9 اسلاید توسط: Mahak انتشار: 2 سال پیش 5,583 مشاهده گزارش ذخیره افزودن به لیست


اشتراک گذاری

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

سایر تست های سازنده

نظرات بازدیدکنندگان (33)
  • اسلاید سه رو دوس

  • اسلاید ۶ جیننننننننن نننهههههه جاننننننننن چقد بگیم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  • وای🥲

  • من گریه نمیکنم...

    • منم:)

    • #ما نمیدونیم گریه چی هس اصن💔

  • جین نه جان

  • لعنت بهت ایسایاماااا
    یه روزی اوتاکو ها بد بلایی سرت میارن

  • لیوای هچو سامااا

  • به نظرتون ی بیوگرافی از خودم بزارم؟

  • واقعا خوشالم ک پترا مرد،با این ک لیوایو میدوست ولی از پترا بدم میومد:/نمد چرا،هیچ لیوای فنی اینوری نی ول من اینجوریم:|

    • منم موافقم🗿🤌🤦‍♀️

    • موافقم

    • اتفاقا من انقدر برای پترا گریه کردممم

    • منم خوشحالم که مرد چون پاچه خواری لیوایو میکرد ولی یکمم ناراحت شدم چون لیوای دوسش داشت

    • درواقع اصن بین رابطشون ارطبات نگرفتم!کاملا یهویی بود،پس برابر این،از مرگ پترا ناراحت نشدم!

    • من ندیدم پاچه خواری لیوایو بکنه،
      ول حالا از این گذشته،لیوای واقعا رو بد کسایی عاشق میسه😑🤙🏼رو زنفر کراش زد مرد:/
      دیگم کراش نزد:(!

  • اسلاید هشت و نه جالب بود بقیشو نفهمیدم

    • الان برات تایپ میکنم

    • وقتایی که لیوای تنهاست
      میره جلوی اینه و لبخند زدن رو تمرین
      میکنه چون فکر میکنه لبخندش ترسناکه و باعث میشه مردم ازش فرار کنن

    • ارمین همیشه موقع خواب از میکاسا
      میخواد تا کنارش باشه چون اون
      هنوز راجب خوردن برتولت کابوس میبینه

    • ارن هنوز راجب موقعی که مادرش توسط تایتان خورده شد کابوس میبینه و با فریاد از خواب بلند میشه

    • وقتی که لیوای جوونتر بود
      از زیر زمین بیرون و با دیدن ستاره ها ارزو میکرد
      قد بلندتر شه

    • هر موقع که نیکولو غذا درست میکنه یه بشقاب اضافی هم میگیره و به محل دفن ساشا میره تا بتونن
      با هم غذا بخورن

    • گاهی اوقات لیوای به جایی
      که پترا مرده میره و به سمت درختی که
      پرت شده بود گل میزاره

    • لیوای کراوات بولوی
      اروین رو هنوز نگهداشته
      و دوست داره شبا با اون بخوابه

    • گاهی اوقات درست موقعی که جین
      میخواد بخوابه صدای خنده های
      مارکو تو سرش میپیچه

    • هانجی برای اولین بار روی شونه ی لیوای گریه کرد چون اونا نمیتونستن
      به تنهایی چیزی رو اداره کنند

    • ارن موقع خواب تنهایی گریه میکنه

    • منظورم این بود ک درکشون نکردم عزیزم ولی بازم ممنون:)💜🎼

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.