ناظر جان خواهش مبکنم رد نکن چیز بدی ندارع براش زحمت کشیدم
از زبان لیا: درینگ درینگ درینگ مرلین:کیه؟ لیا:مگانه... الو ؟ مگان:کجایید؟ لیا:ما جلوی چرخ و فلکیم مگان:همونجا وایسید ما الان میایم مرلین:دارن میان؟ لیا:اره
مگان:لیاااا...مرلینننن....اینورررر ادوار:به سلام خوشگذشت؟ مرلین:خیلی جات اصلا خالی نبود ادوار:ممنونن مگان:خببب دو ساعت وقت داریم میخواید چیکار کنیم؟ لیا:بریم بستنی بخوریم؟ ادوار:اره خوبه مرلین:بریم؟ مگان:حتمااا
وقتی بستنیمون رو خوردیم منو رسوندن خونه. دلم نمیخواست از پیششون برم مرلین:فردا تو مدرسه میبینمت ادوار:میبینمت مگان:حتما تو هفته میام پیشت لیا:ممنونم خیلی بهم خوش گذشت میبینمتون مرلین و ادوار و مگان: خداحافظظظ کلید داشتم درو که باز کردم چراغهای پذیرایی روشن بود
بابا:اومدی؟ لیا:نخوابیدید؟ بابا:تازه ساعت ۹ خواب کجا بود؟ لیا:اره بابا:خوشگذشت؟ لیا:خیلییییی همشون خیلی مهربون بودن نتونستم هیجانم رو کنترل کنم بابا:خوشحالم بهت خوشگذشته بیا بشین تعریف کن ببینم چیکار کردی اولین بار بود که بابام بعد از م.ر.گ مامانم نشسته بود و باهام صحبت میکرد
بابا:دوستت کی هست حالا؟مامانش به نظر مهربون بود. لیا:مگان دو سال ازم بزرگتره ولی خیلی مهربونه اومد تو مدرسه دنبالم و منو داداشش رو برد بابا:داداشش؟همکلاسیته؟ لیا:بله بابا:عکسش رو داری ؟ لیا: الان نشون میدم بابا:خوشتیپه😂خواهرش هم خوشگله...اونیکی کیه؟ لیا:ادوار؟ شاید دوست مرلین باشه بابا:شاید؟
لیا:اره چون همش در حال کل کل کردنن...مگان هم بهم این لباسا رو داد بابا:برات خرید؟ لیا:نه تو خونه از قبل خریده بود ولی هنوز نپوشیده بودتش مارک هم بهش بود خیلی گرون بود ولی به زور بهم دادتش بابا:خوشحالم دوست های جدید پیدا کردی شام خوردی؟ لیا:نه ولی گشنم نیست از صبح تا حالا خیلی چیزا خوردیم تو راه برگشت هم بستنی خوردیم بابا:باشه پس برو بخواب لیا:شب بخیر
آنقدر خسته بودم که لباسامو عوض نکردم و همون شکلی رفتم تو تخت الیس:صبح بخیرررررر لیا:صبح بخیر آلیس:بدو تعریف کنننن لیا:چی رو؟😂 آلیس:آخر هفته چیشدد ؟ لیا:مگان اومد مارو برد خونشون مامانش خیلی مهربون بود خیلی خوشگذشت شب همونجا موندم دیروز هم رفتیم بیرون و شب مگان منو رسوند خونه آلیس:بهش گفتی ؟ لیا:ها؟...ا...اره
آلیس:مبارکعععععههههههههه. چرا زودتر نگفتییی.پس خوشگذشته لیا:ممنون اره آلیس:من باید یه چیزی برات تعریف کنم لیا:چیشده؟ آلیس:الان بهت میگم فلش بک به دیروز صبح: از زبان آلیس: صبح که از خواب بلند شدم صبحانه که خوردم مثل همیشه رفتم کتابخونه. تقریبا کسی اونجا نبود و خیلیییی ساکت بود درسم رو که خوندم چون وقت داشتم تصمیم گرفتم کتاب بخونم. وقتی از نردبون کتابخونه رفتم بالا تا کتاب مورد علاقمو بردارم پام لیز خورد و داشتم میخوردم زمین. چشامو بسته بودم تا بخورم زمین که دیدم هیچ اتفاقی نیوفتاد چشامو باز کردم و...
