تا پیش از ساختمان پزشکان کسی بهنام تشکر را نمیشناخت. اما با بازی در نقش دکتری آدابدان و دستوپا چلفتی به نام نیما افشار شهرت یک شبه به سراغ این بازیگر آمد و او موفق شد تبدیل به یکی از مشهورترین بازیگران سینما و تلویزیون ایران شود. اما حکایت هومن برقنورد فرق میکرد. او زمانی در «ساختمان پزشکان» بازی کرد که بازیگر شناخته شدهای بود و آن سریال این فرصت را در اختیار او قرار داد تا قریحه طنز خود را نشان دهد. درخشش تشکر و برقنورد در کنار سایر بازیگران این سریال باعث شد تا ساختمان پزشکان تبدیل به یکی از معدود سریالهای طنز نود شبی تلویزیون شود که مخاطبان انبوهی را پای تلویزیون مینشاند. علاوه بر این ساختمان پزشکان یکی از معدود سریالهای جذاب و خوشساخت طنزی است که توسط مهران مدیری و رضا عطاران ساخته نشده اما به اندازه سریالهای این دو کارگردان مشهور سینما و تلویزیون هوادار دارد. ساختمان پزشکان سریال جذابی بود و بازیگرانش مهمترین برگ برنده این سریال به حساب میآمدند. اما نکته این جا است که کسی فکرش را نمیکرد تشکر و برق نورد بعد از بازی در این سریال تبدیل به یک زوج موفق کمدی شوند. اما برخلاف پیشبینیها این اتفاق اُفتاد و اتمسفر بین تشکر و برق نورد به قدری مثبت بود که خیلی زود سایر کارگردانان سریالهای تلویزیونی به سراغ آنها بیایند و در چندین و چند سریال از این دو نفر به عنوان زوج هنری استفاده کنند. برخی از منتقدین و روزنامه نگاران سینمایی این زوج را با لورل و هاردی مقایسه کردند که قیاس چندان درستی به نظر نمیرسد چرا که شکل و جنس بازی این دو نفر از اساس با شکل و جنس بازی آن دو ستاره فناناپذیر سینمای کلاسیک فرق میکند. اما هرچه بود از ساختمان پزشکان به این طرف این دو بازیگر تبدیل به یکی از جذابترین زوجهای کمدی سینما و تلویزیون ایران شدند.
حضور گذرای پژمان جمشیدی در ساختمان پزشکان جذاب بود اما به نظر نمیرسید این حضور گذرا قرار است جمشیدی را تبدیل به یکی از مهمترین بازیگران سینمای ایران در سالهای اخیر کند. گوش راست سابق پرسپولیس در سالهای بازیاش به عنوان بازیکن فوتبال، بازیکن بدی نبود اما همیشه زیر سایه فوق ستاره فوتبال ایران یعنی مهدی مهدویکیا قرار گرفت. اما حکایت حضورش در سینما و تلویزیون فرق میکرد. بعد از حضور گذرای این بازیگر در سریال ساختمان پزشکان، پیمان قاسمخانی به عنوان نویسندهای که ایدههای درخشانش را به خوبی دراماتیک میکند. با الهام از زندگی خود پژمان جمشیدی و افزودن مقداری تخیل سریال «پژمان» را نوشت که تبدیل به یکی از بهترین و متفاوتترین سریالهای کمدی تلویزیون ایران شد. اما حضور پژمان جمشیدی به تنهایی نمیتوانست تضمینکننده موفقیت سریال باشد و برای موفقیت در این سریال جمشیدی نیاز به یک مکمل جذاب داشت که زحمت اجرای موقعیتهای کمیک سریال را با او تقسیم کند. قاسمخانی و صحت برای ایفای نقش وحید سراغ سام درخشانی رفتند. یک استقلالی دو آتشه که قرار بود نقش دوست و مدیر برنامه پژمان را ایفا کند. حضور این دو نفر آنقدر خوب از کار درآمد که سریال «پژمان» را تبدیل به یکی از پربینندهترین سریالهای تلویزیون کرد. پاس کاریهای درست و دقیق این دو نفر هنگام بازی و استفاده درستشان از موقعیتهای طنز فراوانی که سریال در اختیار آنها قرار داده بود باعث شد تا این زوج جذاب که بلاهت از سر و رویشان میبارید به قدری میان تماشاگران محبوب شوند که در چندین و چند فیلم و سریال کمدی دیگر هم در کنار یک دیگر به ایفای نقش بپردازند. فیلمها و سریالهای کمدی که همگی تبدیل به پرفروشترین و پرمخاطبترین فیلمها و سریالهای ایرانی شدند. شاید جمشیدی در فوتبال به آن چه استحقاقش را داشت نرسید اما سینما و تلویزیون باعث رستگاری او شد و زندگی این بازیکن سابق فوتبال ایران را برای همیشه متحول کرد.
