
برای ادامه ی داستان برید توی پیج کاربر (❤️سانزو❤️)که اگه پیام داد پینش میکنم ببینید
خوب یه معرفی کوچیک در مورد داستان بگم.. اسم شخصیت اصلی هایاشی هاروکو هس راستی من و کاربر سانزو هم توی این داستان نقش داریم به عنوان دوست های هاروکو🫂💕 اسم من توی داستان ساکورا آیری هس (ساکورا فامیلیمه)و سانزو کیمورا هیتوها و همچنین معرفی رو بنگر....
(درحال انیمه دیدن زیر پتو ....) عررررر بالاخرههه فوتابا اعتراففف کردددد خوببب چرا زودتر این کارو نکردیییییی وایسا چی..چی.... کو میگه ما نمیتونیم باهم باشیم.. چی.. نهههههههههههههههههههههههه درحال عر زدن که گوشی زنگ میخوره* هیتوها:امم هاروکو چان خوبی؟؟ هاروکو:(با حالت عرزدن*)ار..ار..ه..خو..بب..م هیتوها:یا میگی یا ازت دانگو درست میکنم(دانگو درست کردن تیکه کلامه بچمه😂🫂) هاروکو:داشتم انیمه می دیدم ببخشید.. هیتوها:چی میدیدی مگه؟؟ هاروکو: فصل ۲ سواری در بهار نوجوانی... (در واقعیت هنوز فصل ۲ نیومده با توجه به مانگا اینجارو نوشتم ) هیتوها:میخوایم شب سه تایی جمع بشیم کافه ی همیشگی....هستی؟ هاروکو:معلومهههههه (خداحافظی میکنن و تلفن قطع میشه) داشتم از گرسنگی میمردم میخواستم برم صبحونه درست کنم که... فهمیدم الان باید عصرونه خورد:///// وایسااااا،یعنییییی من از ساعت ۳ تا الان که ۵:۳۰هههه داشتم انیمه میدیدممممممم؟؟؟؟؟ واتتتتتتتتتت پشماممم رکورد زدمممممم وایسا زنگ بزنم آیری چان... آیری:الو؟ هاروکو:الوووو آیریییی چانننن تونستممم رکوردتت که از ساعت ۳ تا ۳ ظهر انیمه دیدی رو بشکنممممم آیری:واقعاااا دهنت... منم سعی میکنممم جلو بزنمممممممم لابد زنگ زدی پز بدییییییی هاروکو:پس چی فکر کردی ؟؟ راستی میخواستم ساعت کافه رو هم ازت بپرسم... (یهو صدای هیتوها میاد..) هیتوها:باکااااااااا هاروکو:هیتوهااااا چانننننننننن
هیتوها: بدو بیاااا اینجاااا دخترههه دانگویییییی هاروکو:وایسا... چی... اههههه باید برمممم آماده شممممم هیتوها و آیری نقشه ریختن منو اس#کل کنن ها!!!!! (خوب رفتیم از ویو هیتوها) هیتوها: همیشه هاروکو دنبال کار بود..این بهترین فکره..نه؟؟ آیری:ارهههه عالیههه فقط هاروکو دیر آماده میشه..فرصت داریم بهش زنگ بزنیم هیتوها:خوب شمارش چی بود... آیری:عررررر یادمممم رفففففففففف هیتوها:وایسا نگو که.. آیری: شمارشو یادمون رفت از بس نقشه چیدیمممممم
یه پسر:امممم اگه دنبال من میگردین من اینجام.... آیری وهیتوها تو ذهنشون:ش#ت یادمون رفت که بهش آدرس دادیم... سوتی وحشتناککککککککک هیتوها:س.سل..لام آقای.. سانو...(خجالت زده به توان ۱۰۰) آیری:ب.بفرما..یید..بش..ینید..(خجالت زده به توان ۱۰۰۰«عجب خریم تو پرانتز پرانتز باز میکنم.. خوب یه نکته ریز آیری کنار پسرا خیلی خجالت زده میشه ولی دختر قوی آیه و کاراته کار میکنه یعنی هر پسری بیاد لتو پارش میکنه://») پسره: خوب کاری با من داشتید؟؟ هیتوها:خب باید صبر کنین دوستمون بیاد اشکالی نداره؟؟ پسره:نه اشکال نداره (ویو هاروکو) اسنپ گرفتم و داشتم میومدم وقتی رسیدم داد زدم:اهاییییی منو اسکل میکنین؟؟ که یکهو دیدم یه پسره اونجاست ...
هیتوها:انو هاروکو چان ایشون سانو سان هستن پسره: بفرمایید بنشینید.... خواستم پیشه هیتوها و آیری بشینم که آیری توی گوشش گفت :گومنه هاروکو چان ولی اینجا جا نیست(خنده شیطانی جوری که فقط هاروکو و هیتوها بفهمن) پس مجبور شدم بشینم پیش پسره تو ذهنم بودم که... هیتوها:خب راستیتش دوست ما دنبال کار میگرده.. میتونه توی موتور فروشی شما کار کنه؟؟ پسره:البته تازه ما یک کارکن خانوم هم احتیاج داشتیم.. آیری:امممم... آنو ... می..شه.. ما دو..تا هم ..بیایم؟؟ هیتوها یواشکی زد به شکمش و توی گوشش گفت:باکا باید بزاریم تنها باشنننن آیری:امممم انووو یعنی چیزه.... پسره :اره چرا که نه حتما برادرام با چند تا کارکن جدید خیلی موافقن(نویسنده خنده شیطانی میکند🌚) آیری توی گوش هیتوها میگه:ری#دمممممم هاروکو:خب میشه خودمون رو معرفی کنیم من هایاشی هاروکو هستم^-^ پسره:من سانو شینچیرو هستم هیتوها:من کیمورا هیتوها هستم.. آیری:من...من.من....هیچکس نیستمممممم هیتوها:ببخشید با پسرا راحت نیست اسمش ساکورا آیری هس پسره:خوشحال شدم ولی ببخشید من باید برم این آدرس و شمارمه یکیتون بهم زنگ بزنه تا ساعت رو بگم چون الان نمیتونم بگم (خوب دیگه خداحافظی کردنو رفتن من دیگه حوصله ندارم ) (سانزوووو چاننن بقیش با توووو🌚🫂)
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
پارت بعد را من منتشر خواهم کرد.
بچه ها شرایط پارت بعدی رو یادم رفت://
کامنت:۵
لایک:۵
هوییییی کجاییی چند روزه که اصلا نیستی...باتوعممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم🗿🗿💔💔
میگم همون ساعتی که توی پیوی گفتم آنلاین باش
اگه بازم یادت بره این دفعه واقعا ازت دانگو درست میکنم•-•
بیا پیوی...
اون همش به منم میگه میخواد ازم دانگو درست کنه 😐
بلاخره یه روزی ازت موچی درست میکنم
•-•
آخر دانگو درست میکنی یا موچی ؟ 🌝
هی مارسی تو اینجا چیکار میکنی ؟
اولین داستانیه که دارم میخونم از همون اول عالی شروع شد 😁
جعررر تیکه کلامم«دختره دانگویی-ازت دانگو درست میکنم»رو هم گذاشتی؟ خیلی عالی بود😂♥️
چرا عکس رانه؟