سلام دوستان میخوایم با هم دیگه خلاصه ای از چند تا کتاب ترسناک دیگه رو بخونیم.
این داستان در مورد یک خواهر و برادری هستش که با اسمشون به دنبال خانه ای هستند که در آن کار کنند. اما از اتفاقات و مشکلات عجیبی که در خانه و برای اهالی آن خانه افتاده است هیچ خبری ندارند. آن ها از هر کسی که نشانه آن خانه را می پرسیدند بهشان می گفتند آن جا خطرناک است یا نفرین شده و یا چیز های دیگر اما بلاخره توانستند نشانی را بیابند . آن ها باید از جنگل ترش که مادرم میگفتند یک جنگل وحشتناک و نفرین شده است بگذرند و به عمارت عجیب برسند پس حرکت کردند به سمت.....
این داستان مربوط به دختری هست به اسم جولز که با پدر و مادرش زندگی میکنه. پدر جولز متخصص بازسازی خونه های تاریخیه که به خاطر همین اون ها همیشه در حال سفر هستند. این بار اونها به یک عمارت دور از شهر رفتند تا پدرش به همراه چند نفر اونجا رو بازسازی کنند. وقتی که به عمارت رسیدن رفتن داخل و با عمارتی قدیمی و پر گرد و خاک مواجه شدند آن ها رفتند و هر کدام برای خود اتاقی انتخاب کردند . جولز وقتی داخل عمارت چرخی زد متوجه اتاقی شد که درش....
داستان درمورد پسر بچه 14 ساله ای هست که در یک باغ خیلی بزرگ با دیوار های خیلی بلند با پدر و مادر خود زندگی میکند. باغی که در آن تمام نیاکان و اجداد و خواهر ها و برادران آن داخلش زندگی کرده و به مرور زمان مرده و در همان خاک شده اند.! در این باغ هر دختر یا پسری که به سن 15 سالگی برسد شب قبل تولدش به دلیل های مختلفی میمیرد زیرا در آن سن فقط حق دو انتخاب دارد. یکی همان جا بمانند و ازدواج کنند یا.....
خانواده لیزی در راه پیدا کردن باغ وحش پارک "گاردنز تیم" گم شدند. اما این موضوع مهمی نبود؛ آن ها در عوض پارک تفریی دیگری پیدا کردند. در "سرزمین وحشت" هیچ انسانی دیده نمی شد. هیچ علامتی. ورود به آن جا هم آزاد بود. به نظر مکان جالبی می رسید. البته تا قبل از این که قلب لیزی از دیدن آن تصور مرگ آور از ترس نایستاده بود. تجربه ی ترسناکی که در اتاق آینه ها اتفاق افتاد. چرا که چیز عجیبی در آن سرزمین وحشت وجود داشت. چیزی که بیش از حد وهم انگیز و واقعی بود ... کتاب یک روز در سرزمین وحشت
تا 200 تایی شدنم بک میدم 🫶🏻🌌
پین میکنی عزیز دلم؟💜
اولین کامنت:))
اوکی عزیزم💙
🫂🌌