با هر متر و معیاری زیر آسمان شهر یک اتفاق در تلویزیون ایران بود. مهران غفوریان توانست چند سال قبل از مهران مدیری و با کمک رضا عطاران به عنوان نویسنده، سریالهای طنز تلویزیونی را از حالت انتزاعی و آیتمی خارج کند و یک مجموع رئال و اجتماعی در قالب طنز بسازد که نه تنها سرگرمکننده بود که باعث شد بعد از زیر آسمان شهر تمام سریالهای طنز نود شبی به لحاظ کیفی با سریال غفوریان قیاس شوند. بدون شک یکی از عوامل موفقیت «زیر آسمان شهر» شخصیتپردازی جذاب و متفاوت سریال بود. شخصیت خشایار مستوفی با بازی حمید لولایی چنان مورد توجه قرار گرفت و پرطرفدار شد که بسیاری از مغازهها در سراسر ایران برای جذب مخاطب از تصویر و پوستر او استفاده میکردند. بعد از خشایار مستوفی جذابترین کاراکتر سریال بهروز پیرپکاجکی بود که با خالیبندیهای مداومش زمینهساز بسیاری از موقعیتهای طنز این سریال پرطرفدار بود. حضور این زوج رویایی در کنار هم باعث شد «زیر آسمان شهر» موفقیتی فراتر از تصور مدیران سازمان صدا و سیما پیدا کند. موفقیت این سریال چنان زیاد بود که در نهایت مجوز ساخت سری دوم و سوم سریال هم صادر شد. هرچند سری دوم و سوم زیر آسمان شهر موفقیت سری اول را پیدا نکرد و سری سوم این سریال از پاورچین مهران مدیری شکست سختی خورد. اما همان فصل اول زیر آسمان شهر کافی بود تا تماشاگران با دو تا از مهمترین شخصیتهای طنز تلویزیون ایران آشنا و عاشق آنها شوند. آشنایی و عشقی که حتی کیفیت پایین دو فصل بعدی سریال هم نتوانست خدشهای به آن وارد کند و تماشاگران ایرانی بعد از این همه سال عاشقانه خشایار و بهروز را دوست دارند.
یادمان نمیآید ایرج طهماسب و حمید جبلی را جدا از هم دیده باشیم. بله این دو بازیگر و کارگردان سینما و تلویزیون ایران کارهای مستقل بسیار زیادی هم انجام دادهاند اما هر کاری بکنیم نمیتوانیم این دو نفر را دور از هم به یاد بیاوریم. هیچ زوجی به اندازه این دو نفر برای تماشاگر ایرانی خاطرهسازی نکردند. دوستی و رفاقت این زوج چنان عمیق است که هیچ کدام کارهای خود را بدون حضور یا مشورت دیگری آغاز نمیکرد. شاید برای بسیاری از تماشاگران ایرانی این سوال پیش بیاید که چه زمانی برای اولین بار این زوج سینمایی جذاب در کنار هم قرار گرفتند؟ پاسخ به این سوال چندان مهم نیست. مهم این است که این زوج سینمایی جذاب زمانی که در کنار یک دیگر قرار گرفتند تبدیل به نوستالژی تمام کودکان ایران شدند. آنها در کنار یک دیگر خالق دو تن از عزیزترین و جذابترین عروسکهای تاریخ هنرهای نمایشی ایران یعنی کلاه قرمزی و پسرخاله بودند. عروسکهای ساده و دوستداشتنی که چند نسل از کودکان و بزرگسالان ایرانی را سرگرم کرد. طهماسب و جبلی هر دو برای این دو عروسک ایدهپردازی کردند. در کنار هم این ایدهها را اجرا کردند و با اجرای درست ایدههای خود این عروسکها را به قله موفقیت رساندند. طهماسب اجرا و کارگردانی را برعهده گرفت و جبلی در کنار او تبدیل شد به مردی همهفنحریف که هم مینوشت، هم صداپیشگی میکرد و هم اگر لازم بود در فیلمهای این عروسکهای جذاب بازی میکرد. این دو نفر در انبوهی از فیلمهای کمدی هم کنار یکدیگر حضور پیدا کردند. کارنامه کاری این دو نفر چنان به هم گره خورده است که تفکیک کارنامه کاری آنها از همدیگر غیرممکن به نظر میرسد. بدون جبلی و طهماسب کودکان این سرزمین خاطرات و نوستالژیهای امروز خود را نداشتند. به دلیل ساخت این همه خاطرات زیبا سینما و تماشاگر ایرانی تا ابد مدیون این دو نفر است.
