
بالاخره پارت اول رو گذاشتم
امروز روزی بود که دوهی بالاخره به توکیو برمیگشت دلش برای خیابون ها و هوای توکیو تنگ شده بود، برای دوستاش و بیشتر از همه مایکی سرم رو به صندلی هواپیما تکیه داده بودم آهنگ گوش میدادم و سعی میکردم بخوابم هوا بارونی و به هوای شب رو قشنگ تر نشون میداد. هرچی بیشتر به توکیو نزدیک تر میشدیم خاطره های بیشتری برای من تکرار میشد، زمانهایی که با بچه ها تو همون پاتوق همیشگی میخندیدیم و قهوه میخوردیم، لبخند تلخی زدم چون دیگه نمیشد اونا تکرار بشن، مطمئنا بعد پنج سال، دیدار دوباره ازم متنفر میشن که بدون هیچ حرفی ناپدید شدم امروز سالگرد آشنایی من با مایکی روزی که من با یک فرشته آشنا شدم.
هواپیما ایستاد و من تو فرودگاه میچرخیدم به سمت خونه ی قدیمیم رفتم وقتی در رو باز کردم همه جا تاریک بود و خاک گرفته بود عین قبلا نبود قبلا اینجا جایی بود که تو بغل مایکی فیلم میدیدم و باهم میرقصیدیم و مسخره بازی در میآوردیم الان دیگه اون فضا نیست به سمت اتاقم رفتم و چمدون هام رو رو زمین ول کردم لباسم رو عوض کردم و قبل از هرچیزی خونه رو تمیز کردم همراه با آهنگ زمزمه میکردم و دستمال میکشیدم خیلی طول کشید ولی ارزش داشت حالا که کشو ها خاکی نبود لباسام و وسایلم رو چیشدم گشنه بودم یک اسنک ساده درست کردم و خوابیدم
مایکی امروز: امروز بیشتر از هر روزی دلم براش تنگ شده بود این پنجمین سالگردی بود که دیگه پیشش نیستم تا جشن بگیریم قلبم درد میکرد مغزم پر از سوالای مختلف بود زنده است؟حالش خوبه؟ سالمه؟ بهم فکر میکنه؟ خوشحاله؟ و هزاران سوال دیگه هر لحظه نگرانشم و بهش فکر میکنم دیگه دارم دیوونه میشم! اشک هام همینطور میریختند و صورتم رو خیس کرده بودند بقیه هم ناراحت بودن ولی حس منو نداشتن میتسویا سعی میکرد منو آروم کنه ولی فایده ای نداشت دراکن و کازوتورا سعی میکردن حواس منو پرت کنن ولی فقط بدتر میشدم باجی هم خیره شده بود کاری نمیکرد چون میدونست الان چیزی جز اون نمیتونه حال منو بهتر کنه

چطور بود؟ ادامه بدم؟ حمایتم کنید کوچولوها✨🫧
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
خاطره ی شیرین 1 به لیست سناریو :)) افزوده شد.
توسط 卍 Kiyomars
مرسی عزیزم🫠✨
خاطره ی شیرین 1 به لیست تست هایی با کاربر های با استعداد افزوده شد.
توسط پری پنگولی🐱💎
مرسی گوگولی:)✨
عالی بود
ادامههههههه عالی بودددددد من که از هیجان غ.ش کردم😆😆😆😆😆
مرسی✨🩷
ولی دیگه ادامه نمیدم
چلا؟🥺
خب چون تست های دیگه بازدید و لایک و اینا داشتن ولی وقتی رمان میزارم حمایتی نمیشه برای همین ولش کردم
من خودم حمایت میکنم🥺🥺🥺
مرسی🌜✨
چیزی که تو این تست پین کردم رو ببین
من خودم خیلی این رمانم رو دوست دارم ولی به کل امیدی براش ندارم
امید امید امید برو سمتششش برو برو
*امید دادن*
باور نمیکنی الان بغضم گرفته🥺✨
گومن دست خودم نیست دوست دارم بقیه رو هم خوشحال کنم هم بخندونم🥲🥲
ولی خب اگر نخوای ادامه بدی کسایی مثل من که رمانتو میدوستن چیکار کنن؟😞😞
نه بخاطر اون نیست
خودم خیلی این رمان رو دوست دارم و تحت تاثیر قرار گرفتم وقتی اینطوری درموردش حرف زدی، راستش خیلی برام ارزش داشت:)
پس ادامش بده
مرغ من یه پا داره🤭🤭
جدی دارم وسوسه میشم😔
*ذوق کردن*
وسوسه شوووووو😃😃😃😃😃
😂😅
من تا MBTI میزارم غوغا میشهههههه
ولی رمان نه پس کلا دیگه رمان نمیزارم:)
من خودم خوندن و نوشتن رمان رو خیلی دوست دارم
ولی شاید کسایی که تو تستچی هستن دوست ندارن
یا من بد مینویسم
ولی به هر حال بخاطر هرکدوم که هست من دیگه نمی نویسم🌝
یه لحظه فکر کردم از من کپی کردی😅✨
نه بابا😂😅
خیلی گشنگه😄😄
ممنون🥺✨
گذر لذت بخشی داشتیم؛
عالی بود🌹🚶♀️
خییلی قشنگ بودد
مرسی❤️
تست خیلی خوبی بود...!
Kodzuken
ممنون🩵