستنی خرید و تو راه که داشتم میخوردم شوگا : انگار یه سیبیل قهوه ایی درآورده آیی گلم من : وای من دستمال داری ؟ شوگا : بیا تمیز کن من : راستی اعضا کجا هستن ؟ شوگا : دارن استراحت میکنن منم خاستم باهات دور بزنم اومدم دنبالت من : واییییی لواشک رو ببین شوگی جونم ؟ شوگا : جونم من : میدونی چی میخام شوگا : یه دقیقه رو اون صندلی بشین تکون نخر تا من بیام اوک ؟ من : باش دیدم با یه پلاستیک بزرگ بسته لواشک اومد انواع لواشک ها رو گرفته من : وایییییییی مرسی شوگی جونم من عاشق ترشیجات هستم ( خدایی به من لواشک بدین همش رو تا نصف روز براتون تموم میکنم 🤣🤣🤣🥴) شوگا : بخور حالش رو ببر ... من : بیا این بسته مال تو شوگا : مال تو باشه من سیرم تازه آبمیوه خوردم من : دلم نمیاد تو نخوری شوگا : پس بده به من من : چقدر جای خوبی هست خوشبحال بچه های شما شوگا : اینقدر مارو دوست داری ؟
من : نه پس دوستتون ندارم که پیشتون اومدم شوگا حرفی میزنی ها معلومه که من همه شما رو دوست دارم تا آخر عمرم آرمی میمونم شوگا : لواشک مالیدی به لباست من جیغ بلندی کشیدم و گفتم : شوگا شوگا لباس فرم من بود مثلا وای وای وای حالا چی بپوشم ؟ شوگا : صبر کن برسیم پیش اعضا اونجا یه لباس از کوک بهت میدم لباسای ما اندازه همه میشه 🤣🤣 لباس فروشی راه بندازیم خوبه چند سال باهام اختلاف سنی داری ؟ من : خخخخخخ واقعا راست میگی ولی شما همون بی تی اس باشید لباس فروش نمیخام باشید من با تو 13 سال اختلاف سنی دارم شوگااااااااا شوگا : خب چیه ؟ چت شد ؟ من : دلم نمیخاد باهات چندین سال اختلاف سنی داشته باشم شوگا اومد بغلم نشست و گفت : تو از من بزرگ تر باشی یا من از تو برحال یه آرمی خوشگل کوچولو خودمی 🥺🥺 من : هیییی روزگار شوگا : میگم میخای فعلا نریم پیش اعضا ؟ من : پس چیکار کنیم ؟ شوگا : باهم قدم بزنیم نمیدونم یه ساعت باهم دور بزنیم بچه ها هم استراحت کنن من : موافقم بریم خلاصه رفتیم همه جای اون باغ رو گشتیم خیلی باغ بزرگی بود همه چی داشت مثل هتل خیلی بزرگی بود خسته شده بودم من : شوگا شوگا : جونم ؟ من : میشه بریم پاهام درد میکنه دیگه نا ندارم شوگا : بزار الان درستش میکنم من : میخای چیکار کنی ؟ شوگا داشت بهم نگاه میکرد و خنده ریزی رو صورتش داشت من : بگو میخای چیکار کنی ؟
شوگا یهو از پشتم منو بغلم کرد و گفت : عه چقدر سبکی حال میده من : شوگا منو بزار زمین ببین مردم ببینن چیز دیگه آیی فکر میکنن منو بزار پایین ببین گفتم بزار پایین منو شوگا : بزار همه بفهمند که تو آرمی کوچولوی خوشگل منی من : شوگا مسخره بازی در نیار منو بزار زمین بعدشم زیاد دوست ندارم بهم بگی کوچولو هستم شوگا : امممممم پس یه آرمی خوشگل منی اوکی ؟ من : از این که قدم کوتاه هست بدم میاد شوگا : نمیشه واقعا تو چی میخوری چقدر سبکی من : شوگا منو بزار زمین شوگا : مگه پاهات درد نمیکرد ؟ من : شوگا الان پاهام عالی شدند منو گذاشت زمین گفت : دستمو بگیر شب شده الان شلوغ میشه من : نمیخاد بریم یهو جی مین زنگ زد و گفت : بچه ها کجایید ؟ بیاید دیگه شوگا : به خودتون تکون بدید بیاین بیرون ما نمیایم من قرمز شدم گفتم : شوگا میشه تلفن رو بدی بهم ؟ شوگا : بی بعد از این که صحبت کردم شوگا : چی گفتی ؟ من : من میرم لباسمو عوض کنم شوگا : پس بریم من : پس بزار تو اینجا باشی شوگا : بزار بیام نمیدونی که کجاست هتل من : جی مین میاد دنبالم شوگا : آهان باشه پس منتظرت هستم
رفتم لباسمو عوض کردم و با اعضا که خاستیم بریم پیش شوگا به شوگا زنگ زدم : شوگا کوجی ؟ شوگا رو بلاخره پیدا کردیم برای شام جین و جی هوپ گیتار خودشون رو آورده بودند تو یه جایی نشسته بودیم لب ساحل بود خیلی خوب بود شوگا میخوند و کوک بامزه بازی در می آورد و جی هوپ و جی مین گیتار رو میزدند و نامجون هم رپ میخوند و من هم به اونا گوش میکردم و عهده غذا درست کردن برای من بود نمیدونستم باید چی درست کنم بعد از خوندنشون من به نامجون اشاره کردم که بیاد پیش من نامجون : جانم کارم داشتی ؟ من : امممم اره میشه باهام بیای بریم از رستورانی جایی یه چیزی بخریم ؟ نامجون : باش بریم پس به اعضا بگم بعد با نامجون رفتیم کلی چیز میز گرفتیم از است فود گرفته تا هر چی که فکرشو بکنین شوگا : وای چقدر خوش گذشت امشب برم بخوابیم دیگه نظرتون چیه ؟ من : منم موافقم ولی با کی بخوابم ؟ شوگا : وای برای سوریون یادم رفت اتاق بگیرم نه این که همیشه تنها میایم بخاطر همین با من بخواب جین : اره بهتره اینطوری من : باش میرم پیش شوگا شب من پایین تخت بودم شوگا بالا تخت خیلی شب دلگیری بود چون آخر هفته بود و فردا مامانم میومد ولی بازم بیخیال شدم و گفتم : شب بخیر شوگی شوگا : شب تو هم بخیر ای کاش رو تخت میخوابیدی من رو پایین بودم البته بد خواب میشم من : نه نمیخاد راحت باش شبت بخیر شوگا : شب تو هم بخیر
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
چ-
اعهه کامنتاش برا چهارسال پیشه.چیزی نیست انتشارمجدد تو گردونه خورده.
اگه انتشار مجدد نخورده بود خودمو میکشم 😂
عالی بود 🧡
میسی از نظرت 🥺 💜