
ناظرعزیزم خواهش میکنم منتشرش کن🥺🥺☂️
دستمو و کشید افتادم توی بغlش توچشمام نگاه کرد و گفت: تو منو دوsت داری ماریانا و این کاملا از چشمای تو معلومه.😈 و امروز..قبل از تموم شدن جشن..خودت میای بهم میگی که منو دو.ست داری..حالا میبینی! ماریانا: حالا ببین. ادرین: حالا ببین! ماریانا: میبینی😐💔🤞🏻ادرین: اه بازم در رفت. اما اگه من ادرین اگرستم..کاری میکنم خودت بگی چقدر منو دو.س.ت د.ا.ر.ی حالا ببین!😈⚘ یه لیوان آب پرتقال برداشتم و مث ج.ن ظاهر شدم جلوشو گفتم: بگیر. ماریانا: عه..تو که اونجا بودی..چطور اومدی اینجا؟ _فوتش کردم و گفتم: ادرین مثل هواست. بیا بگیر بخور. برام چش و ابرو اومد عه شو.ه.رت برات اورده بیا اینو بخور دیگه. لبخند مصنوعی زد منم گفتم: باشه و یه قلپ از اب پرتقال خوردم که ارن اومد و گفت که مارا با ادرین کارداره اونم رفت اخیش..یکدفعه چشمم خورد به ارین که داشت با جک حرف میزد..رفتم نزدیک تر خدای من..من باید زودتر میفهمیدم..روزی که جک اومده بود خونه ما..همه باهاش کلی حرف زدن اما داداش ارین به جک هیچی نگفت ..اهان اره..بخش داروسازی ما وقتی ضرر کرد که داداش ارین مسئول اون کارخونه داروسازی بود. اره! این یعنی داداش ارین...وای نه! ادرین: ماریانا ماریانا: ب..بله ادرین اومدم مادرمارک: خب..ما وقتی باهم فامیل میشیم که..خانواده شما کل هزینه عرو.*س*ی رو تقبل کنه. خب..این که خرج کوچیکیه..اگه دخترشما میخواست با یکی دیگه هم ا.ز.د.و.ا.ج کنه باز خانواده شما باید این پول رو میداد. شمابه دخترتون خیلی چیزامیدید مگه نه؟ ماشین بزرگ..خونه بزرگ..هدیه نقدی! مگه نه؟ "ماریانا حسابی جوش اورده بود"
حالا که دختر شما این کارا روکرده وظیفه پدرو مادرشه که این کارا رو واسش بکنن. پانیا: خاله..شما چطور میتونید این حرف رو بزنید..این فقط اشتباه من نبوده اشتباه پسرشما هم بوده مادرمارک: اها..این پسر؟ اره...پسرمن اگه ۱۰ تا از این اشتباها هم بکنه باز واسش ۱۰۰۰ تا دخترپیدا میشه! اما تو...هیچ کس واست پیدا نمیشه!😏 ماریانا:😠😠😞 ماریا:🥺😥😠 اریان:😠 ادرین: 😞😠 پانیا:🥺💔 مادرمارک: تازه با این وضع که..خیلی بعید پیدونم. ماریانا: پس تمام خواسته شما همینه خانم؟ مادرمارک: چرا؟ مگه من چیززیادی خواستم؟ هاع؟ این شما بودید که میگفتید پول زیادی دارید. ماریانا: اره درست گفتم..ما پول زیادیی داریم..شما هم چیززیادی نخواستید..اما بزارید یه چیزی رو بهتون بگم هر روز خیلیا میان درخونمون پول میخوان بعضی وقتا از خیریه بعضی وقتا از یتیم خونه بعضی وقتا هم گداها! ماهم هیچوقت اونا رو دست خالی نمیفرستیم! با مهربونی بهشون خیلی چیزا میدیم. میدونین چرا؟ چون اونا به دخترخونه ما هیچ اسیبی نمیزنن خانم! اما خانواده شما و پسرشما..درحق دخترما خیلی بدی کردین. پس بزارین این بحث رو واسه همیشه تموم کنم خانم. من به شما حتی یه دلار هم نمیدم خانم. من برای این ا.ز.د.و.ا.ج یه دلار هم خرج نمیکنم مادرمارک:گدا؟ این دختره به ما گفت گدا؟ اونه که همه شما رو گدا کرده. برای ا.ز.د.و.ا.ج دخترتون پول نمیده اون اصلا میدونه سر ا.ز.د.و.ا.ج دخترا چه چیزایی میدن و میگیرن؟ تازه تو این وضع هرچی بدین بازم کمه فهمیدین؟ شما که بزرگ این خونه بگین! چرا همچین دختری رو عر.و.س خونم بکنم؟ پانیا:😭😕 ماریانا:😠💔 امیلی:😞 ادرین:😠 ماریا و اریان:🥺😞💔 امیلی: لطفا اینطوری حرف نزنین من بهتون قول میدم که واسه پانیا یه ع.ر.و.س.ی بزرگ بگیریم. من..من با ماریانا حرف میزنم خواهش میکنم شما اروم باشین
