............
دیدید بعضی وقتا میخواید برقصید و آهنگ رو پلی میکنید و هر دفعه یکی به هزار تا بهانه میاد توی اتاق. اون موقع دوست داری آتیشش بزنی.
دیدید بعضی وقتا میخواید به صورتتون کرم بزنید و بعد سیاه تر میشید.
دیدید بعضی وقتا میخواید بخوابید اما خوابتون نمیبره و حس میکنید یکی داره نگاتون میکنه.
دیدید بعضی وقتا توی مهمونی عادت نداری اسم دایی ها و خالتون رو صدا کنین. مثلا نمیگید دایی.......،خاله....... بعد وقتی میگید دایی کل داییاتون نگات میکنن.
دیدید بعضی وقتا ی تست رو با خوشحالی ثبت میکنی و بعد از چند روز تستچی گل پاکش میکنه اون موقع دوست داری گوشی رو خورد کنی. البته تستچی جون ناراحت نشی ها.
دیدید بعد از کلی سال بالاخره میخوای ی کاردستی ساده درست کنی اما هر چی دنبال وسایلش میگردی میبینی وسایل های مورد نیاز رو نداری.
دیدید بعضی وقتا شبا خودتون رو خیس میکنید.( منظورم رو متوجه شدید که). صبح بیدار میشی میفهمی چه گندی زدی و به جای اینکه بری لباساتو عوض کنی با همون شلوار تاب میخوری توی خونه تا کسی بهت شک نکنه.
دیدید بعضی وقتا میخواید با خیال راحت بخوابی و هی یکی باهات حرف میزنن اونم حرف های خیلی چرت و پرت.
دیدید بعضی وقتا شبا میخواید بخوابید و میخوای توی ذهنت به کیس آن لیپس و داستان های مثبت ۱۸ فکر کنی خواهر یا برادرت هی باهات حرف میزنن. مثلا در مورد ۴ سال پیش، در مورد مدرسه، در مورد گه و زهر مار باهات حرف میزنن تو فقط تنها چیزی که میتونی بهشون بگی اینکه خفه شو.
دیدید بعضی وقتا میخواید اسلایم درست کنی میری از مامانت اجازه بگیری مامانت در جواب ۶۰۰ تا فحش بهت میده و دیگه نمیتونی همچین غلطی کنی.