11 اسلاید توسط: 𝑴𝒂𝒉𝒍𝒂 انتشار: 3 سال پیش 991 مشاهده گزارش ذخیره افزودن به لیست


اشتراک گذاری

توجه!

محتوای ارائه شده در این سایت توسط کاربران تولید می شود و تستچی نقشی در تهیه محتوا ندارد بنابراین نمایش این محتوا به منزله تایید یا درستی آن نیست. مسئولیت محتوای درج شده بر عهده کاربر سازنده آن می باشد.

  • جهت اطلاع از قوانین و شرایط استفاده از سایت تستچی اینجا را ببینید.
  • اگر محتوای این صفحه را نامناسب یا مغایر با قوانین کشور تلقی می نمایید می توانید آن را گزارش کنید.

سایر تست های سازنده

نظرات بازدیدکنندگان (1,373)
  • 2)آدرین: نگران نباش، حالم خوبه / نینو: هوووف خیالم راحت شد.. از روم بلند شد و کلاهشو صاف کرد و تک سرفه‌ای کرد.. بعد مشتی به کتفم زد.. نینو: آخه چرا تو انقدر دیوونه‌ای، روانی / آدرین: خب چیکار کنم عه / نینو: همیشه تو دردسر میوفتی.. واقعا که / آدرین: هعی.. بیخیال رفیق / نینو: اوه راستی بنده با شما قهر بودم، جناب $¢€£ (اگه دلیل قهر نینو با آدرین رو نمیدونید پیشنهاد میکنم از چند پارت قبل شروع کنید ب خوندن چون خودمم یادم نیست😂💔) مرینت: وا بدترکیبو از کجا آوردی؟

  • 4)یهو دستمو گذاشتم رو پهلوم و داد کشیدم: آییی آخخخخ آییی وای خدااا / مرینت: چی شدد؟؟ / مث مار به خودم پیچیدم و سرمو خم کردم، بعد جوری وانمود کردم انگار الانه که پس بیوفتم: آخخخخ آیییییی.. درد میکنهههه دیگه نمیتونمممم (واای چرا یاد یه چیز دیگه افتادممم😔😂) نینو با نگرانی پرید سمتم و دستشو گذاشت رو شونم و آروم تکونم داد: چی شد؟ آدرین؟ خوبی؟ / اشک تو چشام جمع شده بود، بدجوری تو نقشم فرو رفته بودم. با مظلومی نگاهش کردم‌ و با لحن بچگونه‌ای گفتم: نه خوب نیستم.. آخ.. خیلی.. درد میکنه🥺

  • 3)نینو زل زد تو چشمای مرینت و با اخم گفت: تو نمیخواد ازش دفاع کنی موش فسقلی.. خب بدترکیبه دیگه / مرینت: آهای درست حرف بزنا.. / آدرین: بسه دیگه.. من دارم اینجا پر‌پر میشم اینا دارن دعوا میکنن😐 / نینو: حقته پر‌پر بشی، اصلانم برام مهم نیست درد بکشی یا هرچی (زیبای حقیقی؟ سوجون؟😔😂) / آدرین: خب ببخشید، عصبانی بودم / نینو: با من حرف نزن😑 / نگاهی به مرینت کردم ک با نگاه عاقل اندر صفی (سفی؟ ثفی؟ چی؟😐😂) داشت مارو میپایید. تصمیم گرفتم یکم نقش بازی کنم. فکری زد به سرم تا یکم اذیتشون کنم..

  • 1)Adrian💚: بعد اون اتفاق(گیلاس خوشمزه‌ای که خورده رو میگه😔😂)، مرینت بدون حتی یک کلمه حرف از اتاق بیرون رفت.. اولش فکر کردم ناراحت شده؛ اما وقتی چند ثانیه بعد با نینو برگشت فهمیدم همه چیز مرتبه. همینکه وارد شدن، نینو با عجله مرینت رو کنار زد و محکم پرید تو بغلم.. تقریبا همه‌ی وزنشو انداخت روی من. نینو: اووه رفیققق / به سختی بغلش کردم و با صورت جمع شده از درد خندیدم. با دستای کم‌توانم هلش دادم که از روم بلند بشه..  آدرین: آیی.. آخ / نینو: عه وا ببخشید، حالت خوبه؟ وای نمیدونی چقدر نگرانت شده بود

  • پارت بدههههه

  • مهلا فداتشم خاک گرفته اینجا😔👌

    • اهم اهم.. یه دستی برسون ایشالا بعد امتحانا آب و جارو کنیم نظرته؟!😔😂

    • راستی آجی چه خوب کردی اومدی دلم وا شد پوسیدم از تنهایی😔😂

    • پارسالم می‌خواستیم آب و جارو کنیم خیر سرمون😂😔

    • آخی دلم برای اجی گفتن تنگ شده بود😂😔 تنهایی؟؟ مهلا بیا اون پشت کارت دارم💀🌝

    • اره هرسال تصمیم میگیریم کیه که انجام بده😔😂

    • چی؟ جان؟ پشت چرا عزیزم همینجا بگو😔🤝😂

    • نه آخه اینجا راحت نیستم 😂😔🤌

    • تصمیم هامون به درد عممون میخوره 😔🤌😂

  • هی..اخی دلم تنگ شده بود واسه اینجا 😂😂🤌

  • یهویی چرا دیگه پارت نذاشتی؟

  • مهلا اجی زنده ای؟

    • متاسفانه زندم اجی🥺

    • متاسفانه چرا=/// خوبی؟

    • نه نه خوبم فقط این امتحانا کمرمو شکسته😂

    • اع خداروشکر نگرانت شدیم 😂🎀 کلاس چندم بودی فکنم دهم باشی اره ؟یادم رفته

برای ثبت نظر باید وارد حساب کاربری خود شوید.