محرم بهترین ماه از زمین تا آسمان آه است می دانی چرا؟ یک قیامت گریه در راه است می دانی چرا؟ بر سر هر نیزه خورشیدی ست یک ماه تمام بر سر هر نیزه یک ماه است می دانی چرا؟ اشهد ان لا…شهادت اشهد ان لا …شهید محشر الله الله است می دانی چرا؟ یک بغل باران الله الصمد آورده ام نوبهار قل هوالله است می دانی چرا؟ راه عقل ازآن طرف راه جنون از این طرف راه اگر راه است این راه است می دانی چرا؟ از رگ گردن بیا بگذر که او نزدیک توست فرصت دیدار کوتاه است می دانی چرا؟ از کجا معلوم شاید ناگهانت برگزید انتخاب عشق ناگاه است می دانی چرا؟ از محرم دم به دم هر چند ماتم می چکد باز اما بهترین ماه است می دانی چرا؟
آمدم ای شاه ، پناهم بده / خط امانی ز گناهم بده ای حَرمَت ملجا درماندگان / دور مران از در و راهم بده ای گل بی خار گلستان عشق / قرب مکانی چو گیاهم بده لایق وصل تو که من نیستم / اذن به یک لحظه نگاهم بده ای که حَریمت به مَثَل کهرباست / شوق و سبک خیزی کاهم بده تا که ز عشق تو گدازم چو شمع ؟ / گرمی جانسوز به آهم بده لشگر شیطان به کمین من است / بی کسم ای شاه ، پناهم بده از صف مژگان ، نگهی کن به من / با نظری یار و سپاهم بده در شب اول که به قبرم نهند / نور بدان شام سیاهم بده ای که عطا بخش همه عالمی / جمله ی حاجات مرا هم بده.
کم کم غروب واقعه از راه می رسید یک زن میان دشت، سراسیمه می دوید این خیمه ها نبود که آتش گرفته بود آتش میان سینه ی او شعله می کشید راهی نمانده بود برایش به غیر صبر باید دل از عزیز سفر کرده می برید مردی که رفت و از سر نی حسّ بودنش قطره به قطره سرخ و غریبانه می چکید آن مرد رفت و واقعه را دست زن سپرد باید حماسه پشت حماسه می آفرید
از علقمه آمدی بگو یاس کجاست ؟ گلواژه عشق و شور و احساس کجاست ؟ دستت به کمر گرفته ای لب بگشا بابا تو بگو عمویم عباس کجاست ؟ سلام بر تو ای ساقی عطشان