کوین:حواست رو جمع کن به خودت آسیب میزنی آلیس:م...ممنونن کوین منو آروم گذاست رو زمین آلیس:همیشه میای اینجا ؟ کوین:امروز برای اولین بار اومدم تو چی؟ آلیس:م..من همیشه میام آخر هفته ها و بعضی وقتا وسط هفته...به هرحال ممنونم که نجاتم دادی و سریع رفتم سر میزی که وسایلم روش بود. نشستم و شروع کردم به کتاب خوندن کوین:مهمون نمیخوای؟ آلیس:بشین
کوین هم نشسته بود کتاب میخوند ولی من حواسم هی پرت میشد و نمیتونستم کتابم رو بخونم. آلیس:م...من میرم خونه کوین:نمیخوای برسونمت؟ آلیس:نه ممنون کوین:تو مدرسه میبینمت آلیس: خداحافظ و سریع از اونجا اومدم بیرون پایان فلش بک آلیس:اره همچین اتفاقی افتاد لیا:اوووو درینگگگگگگگ آلیس:بدو زنگ کلاس خوردددد
کوین هم نشسته بود کتاب میخوند ولی من حواسم هی پرت میشد و نمیتونستم کتابم رو بخونم. آلیس:م...من میرم خونه کوین:نمیخوای برسونمت؟ آلیس:نه ممنون کوین:تو مدرسه میبینمت آلیس: خداحافظ و سریع از اونجا اومدم بیرون پایان فلش بک آلیس:اره همچین اتفاقی افتاد لیا:اوووو درینگگگگگگگ آلیس:بدو زنگ کلاس خوردددد
سریع از پله ها رفتیم بالا و دویدیم تو کلاس. معلم هنوز نیومده بود ولی همه بچه ها نشسته بودن سر جاهاشون. چون آلیس با ادوار جاشو عوض کرده بود میز بغلمون بود و مرلین میز جلویی من کنار کوین میشست کوین:سلام😃 آلیس:س...سلام لیا:سلام خانوم کاس:همگی بشینید سرجاتون درس امروز راجب از.د.و.اج در دوره ی مصر باستانه کتابتون رو باز کنید و صفحه ۱۷۴ رو بیارید
کلاس که تموم شد و زنگ تفریح خورد همه بچه ها بدون وقفه سریع از کلاس خارج شدن. مرلین:لیا مامانم خودش کبک درست کرده گفت به تو هم بدم میخوای؟ لیا:واقعاااا؟مگان خیلی از کیک های خاله تعریف میکرددد. خیلی دوست دارم امتحانش کنم 😍 آلیس:انگار رابطه خوبی با مامانت داره مرلین:اره مامانم خیلی لیا رو دو.س.ت داره ادوار:برای ما هم گذاشته؟ مرلین:نه کی گفته لیا:مرلینننن اذیتش نکنننن مرلین:باشهههع😒اره گذاشته
زنگ خونه که به صدا درآورد کوین اومد پیش ما کوین:آلیس امروز هم میخوای بری کتابخونه آلیس:ها؟نه...امروز... لیا:اره میخواد بره کتابخونه آلیس:داری چیکار میکنی؟ لیا:این به اون در...اگه تو هم میخوای بری چطوره با ه.م بری.د؟ کوین:عالیههه جلوی در مدرسه منتظر میمونم آلیس:لیاااا لیا:بعلههه؟ آلیس:من نمیدونم باید چیکار کنممم
آلیس:من نمیدونم باید چیکار کنممم لیا:کاری لازم نیست بکنی. برو بشین درس بخون. اکه کاری نداری بایییییی و سریع رفتم جلوی در مدرسه که یکی صدام کرد مرلین:لیااا وایسا با ه.م بری.م لیا:خونه ما از خونه شما خیلی دورتره مرلین:اشکال ندارع اینجوری میتونیم بیشتر با ه.م باشی.م لیا:ب... باشه مرلین:بعد از مدرسه میری دانشگاه یا میخوای کار کنی؟ لیا:کار میکنم باید کمک بابام کنم مرلین:جایی در نظر گرفتی؟ لیا:نه هنوز بعد فارغالتحصیلی باید برم دنبال کار مرلین:منم مجبورم برم شرکت بابام. میخوای...تو هم بیای اونجا ؟ لیا:میتونمم؟😄 مرلین:به بابام حتما میگم لیا:ممنونممم...هی مرلین...نگاه کن این شکوفه ها چقدر قشنگنن مرلین:اره خیلی...به قشن.گ.یه تو👆👆
ناظر جان خدا قوت تلوخدا رد نکن براش زحمت کشیدم ممنونمم برید نتیجه لطفا
نتیجه 1
چ:از شی.پ جدید آلیس و کوین راضی هستید ؟ امیدوارم لذت برده باشید بازم با کامنتای قشنگتون بهم انرژی بدید ممنونم کیوتااا💖💖
نتیجه 2
چ:از شی.پ جدید آلیس و کوین راضی هستید ؟ امیدوارم لذت برده باشید بازم با کامنتای قشنگتون بهم انرژی بدید ممنونم کیوتااا💖💖
نتیجه 3
چ:از شی.پ جدید آلیس و کوین راضی هستید ؟ امیدوارم لذت برده باشید بازم با کامنتای قشنگتون بهم انرژی بدید ممنونم کیوتااا💖💖
نتیجه 4
چ:از شی.پ جدید آلیس و کوین راضی هستید ؟ امیدوارم لذت برده باشید بازم با کامنتای قشنگتون بهم انرژی بدید ممنونم کیوتااا💖💖
عالی🖤🤡
عالی مثل همیشههه💛
خیلی عالی شده
ووووووویییییی خیلی خوبه
پارت بعدددد
خیلی خوشم اومد
شیپ کوین و آلیس بامزننن
به زودی کلوپ کت پرسن دنیا رو تو دستاش میگیره⭐️
اگر میخوای تو هم جزئی از ما باشی به نظرسنجیم بیا🦋
برای ورودت 50 امتیاز واریز میشه🐼
به هر مناسبتی هم به تمامی خانوادمون 15 امتیاز داده میشه✔️
تازه اگر تولدتونه بهتون 1000 امتیاز واریز میشه👑
کافیه برید توی بلاگ راهنمای دستاورد تستچی تا 100 امتیاز براتون واریز شه☀️
اینجا حکومت ما هست👀
ما بخش مشاوره هم داریم👭🏻
ادمین پین کن بزرگ شیم ممنون📍
لطفا پارت بعدیییییی
عالییییییییییییییی بود 💓
ادامش بدهههههه
من طرفدار داستانتم
اولین لایک، کامنت و بازدید