سیامک انصاری پیش از آغاز همکاری با مهران مدیری بازیگر نسبتاً مشهوری بود. در فیلمها و سریالهای متعددی بازی کرده بود و حتی سابقه همکاری با کارگردانان مطرحی مانند رسول ملاقلیپور را داشت. اما آن طور که خودش در مصاحبههای مختلف گفته بود از کار در سینما و تلویزیون نااُمید شده بود و قصد مهاجرت داشت که با مهران مدیری آشنا شد. مهران مدیری او را در «پاورچین» به کار گرفت. بازی انصاری در نقش سپهر جوان پولدار و بیخیال این سریال، پایهگذار یکی از طولانیترین و دیرپاترین همکاریهای دو نفره در سینما و تلویزیون ایران شد. خود انصاری و مدیری دلایل متعددی را برای این همکاری عنوان کردهاند. دلایلی از جمله دوستی، درک متقابل و تواناییهای بالای انصاری در بازیگری. اما پیش از تمام این دلایل (که درست هم هست) به نظر میرسد سبک بازی سیامک انصاری به سریالهای مدیری میخورد. انصاری یکی از بهترین بازیگران سینمای ایران برای بازی در آثار کمدی است که نقش فانتزی در آنها پررنگ است. بازی مبتنی بر واکنش انصاری که با حیرتی عجیب آمیخته است او را تبدیل به تنها بازیگری میکند که میتواند بازتاب خوبی برای شخصیتهای آثار مدیری باشد. شخصیتهایی روشنفکر که اغلب در وضعیت و موقعیتی عجیب و دور از ذهن قرار میگیرند. همین موضوع میتواند مهم ترین دلیل همکاری دیرپای مهران مدیری با سیامک انصای باشد. همکاری که بسیار سودمند بود و سرنوشت سیامک انصاری به عنوان بازیگر را برای همیشه تغییر داد. شاید همکاری هیچ زوج هنری دیگری تا به این اندازه باعث تغییر روند کاری هر دو نفر نشده است. اما همکاری انصاری و مدیری علاوه بر احیای انصاری به عنوان بازیگر به مهران مدیری هم کمک کرد تا بهترین سریالهایش را برای تلویزیون و شبکه نمایش خانگی بسازد.
