2 سال پیش 4 اسلاید 2,322 مشاهده
اشتراک گذاری

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

از همین سازنده

تازه‌های دسته‌ی اطلاعات عمومی

نظرات بازدیدکنندگان (204)
  • پست خیلی عالی بود🐱✨
    من یه کانال زدم اما خیلی حمایت نشده😿
    اگه میشه عضو بشید🐱🍓
    لینک بدون ایموجی 🐱💫
    ht🐱tps://eita🐱a.com/K✨itt✨y_link



    پین؟ 🐱⭐

  • سلام🪷من nana هستم💮من کارمند بانک S.D.M هستم🍀شما میتونید توی این بانک سود بگیرید،حساب باز کنید وام بگیرید و...🌾برای اطلاعات بیشتر به پروفایل S.D.M مراجعه کنید🏵
    ساری بابت تبلیغ
    مایل به پین؟

  • تولدت مبارککک:)♡
    امیدوارم همیشه اتفاقای قشنگ برات بیوفتن:)

  • یه بار تو آسانسور شیشه ای تو طبقه 10ام با سه تا بچه 5-7 سال گیر افتادم...
    خدا نصیب نکنه
    هر سه تاشون گرییییهههههه میکردننننن

  • تست خوبی بود🌚✨️
    یبار بابام تو آسانسور گیر کرد بعد زنگ اظطراری رو زد و همسایه هامون فهمیدن و نجاتش دادن گیر کردن در آسانسور اتفاق خیلی ترسناکی نیست فقط باید آرامش خودتونو حفظ کنید و اصلا نگران نباشید🙂🫠

  • اره.من یه بار تنها تو اسانسور بودم بعد اسانسور بین طبقه یک و دو گیر کرداصلا راه فرار هم نبود بعد که من فهمیدم برق رفته گوشیمو در اوردم سلام بچه ها من تو اسانسور گیر کردم و هرهر میخندیدم داد میزدم کممکک و بازم هرهر میخندیدم تا اخر همسایمون با شلوارک چهار خونه اومد درو باز کرد😂

  • وقتی کوچیک بودم با خواهر کوچیکم تو آسانسور گیر کردیم و خواهرم گریه میکرد موبایلم نداشتیم با تلفن آسانسور زنگ زدیم آتش نشانی چون باهاش نمیشد زنگ زد به پدر و مادر لکنت گرفته بودم و با گریه به آتش نشانی تعریف کردم اون بیخیال گفت شما میخواید سر به سر ما بزارید خجالت نمیکشید و گفت برو بچه دیگر زنگ نزن😭😑 واقعا چه کسایی رو مسئول کردن 😒

  • من گیر کنم آهنگ میخونم بیان نجاتم بدن 🤣

  • و یه بار برای بنده اتفاق افتاد....
    مسافرت رفته بودیم🗿
    بعد فروشگاه های بزرگ خب آسانسور داره معمولا
    و من تنهایی رفتم طبقه های بالا...
    و بعد یه چهار تا آدم سوار آسانسور شدن
    بعدش طبقه ی ۴ شپلق
    گیر کرد .. 🗿
    بدی این بود که از اون ۴ تا .۳تا پسر بور😐😐
    خداروشکر یه دختر بود وگرنه الفاتحه منصلوات 🗿

  • من همیشه فکر میکردم خیلی از گیر افتادن تو اسانسور میترسم تا اینکه برام اتفاق افتاد ، یه بار رفته بودیم بیمارستان بعد اسانسورش بزرگ بود تعدادمونم زیاد هی در اسانسور میخواست بسته شه یکی میومد در اسانسورو نگه میداشتن. یه چندبار اینجوری شد بعد حرکت کردیم به سمت بالا که یهو بین طبقات وایساد در اسانسورم قاطی کرده بود هی باز میشد دوباره کوبیده میشد به دیواره. مامانم بغلم منو گرفته بود که نترسم و منی که پوکرفیس نگاه میکردم

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.