9 اسلاید پست توسط: Mahak انتشار: 2 سال پیش 5,008 مرتبه مشاهده شده گزارش ذخیره در مورد علاقه ها افزودن به لیست


لینک کوتاه

توجه!

محتوای ارائه شده در این سایت توسط کاربران تولید می شود و تستچی نقشی در تهیه محتوا ندارد بنابراین نمایش این محتوا به منزله تایید یا درستی آن نیست. مسئولیت محتوای درج شده بر عهده کاربر سازنده آن می باشد.

  • جهت اطلاع از قوانین و شرایط استفاده از سایت تستچی اینجا را ببینید.
  • اگر محتوای این صفحه را نامناسب یا مغایر با قوانین کشور تلقی می نمایید می توانید آن را گزارش کنید.

سایر تست های سازنده

نظرات بازدیدکنندگان (33)
  • اسلاید سه رو دوس

  • اسلاید ۶ جیننننننننن نننهههههه جاننننننننن چقد بگیم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  • وای🥲

  • imageKaya
    درحال رقصیدن زیر باران...

    من گریه نمیکنم...

    • منم:)

    • imageKaya
      درحال رقصیدن زیر باران...

      #ما نمیدونیم گریه چی هس اصن💔

  • جین نه جان

  • imageپرنسس آبان ماهی
    آفلاین تا چند ماه

    لعنت بهت ایسایاماااا
    یه روزی اوتاکو ها بد بلایی سرت میارن

  • لیوای هچو سامااا

  • به نظرتون ی بیوگرافی از خودم بزارم؟

  • imageGHAZAL
    همه‌باهم‌میمیریم

    واقعا خوشالم ک پترا مرد،با این ک لیوایو میدوست ولی از پترا بدم میومد:/نمد چرا،هیچ لیوای فنی اینوری نی ول من اینجوریم:|

    • image؛کاملیا؛
      الوکارد گنگ گلبم

      منم موافقم🗿🤌🤦‍♀️

    • موافقم

    • اتفاقا من انقدر برای پترا گریه کردممم

    • imageMaria;
      A nobody

      منم خوشحالم که مرد چون پاچه خواری لیوایو میکرد ولی یکمم ناراحت شدم چون لیوای دوسش داشت

    • imageGHAZAL
      همه‌باهم‌میمیریم

      درواقع اصن بین رابطشون ارطبات نگرفتم!کاملا یهویی بود،پس برابر این،از مرگ پترا ناراحت نشدم!

    • imageGHAZAL
      همه‌باهم‌میمیریم

      من ندیدم پاچه خواری لیوایو بکنه،
      ول حالا از این گذشته،لیوای واقعا رو بد کسایی عاشق میسه😑🤙🏼رو زنفر کراش زد مرد:/
      دیگم کراش نزد:(!

  • imageGHAZAL
    همه‌باهم‌میمیریم

    اسلاید هشت و نه جالب بود بقیشو نفهمیدم

    • الان برات تایپ میکنم

    • وقتایی که لیوای تنهاست
      میره جلوی اینه و لبخند زدن رو تمرین
      میکنه چون فکر میکنه لبخندش ترسناکه و باعث میشه مردم ازش فرار کنن

    • ارمین همیشه موقع خواب از میکاسا
      میخواد تا کنارش باشه چون اون
      هنوز راجب خوردن برتولت کابوس میبینه

    • ارن هنوز راجب موقعی که مادرش توسط تایتان خورده شد کابوس میبینه و با فریاد از خواب بلند میشه

    • وقتی که لیوای جوونتر بود
      از زیر زمین بیرون و با دیدن ستاره ها ارزو میکرد
      قد بلندتر شه

    • هر موقع که نیکولو غذا درست میکنه یه بشقاب اضافی هم میگیره و به محل دفن ساشا میره تا بتونن
      با هم غذا بخورن

    • گاهی اوقات لیوای به جایی
      که پترا مرده میره و به سمت درختی که
      پرت شده بود گل میزاره

    • لیوای کراوات بولوی
      اروین رو هنوز نگهداشته
      و دوست داره شبا با اون بخوابه

    • گاهی اوقات درست موقعی که جین
      میخواد بخوابه صدای خنده های
      مارکو تو سرش میپیچه

    • هانجی برای اولین بار روی شونه ی لیوای گریه کرد چون اونا نمیتونستن
      به تنهایی چیزی رو اداره کنند

    • ارن موقع خواب تنهایی گریه میکنه

    • imageGHAZAL
      همه‌باهم‌میمیریم

      منظورم این بود ک درکشون نکردم عزیزم ولی بازم ممنون:)💜🎼

برای ثبت نظر باید وارد حساب کاربری خود شوید.