سعید سهیلی یکی از کارگردانان خوب و مطرح سینمای بدنه ایران است. کارگردانی که دوست دارد فیلمهایی با سوژههای ملتهب بسازد. فیلمهای سهیلی بسیار پرفروش از کار درآمدند. اما بدون شک و با فاصله زیاد جنجالیترین فیلم سهیلی در این سالها «گشت ارشاد» است که نه تنها بعد از مدت کوتاهی توقیف شد که باعث شد تظاهرات زیادی در تهران شکل بگیرد. تظاهراتی که توسط برخی از اقشار جامعه که اعتقاد داشتند این فیلن مروج ابتذال است انجام گرفت. تمام این اتفاقات باعث شد که «گشت ارشاد» تبدیل به فیلمی جنجالی شود که در همان مدت کوتاه اکران فروش زیادی کرد. همین جنجالی شدن فیلم زمینه را برای ساخت قسمت دوم و سوم گشت ارشاد مهیا کرد. قسمتهای دوم و سوم گشت ارشاد هم پرفروش شد تا سهیلی یکی از موفقترین سهگانههای سینمای ایران در گیشه را تولید کند. زمانی که لیست بازیگران «گشت ارشاد» اعلام شد بسیاری از منتقدان و تماشاگران با دیده تردید به آن نگریستند. حضور حمید فرخنژاد، پولاد کیمیایی و ساعد سهیلی میتوانست باعث شکست فیلمی شود که قرار بود یک فیلم کمدی باشد. اما برخلاف تصورات اولیه حضور پولاد کیمیایی و ساعد سهیلی تبدیل به یکی از نقاط قوت گشت ارشاد شد. این دو بازیگر به قدری خوب از پس اجرای موقعیتهای کمدی فیلم برآمدند که حضورشان در دو قسمت بعدی هم تضمین شد. هماهنگی پولاد کیمیایی و ساعد سهیلی باعث شد تا «گشت ارشاد» که بیش از هر چیز روی موقعیتهای طنز برای فروش حساب کرده بود تبدیل به فیلمی موفق شود. این فیلم این موقعیت را برای کیمیایی فراهم کرد تا خارج از فیلمهای پدرش تجربه موفق دیگری را پشت سر بگذارد. از طرف دیگر «گشت ارشاد» زمینهساز شهرت سهیلی شد و باعث شد او بعد از این فیلم در آثار متفاوتی ایفای نقش کند.
شاید تا پیش از ساخت سریال «شهر قشنگ» کمتر تماشاگری فکر میکرد فتحعلی اویسی با آن چهره خشن بتواند از پس ایفای یک نقش طنز بر بیاید. دقیقاً به خاطر همین پیشزمینه ذهنی هم بود که انتخاب او برای بازی در نقش آقای کاووسی مدیرمسئول هفتهنامه زرد «شهر قشنگ» در سریال بدون شرح بسیار دور از انتظار به نظر میرسید. اما مهدی مظلومی این ریسک را انجام داد و نتیجه خوبی گرفت. بدون شرح نه تنها کارنامه کاری فتحعلی اوویسی را دوباره احیا کرد بلکه توانست از قابلیتهای او که تا پیش از بازی در بدون شهر از نظرها پنهان مانده بود را آشکار کند. امیر جعفری هم تا پیش از انتخاب برای نقش فرید سردبیر مجله وزین «شهر قشنگ» بازیگر ناشناخته تئاتر بود که حضوری کمرنگ در یکی دو فیلم سینمایی داشت. اما او هم نقش فرید را چنان درخشان بازی کرد که خیلی زود تبدیل به یکی از بهترین بازیگران سینمای ایران شد. تمام هنر مهدی مظلومی در بدون شرح این بود که توانست این زوج نامتجانس را به خوبی کنار هم قرار دهد و از قابلیتهای اجرایی آنها به شکلی استفاده کند که تماشاگر از تماشای آنها لذت ببرد. شهر قشنگ بازیگران خوب دیگری هم داشت اما بار اصلی سریال بر روی شانههای فتحعلی اویسی و امیر جعفری بود. بخش اصلی لحظات جذاب این سریال را کل کلها و دعواهای کاووسی و فرید شکل میداد. اگر بازی یکی از این دو بازیگر درست از کار درنمیآمد کلیت سریال از دست میرفت. این یکی از معدود دفعاتی در ساخت یک سریال تلویزیونی است که ریسک کارگردان جواب داده و باعث شده تا سطح کلی یک سریال بالاتر از انتظار و توقع تماشاگر قرار بگیرد. بعد از شهر قشنگ فتحعلی اویسی عملاً به یک بازیگر طنز تبدیل شد و امیر جعفری هم توانست با انتخابهایی درست تبدیل به یکی از بهترین بازیگران سینمای ایران شود.
نظرات بازدیدکنندگان (5)