ماریا: اره خواهش میکنم این ا.ز.د.و.ا.ج رو بهم نزنین.. ادرین: ماریانا خانواده دختر هرچیزی پیدن واسه خوشبختی اون میدن پس بشینیم یه راه حلی پیدا کنیم باشه؟ ماریانا: اونا رو از روی خوشحالی میدن ادرین..اما اینا جاهاز میخوان. مادرمارک: اره قیمت خوشحالی سنگینه اما باید بدی. پدرمارک: ببینید شما اگه میخواین دخترتون ا.ز.د.و.ا.ج کنن بهمون بگین وگرنه.. ماریانا: ما نمیخوایم ا.ز.د.و.ا.ج کنن همه:🤯🤯😲 ماریانا: ما نمیدونستیم پسرشما فروشیه..ما واسش همچین مبلغی نمیدیم امیلی: ماریاناا ماریانا: مامان جون خواهش میکنم..الان اگه بخوان مجانی هم ا.ز.د.و.ا.ج کنن من نمیزارم! مادرمارک: رفتم جلودختره و گفتم: اگه میخواستی بهمون بس احترامی کنیم چرا گفتی بیایم اینجا؟ دیگه حق نداری به پسر من زنگ بزنی. بهت یه نصیحت مجانی میکنم اگه میخوای توی این خونه بمونی این بچه رو ...کن ماریانا: ساکتتت! حالا من بهتون یه نصیحت مجانی میکنم...همین الان یا خودتون میرید یا من نگهبان هارو صدا میکنم و میندازمتون بیرون..! مادرمارک: اره اره ماهم علاقه ای به اینجا موندن نداریم..پسرمون رو هم میبریم. مارک: مامان..مامان بزارین من حرف بزنم مامان مادرمارک: برو زودباش راه بیوفت. "پانیا با گریه از اونجا میره" ماریا: پانیا..پانیا صبرکن! امیلی: این اتفاق هایی که الان افتاد همش زیرسراونه! بخاطر پول همه این کارهارو کرد..خب یکی دو میلیون میدادی دهنشون رو میبستی..اما نه..حالا چی میشد پانیا ا.ز.د.و.ا.ج میکرد توچی پسرم؟ خیلی .دو...ش دا..ی نه؟ ببین...اون فقط به فکرخودشه! تو فقط شو.ه،ر ماریانا نیستی در قبال همه این بچه ها مسئولی ..زودیاش برو با ماریانا حرف بزن! ادرین: باشه مامان من میرم باهاش حرف بزنم!
ماریا: نه ادرین..بحث من و دختر منه! خودم با ماریانا حرف میزنم. ماریانا: ت..تو که میدونی من هیچ کاری رو عمدا انجام ندادم پانیا! اونا..خب. پانیا: من میدونم زن عمو..من میدونم چرا این کارو کردی. اونا خیلی با من بدحرف زدن خیلی به من توه***ی###ن کردن ماریانا: ممنون از اینکه کارمو بد برداشت نکردی خیلی ازت ممنونم. پانیا: زن عمو من چطور کارتون رو بد برداشت کنم؟ فقط شمایین که همیشه طرف منو میگیرین. شما که دیدین اونا چه چیزایی به من گفتن اما بقیه فقط ساکت موندن و تماشا کردن..اما فقط شما بودین که طرف من وایستادین. مامان بابا هم ساکت بودن. ماریانا: م..من قبول دارم این اتفاقی که افتاد تقصیر توهم بود "ماریا و اریان اومدن و دارن گوش میدن" تو هم مقصرهستی ماریا:😠 اما همون قدر که تقصیرتو بود..اون مارک هم مقصرهست. من راست میگم من امروز ا.ز.د.و.ا.ج شما رو قطعی میکردم..