
سلاممم گایز ببخشید دیر شد من یه بار گزاشتمش ولی رد شد واسه همین اصلاح کردنش یکم طول کشید ببخشید
ویو مرینت )))))))) یعنی ممکنه من برگشته باشم گذشته ؟ داشتم به همین فکر میکردم که یهو یه نفر صدام کرد او....اون ن...ه ..نه امکان نداره ویو ادرین )))))))))))) تو شک بودم که یهو یادم امد اخرین بار پیش مرینت بودم باید پیداش کنم مطمعنا اون میدونه باید چیکار کنم رفتم دنبالش داشتم دنبالش میگشتم که یهو صدای نینو رو شنیدو باورم نمیشد از دانشگاه به بعد دیگه ندیدمش نینو : هی ادرین کجا داری میری وایسا ببینم ( نفس نفس زنان) ادرین : سلاممم چطوری پسر ( بغلش میکنه ) دلم برات تنگ شده بود کجا بودی اینهمه مدت نینو : چی میگی همین دیروز همو دیدیم که چرا امروز تو و مرینت نیومده بودین دانشگاه ؟ استاد ازتون شاکی بود ادرین : ها ؟ دانشگاه؟ مگه ما دانشگاه رو تموم نکردیم ؟ نینو : ببینم حالت خوبه؟ ما هنوز سال اولیم خوابی چیزی دیدی؟ ادرین : وایسا ببینم مگه اان تو چه سالی هستیم نینو : 2024 ادرین : (تودلش) چییییی؟ پس دستگاه کار کرده ولی مرینتم اونجا بود پس مطمعنا اونم اینجاست و..... پدر و مادرمم زندن نینو : هی حالت خوبه؟باز کجا رفتی تو هپروت؟ ادرین : ( به خودش میاد ) ها؟ هیچی چیزی نیست نینو : خوبه پس من میرم بیا اینا ام جزوه ها بنویسشون فردا امتحان داریم میبینمت ادرین : چییی مثلا امدیم گذشته ولی حتا اینجا ام باید جزوه بنویسم هعیی
ویو مرینت ))))))))) ب..ا...با...بابا باورم نمیشد اون زندست تام : مرینت بیا اینجا دخترم باید کمکم کنی (با صدای بلند از اشپزخونه ) مرینت : باورم نمیشد که اونا زندن بدو بدو رفتم تو اشپزخونه تام : بی... مرینت :( بغلش میکنه) بابا (بغض) تام : چیشده مرینت چرا گریه میکنی حالت خوبه ؟ چیشده ؟ مرینت : (اشکاشو پاک میکنه ) هیچی خوبم عاا چیشده بابا چرا صدام کردی تام : خوبه بیا این ارد رو بده من مرینت : باش ارد رو دادم بهش و بهش خیره شدم بلاخره بعد 8 سال از نزدیک دیدمش و بغلش کردم که یهو یادم امد باید برم و ادرینو پیدا کنم مرینت : عااا بابا باید برم همینجا بمون شب میام با هم پلی استیشن بازی کنیم باشه ؟ تام : باشه مواظب خودت باش شب مادرتم میاد باهم بازی میکنیم مرینت : باشهههه رفتم بیرون که یهو گوشییم زنگ خورد الیا بود وای چقدر دلم براش تنگ شده (جواب میده) مرینت : الوو سلامممم الیا:چته دختر انرزی داری چرا امروز نیومده بودی دانشگاه؟ مرینت : دانشگاه؟ الیا : اره دیگه ببین یکم بعد میام جزوه هارو بهت میدو بنویس فردا امتحان داریم مرینت : یهو یادم امد تو گذشته ایم عااا اوکی منتظرم الیا : خوبه باییی مرینت : بایییی وایی اخه نمیشد برین زمان دیگه ای ؟ باید حتما زمان دانشگاه اخع؟ چه میشه کرد ولی حالا باید دنبال ادرین بگردم
همه جارو گشتم ولی نبود پس حتما خونشونه رفتم اونجا و بله اونجا بود مرینت : هییییییی ادرین : عه دنبالت مبگشتم کجا بودی ؟ مرینت : هعی میدونی که دستگاه درست کار کرده و الان گذشته ایم ؟ ادین : هوم اره میدونم مرینت : خوبه ادرین : ببینم هنوزم نبخشیذیم ؟ مرینت : یادم نیار معومه که نه تو باعث شدی بمیرن اگه بهم پیام نمیدادی و باعث فرارم نمیشدی اینطور نمیشد ادرین : چی ؟ چه پی... مرینت : گوشیم زنگ خورد الیا بود جواب دادم بله چی؟ هوم باش دوساعت دی گه اونجام اوکی قط کن بای ادرین : چیز جایی میری ؟ مرینت : به تو ربطی داره ؟ ادرین : اوکب بابا یه بارم خوش رفتار نیستی ایشش
خببب اینم پارت دوم پارت بعدی ایشالا چهارشنبه میاد ناظر عزیز ممنون که منتشر میکنی
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
و اینکه من ایلی وقته پارت دوم رو گذاشته بودم ولی دو روز تو برسی بود واسه همین دیر شد ببخشید 🙏🌱❤
چه پیامی؟ چی شده بین آدرین و مرینت.