
سلامممم ببینید کی امده بعد دو ماه پارت بزاره
خببب قبل شروع باید بگم دوماهه با یه پروژه مشغولم و امتحاناتم با اینکه نوشته بودم نتونستم بیام و بنویسم خیلی ببخشید بابت دیر شدنش اینم بگم رمان من یکم عجیب شده الان براتون خلاصش رو مینویسم
ژانر : فانتزی , درام , عاش/قا/نه خلاصه : دو شخصیت که از همدیگر متنفر بودند در اثر یک ازمایش علمی به گذشته میروند اما باید تا 200 روز به زمان خود برگردند وگرنه باید تا اخر عمر در انجا بمانند نظرتون رو در موردش حتما بگید از این به بعد زود زود پارت مبزارم چون هم پروژم هم امتحانات تموم شده منتظر رمان بی تی اسمم باشید
مرینت )))))))))) سال 2032 سلام اسم من مرینته بلخره بعد از کلی اتفاق و ماجرا به کسی که دوست دارم رسیدم حالا بریم تا براتن بگم چه ماجرا های جالبی داشتم سال 2030 دوباره راه افتادم سمت ازمایشگاه و دوباره با خواستار های زیاد رئیس با ادرین اگرست همکار شدم البته باید با اون همکار میشدم چون ازمایش مهمی بود خیلی خیلی مهم با اینکه ازش متنفرم ولی چه میشه کرد ( یه نکته پدر و مادر مرینت و ادرین تو یه تصادف مردن) خب دیگه باید بچسبیم به کار
رسیدم ازمایشگاه و چیزی که عجیب بود این بود که ادرین ایندفعه زود امده مرینت : سلام ادرین: سلام مرینت : اماده ای دیگه مثل دفعه ی قبل خراب نکنی ؟ ادرین : نگران نباش ایندفعه اماده امدم مرینت : خوبه شروع به کار کردیم که یهو دستگاه شرو کرد به دراوردن صداهای عجیب از خودش ترسیدم و یه قدم عقب رفتم اونم (ادرین) هم همینطور که یهو دستگاه از خودش نور های زیادی داد و دیگه چیزی ندیدم
ادرین )))))))) بعد شنیدن صدای دستگاه ترسیدم و عقب رفتم ولی تا خواستم کاری انجام بدم دستگاه از خودش نور داد و من دیگه چیزی ندیدم وقتی بیدار شدم خودمو وی خونهی قبلیم تو پاریس پیدا کردم ولی چطوری من خیلی وقته این خونه رو فروختم هنوز تو شوک بودم که ..... ( بچه ها ادرین و مرینت برای دانشگاه رفتن کانادا ) مرینت ))))))) بیدار شدم و خودمو تو خیابون مورد علاقم تو پاریس پیدا کردم این عجیب بود چون من درست 8 سال قبل برای دانشگاه از پاریس رفتم بعد تصمیم گرفتم برم به خونه ی قدیمیم رفتم اونجا و درست عین قبلش بود باورم نمیشه وایسا ببینم نکنه...........
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالی
پارت بعد کی میدی؟
میسی❤
نمیدونم ولی تا شنبه میزارمش
عالیییی بود
میسییی عزیزم ❤
عالیههه
میسی❤🌱