..............
خب سلام دوستان اینم از پارت دوم این داستان ❤❤
از خواب بیدار شدم ساعت ۸:۳۰ بود .ساعت ۹ باید روی اهنگ کار می کردیم فورا رفتم و اماده شدم و تاکسی گرفتم و رفتم بیگ هیت .وقتی رسیدم دیدم اعضای بی تی اس منتظر بودن
رفتم پیششون جیهوپ گفت : پس کجا موندی خیلی طول کشید . -معذرت می خوام واقعا ؛ دیشب خیلی خسته بودم یادم رفت ساعت بزارم نامجون - حالا مهم نیست بیاید بریم روی اهنگ کار کنیم اگر همینطوری منتظر بمونیم دیر میشه
ما هم رفتیم تا سر اهنگ کار کنیم .این بار کارمون بهتر بود . هی میخندیدیم و شوخی میکردیم .خیلی خوش میگزشت . من هی وسط کار میزدم زیر خنده و پهن میشدم روی زمین یه جوریه چون داریم موزیک ویدیو و اهنگ تمرین میکنیم و دوربین جلوی رومونه خندم میگرفت 😂😂
وقتی کارمون تموم شد اعضای بی تی اس گفتن میتونی بیای خونه ما اونجا هم کار میکنیم هم جین غذا درست میکنه با هم می خوریم جین - هی از زبون من حرف نزنین خیلی خوشم میاد برای شما کله پوکا غذا درست کنم بعد هممون زدیم زیر خنده 😂😂😂 منم که از خدا خواسته قبول کردم
وقتی رفتیم اونجا کلی دم و دستگاه موسیقی بود . رفتم تویه اتاق و داشتم با گیتار یه اهنگ میزدم یهو جیهوپ با صورت خورد زمین . دیدم همه دم درن و دارن به اهنگم گوش میدن . بعد همه زدن زیر خنده 😂😂😂 جیهوپ بدبخت هی میگفت کجاش خنده داره اخر سر خودشم غش کرد از خنده 😂😂
خب دوستان امیدوارم خوشتون اومده باشه ❤❤❤❤
نظرات بازدیدکنندگان (1)