4 اسلاید توسط: تولستوے انتشار: 3 سال پیش 120 مشاهده گزارش ذخیره افزودن به لیست


اشتراک گذاری

توجه!

محتوای ارائه شده در این سایت توسط کاربران تولید می شود و تستچی نقشی در تهیه محتوا ندارد بنابراین نمایش این محتوا به منزله تایید یا درستی آن نیست. مسئولیت محتوای درج شده بر عهده کاربر سازنده آن می باشد.

  • جهت اطلاع از قوانین و شرایط استفاده از سایت تستچی اینجا را ببینید.
  • اگر محتوای این صفحه را نامناسب یا مغایر با قوانین کشور تلقی می نمایید می توانید آن را گزارش کنید.
نظرات بازدیدکنندگان (42)
  • سلاممم
    منو یادته؟

  • ولی وایبت>>>
    مایل به فرند؟

  • عکس اسلاید اول باعث میشه روی زانو عام سجده کنم”)🛐

  • imageروح تستچے
    جغرافیای زخمی 📌🥀🖤

    ۴ سال و نیم ازم کوچیک تری 😅

  • imageروح تستچے
    جغرافیای زخمی 📌🥀🖤

    منم میخوام نویسنده بشم البته به عنوان شغل فرعی 🥲 هدف اصلی ام طراح لباس شدنه

  • imageروح تستچے
    جغرافیای زخمی 📌🥀🖤

    منم به نویسندگی علاقه دارم قبل ازکرونا یه بار از طرف مدرسه منطقه ای شرکت کردم از همین جشنواره های نویسندگی که مدرسه ها از طرف آموزش پرورش میزارن و همین طور جشنواره خوارزمی تو اون شرکت کرده بودم قبل کرونا ، جایزه اش ۸ جلسه آموزش نویسندگی تو پژوهشسرای ابن سینا بود که رفتم اون ۸ جلسه رو ..

  • imageGina"
    HIT ME HARD AND SOFT

    خوشبختم🫂😽
    لحظه شماری میکنم تا بتونم کمی از نوشته هات رو بخونم🌻❤️

    • imageGina"
      HIT ME HARD AND SOFT

      و البته دوست دارم بیشتر باهات آشنا شم❤️

    • همچنین بابونه .ممنون مهربون حتما .اگه خواستی بیا گفتگو و بیو هم بده🫂🌱

  • خوشبختم😂🤝☁️

  • بابت اکانتت که پریده متاسفم چرا انقد شبیه همیم؟منم از بچگی نوشتن جزو استعدادام بود و عاشقش بودم از هشت سالگی مینوشتم ولی چند ماهی میشه که خانوادم نمیذارن چیزی بنویسم البته من در حد شما نیستم که بتونم چاپ کنم برا دل خودم مینوشتم

    • ممنون بابونه.
      چه خوب که تو هم نوشتن رو دوست داری.ممکنه بپرسم چرا خونوادت نمیذارن؟نویسندگی که خیلی خوبه،!
      اصلا هم اینجوری نیست که نتونی فقط باید تلاش کنی همین🙂🫂

    • وقتی مینوشتم با دخترای زیادی مثل خودم دوست بودم خیلی هم بهم خوش میگذشت اونا هم خوشحال بودن که نوشتن باعث شده دوستای جدید داشته باشم نزدیک خونمون هم یه دانشگاه آزاد بود که یکی از استاداش همون کتابه رو بهم داده،ولی هنوز خودمم نفهمیدم چرا نذاشتن دیگه بنویسم مامانم میگه قلمت جذب داره ننویسی بهتره اما من فقط دنبال علایقمم و به این چیزا اعتقاد ندارم ولی اگه بفهمن هنوزم عطش نوشتن دارم نمیدونم چی میشه واسه همینم نمینویسم تا ناراحتشون نکنم

    • اینکه اونا به خاطر حالا هر دلیل غیر منطقی نمی‌ذارن تو بنویسی یه جورایی مسخره به نظر میاد.میدونی چرا؟چون دیگه چیزی مثل نویسندگی و نوشتن به خود آدم بستگی داره و محدودیت قائل شدن خانواده ها برای دنبال کردن این علاقه زیاده روی محسوب میشه🙂💔
      ولی تو بازم علاقتو به خاطر حرف بقیه الکی ول نکن.شاید بعدا پشیمون بشی.اگه قلمت خوبه بهشون یادآوری کن که این میتونه بهت کمک کنه نه چیز دیگه ای. ازشون دلیل بخواه.🫂

    • فکر میکنم اینکه ازشون انتظار درک شدن داشته باشم توقع بی جاییه ولی من ادامه میدم🙂ممنون بابت حرفهات بهم آرامش دادن

    • اوهوم درسته.
      خواهش میکنم.اگه نیاز داشتی با کسی حرف بزنی من هستم کیوت(؛

  • ولی وایبت✨💛>>>>>>

برای ثبت نظر باید وارد حساب کاربری خود شوید.