ناظر عزیزم جان مادرت رد نکن 🥰
ماجرا از زمانی شروع شد که من هیلدا رو اولین بار دیدم آره درسته هیلدا پاتر خواهر هری پاتر پسر برگزیده کا من بینهایت ازش متنفرم اما هیلدا زیبا ترین دختریه که تو عمرم دیدم خب بگذریم داشتم میگفتم اولین باری که دیدمش نمیدانم چرا دلم لرزید حس کردم حالم بده
من عاشق شده بودم آره درست فهمیدین من دراکو مالفوی دشمن خونی هری پاتر عاشق خواهر اون شده بودم واقعا دوستش داشتم نه به خاطر زیباییش نمیدونم برای چی فقط میدونم به خاطر زیبایی بی اندازه اون نیست
خب دوستان امیدوارم خوشتون اومده باشه اگر دوست دارین رمانم ادامه پیداکنه تو کامنتا بهم بگین دوستتون دارم بایییی ناظر مهربونم رد نکن😍
خب ببین همینطور که تا اینجا فهمیدین اینا از زبان دراکو گفته شده این داستان از سال سوم شروع میشه ولی خب دراکو از سال اول عاشق هیلدا بوده
هیلدا با هرماینی در حال قدم زدن در قلعه بودند و مثل همیشه سگ باوفای و شجاع هیلدا هم به دنبالشان بود (عکس سگ هیلدا اسلاید بعدیه) همینطور که هرماینی و هیلدا با هم قدم میزدن و صحبت میکردن دراکو را دیدن دراکو نگاهی عجیب به هیلدا کرد و بدون آنکه حرفی بزند از کنار هیلدا رد شد و رفت هیلدا گفت : عجیبه هرماینی : چی عجیبه؟ هیلدا :اینکه بدون تیکه انداختن از کنارمون رد شد هرماینی : هیلدا از دست تو حالا ناراحتی که یه بار بدون اینکه حرفی بزنه از کنارمون رد شده؟
عکس سگ هیلدا مکس از نژاد هاسکی
هیلدا : آره مثل اینکه من دیوونه شدم یه بارم که این حرفی نزد که باعث ناراحتیمون بشه من ناراحتم از دست من وبا هم خندیدن وبه سالن عمومی گریفیندور رفتند وقتی به سالن رسیدن هیلدا احساس کرد که روی لبانش چیزی جاری است و ناگهان خونی روی دستانش ریخت و قبل از اینکه بفهمد چه شده از حال رفت
پارت ۲ رو هم به عشق شما گذاشتم 🥰
عالییی بود
عالی خیلی خوشم اومد ادامه بده🥰🥰😊😊
مرسی از نظرت حتما ادامه میدم
🥰🥰🥰
ادامه بده عالیییییییییییی بود 😍😍😍
مرسی
بچه ها چون چند بار رد شده بود من متن رو کپی کردم و اشتباهی یک تیکه رو متن نتیجه رو نوشتم عذر میخوام
ادامه بده عالی بود
مرسی عزیزم🥰