اما اونا خیلی ادمای حریصی بودن همش درباره پول حرف میزدن پانیا: اره زن عمو اگه امروز شما بهشون پول میدادین..فردا پول بیشتری میخواستن. تا اخر عمر ازم پول میخواستن. زن عمو من..من هیچوقت اونجا خوشبخت نمیشدم. برای همین کاری که شما کردین و حرفی که شما زدین همش درست بود. از اونور مارک هم امروز طرف منو نگرفت حالا من این بچه رو تنهایی چطور بزرگ کنم زن عمو؟ چیکارکنم؟😭😭 ماریانا: تو تنها نیستی پانیا..تواصلا تنها نیستی ..ما هممون پشت توئیم باشه؟ بجای رفتن به خونه این ادمای حری.ص تو همین خونه بمون اینجا رویای خودت رو بساز..قول میدم..با ع.شق بچه تو رو بزرگ میکنیم😊 پانیا: ممنونم زن عمو😊😍❤ بغلش کردم که صدای مامان اومد
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
سلام آبجی عالی بود💕
مهتام اکانت جدیدمه خواستی سر بزن شاید مشتریم شدی ی بار امتحان زرر ندارن!؟😉
سلاممم ابجیی:)) فدات عزیزم مرسی❤
حتما سرمیزنم
مرسییی😇
خیلی عالییی بود. عاشقت رومانت ام❤️
و تو رو خدا زودتر بده من تا الان به خاطره تو ۱۰ بار تا نزدیکی بیمارستان رفتم😑😑
ممنون عزیزم نظرلطفته..❤❤
بررسیه گلم
اجووووو کجاییی که هم تو داری مارو حرص میدی هم اون مهلا😐💔
هردو دست به یکی کردید مارو زجر بدید😑
هردو که میگید همش رد میشه
دیدی ممد انقدر از دست شما دوتا حرص خورد که اونم پارت بعدی رو رد میکنه😐😂
همینجااام😂😔عه..مهلا که اصن کارش حرص دادنه ولی هیچکس نمیدونه که داره تو پشت صحنه داستانش هرهر میخنده و ما حرص میخوریم😂😔💔
نه دیگههه...ما فقط خیلیییی زیاد پیاز داغ اضافه کردیم😂❤
خو رد میشه دیگه این تستچی کلا با ما مشکل داره😃😭😐
جررر
😂
نه اینکه تو اینکار رو نمیکنی😂😂
😂😐
نیایش؟ بزنمت؟ چرا انقدر کم بود؟😐💔
بعدم چرا این بازی کثیفو تو داستانت تموم نمیکنی؟😭😂
جانم! نههه من گوناه دالم😂😐چون تو امتحانا ای *$) این پارت رو گذاشتم😂😐
چون نمیدونم😂💔
خوبه دلیل اولت موجهه ولی دلیل دوم نه😐💔😂
خیلیم موجهه😔😂
😂👌
نیایش عزیزم؟ تو چرا تو شاد واب منو نمیدی ولی اینجا میدی؟😐💔 منطقی نیستا😂
جانم مهلاا😂😔 عه...مگه پیام دادی؟😐💔الان میرم میبینم...
شتت..😐😂
چرا من این پارتو نخوندمممممم
عالییییی❤❤❤❤
چون ندیدیییی😐😂
مرسیییییی:))
سلاممممم
نیایش من کاربر ونزدی(هلیام یا همون ماکیا یا h azarsa)هستم🥰گوشیم افتاد شکست😐هیچی دیگه ی مدت نبودم ولی برگشتمممم.
پارت بعددددددد
سلااااام❤
اره شناختمت:))چرا😐
گذاشتم بررسی یه هفته هست ولی رد شد😐😐💔
قربونت😘
داشتم راه میرفتم افتاد.
باشه انشالله منتشر میشه
سلام اجو تولدت مبارک باشه امیدوارم 1000ساله بشی ❤
سلام عزیزم..مرسیییییی فداتشممم❤🥺🥺✌🏻
سلام سلام
تولدت مبارک( ◜‿◝ )♡
کارنامه های مارو که امروز دادن
چشم نخورم یه وقت😌🧿
سلااام^^
مرسییی قشنگم❤❤
اووو..افرین!
😂😐
تولدت مبارک دوست من:)❤
۳۰۰۰ امتیاز از طرف من به تو:))♡
مرسی خوشگلم
عررررر چه عاشقانههههه😐😂
حسودی میکنید ایااااا؟😑😂
عه عه...😂😐😔 خجالت بکشین😐مثلا دوتا ادم بالغین😂😔✌🏻
چشم😐
سلامم ^^❤
تولدت مبارک باشهه ^^💕
امیدوارم به همه ی ارزو های قشنگت برسیی ^^❤
سلامم!
ممنووونم قشنگممم❤⚘
❤❤❤