سلام دوستان این قسمت آخر از فصل ۱ است فصل ۲ باحال ترین خواهد بود و یک تیزر هم بعدا برایتان میزارم که در آن عکس های لو رفته از فصل ۲ داستان من است که خیلی هیجان انگیز خواهد بود
اون کسی نیست جز جز جز مرینت کاکامی🥺🥺🥺 مرینت😏😏 آدرین😔😔 من🥳🥳🥳🥳🥳شلوشلوشلشو آدرین:کاگامی من را ببخش ولی مرینت بهتر بود اون بیشتر با من بود حتا من زود تر با اون آشنا شدم واقعا متاسفم کاگامی:نه آدرین اشکال نداره درکت میکنم🥺عشق زوری نیست باید خواسته بشه تا انجام بشه آدرین:وقتی کاگامی این را گفت خیلی تعجب کردم ولی خوش حالم شدم و گل را به او دادم و لپش را بوسیدم و گفتم این آخرین رابطه ی ما بود کاگامی از الان به بعد مرینت عشق من هست و تو بهترین دوست من کاگامی:برایتان خوشحالم😔😔😔 آدرین اگر میشه من میخام برم پاریس اگر میشود اجازه بده خودم برم آدرین:باشه خدا نگهدار مرینت:خدانگهدار
وقتی رفت آدرین:مرینت میآیی برویم بیرون بگیریم مرینت :آره آره خوش حالم میشم باهم رفتیم بیرون و رستوران غذا خوردیم بعد رفتیم روی یکی از صندلی ها نشستیم دیدم آدرین من را بغل کرد و منم خندیدم (عکس همین پارت)
بعد من و آدرین رفتیم خانه آدرین گفت خوبه الان تنها هستیم مرینت:چی😳☺ آدرین:نه نه منظورم اون طوری نیست منظورم اینه که یک جورایی منو تو داریم با هم دیگه زندگی میکنیم مرینت:او، آره راست میگی رفتیم در آشپز خانه آدرین :تلوزیون هواپیما رو روشن کردم و نشستیم با هم فیلمو میدیدیم یک سکانس دیدیم که زنه با شوهرش میروند در اتاق و در را قلف میکنند مرینت😳😳😳 آدرین😳😳😳😳 من:الان اینا هم میرن🥳🥳🥳 آدرین: وقتی این سکانس را دیدیم یک دقیقه هیچی نگفتیم من اتفاقی از دهنم پرید که تو هم خواهی هواس کردی مرینت:آدرین این را گفت فکر کنم قشنگ از قیافه ام معلوم بود واسهی همین نا خدا گاه گفتم بله آدرین:دیدم مرینت گفت بله گفتم پس بیا بریم اما قبلش باهم گفتیم اول من بروم دست شویی دست و سورتم را بشورم رفتیم آدرین:پلگ تو حق ورود به اتاق رو نداری گفته باشما مرینت:تیکی تیکی:باشه بابا میدونم نمیام من و آدرین رفتیم در اتاق در را قلف کردیم و (ادامه ی این اتفاق را هر جوری خودتون میخواید تصور کنید🥳🥳🥳)
فردا صبح از زبان آدرین:وقتی صبح بیدار شدم اول ترسیدم ولی به خودم آمدم و گرفتم در ۰۰۰ مرینت خوابیدم ۱ساعت بعد از زبان مرینت:آدرین آدرین بیدار شو نیم ساعت بعد :من و مرینت داشتیم اخبار میدیدیم که دیگه خوابمان برد
۲ روز بعد از زبان مرینت:من و آدرین آمدیم پاریس ولی گفتیم بهتر است که رابطهی من و تو پخفی باشه اونم گفت باشه رفتیم خانه و گفتیم فردا میبینمت
اینم از فصل ۱ امید وارم خوب باشید تیزر را فردا میسازم خیلی هیجان انگیز خواهد بود تا فصل ۲ خدا نگهدار ببخشید انقدر کم بود به خدا خیلی تستچی مشکل میگیرد تستچی لطفا داستان را قبول کن
یعنی کار بدی هست ؟
ملیکا جان نمیتوانم بگویم تستچی نمیزارد بیاید
سه روزه منتظر جوابم 😒😒
تو اتاق چیکار کردن بوگو دیگه
بگو دیگه جون به لبم کردی من ۱۷ سالمه بگوو
میتونم بپرسم تو اتاق چیکار کردند ؟
دوستان نظر بدهید