خب خب اینمپارت دو ببخشید یکمدیر شد ولی یه سوال اخر پارت نوشتمکه دوس دارم جواب بدید
ا/ت: سرم درد میکرد بیدارشدم درحال انالیز جایی بودم که توشم که یهو همه چیز یادم اومد اون ادم کشی اون مرد سیاه پوش همشو وترسیدم خیلی ترسیدم دنبال دوستم میگشتم با چشم چون دست و پام بسته بود که صدای باز شدن در اومد و یه پسر تقریبا بلند وارد شد
پسرع اومد جلو و بلاخره دهن باز کردو گفت: *اسمت چیع دخترع +به تو مربوط نیست *استباه کردی خیلی هم هست +نخیر نیست *اگه نگی دوستتو که تو اتاق بقلیع میکشم. +چی به اون چیکار دارید مارو ول کنید عوضیا براچی مارو گرفتین. *از بحث در نرو اسمت چیع +اسمم ا/ت *خب خب دختر خانم اسم دوستتم که سویونع درسته؟
+برای چی مارو گرفتین؟ با حرص داد زدم +شما چرا اون مردو کشتین ها *دقیقا برای همین که تو اون دوستت دیدین که ما اونو کشتیم اینجایین به نکبته خوبی اشارع کردین شما برای چی اومدین به دفتر اون مرد؟ +ما...ما امدع بودیم خرید کنیم که گفتن بریم پیش رعیس اومدیمو شمارو دیدیم که اونو کشتین.
+همه چیو گفتم حالا مارو ول کنید *متاسفانع نمیشع چون ت شاهد بودی و اون دوستت و باید بگم اگر رعیس نکشتتون باید اینجا زندانی شین +چی بکشه اینو که گفت نفسم بند اومد خیلی اوضاع بد بود باورم نمیشد قرارع بمیریم
شوگا: باید اونارو بکشم اونا شاهد بودن ولی از یه قسمت دیگع وژدانم نمیزاشت دوتا دختر بیگناهو بکشم همینجوری پس تصمیم گرفتم زندانیشون کنم اما تا کی؟ تصمیم گرفتم برم یه سر بزنم به مینهو ببینم چی فهمید از اوندخترا
رفتم سمت اتاق دخترع که مینهو توشع که مینهو اومد بیرون درو بست *بلع قربان چرا تشریف اوردین؟ _چی از اون دخترا فهمیدی؟ *خب چیزای زیادع _بیا اتاقم و همشونو برام تعریف کن *چشم قربان
خب این پارتم تموم شد و اما سوال ایا دوست دارین این فن فیک اسمات+۱۶داشتع باشع یا نه؟لطفا بگید تو نظر ها❤
خعلی داستانت خوفه💜🧷
سلام عالیی بود پارت بعدی هم بزار اره مثبت16 باشع
عالی بود
عالیییییی پارت بعد
عاره +16 داشته باشه
چشم
عالیبود
عالی بود لطفا پارت بعدی رو بزار
عالییی بوداجی پارت بعدی روهم زودی بزار😀