گذشته! اره خب همه چی به این ربط داره حتی حال و آینده گذشته ای که تو توش هیچ کاره ای ولی توی آینده ای مربوط به توعه کار داره
همون گذشته و بعضی از اتفاقای الانم باعث شده بهم بگن که من نحسم واقعا هستم هستم که از بدوروردم این همه ماجرا و سوظن برام پیش اومده
چی باعث میشه من کسایی که دوستشون دارمو از دست بدم گذشتم هویتم چی باعث میشه خودمم نمیدونم چی در انتظارمه خوشبختی یا ...
یه تکیه از رمان: مشغول غذا دادن به هیپو گریف بودم و دراکو نزدیکم شد بهش بی توجه بودم دراکو: چرا داری اینکارو میکنی؟ جوابشو ندادم عصبی شد و اومد سمتم و بازومو کشید و گفت دراکو: باتوام میگم چرا داری اینکارو میکنی؟ دستمو از دستش بیرون کشیدم و گفتم _: محض اطلاعات باید بگم از اسلیترین متنفرم و نمیتونم بمونم، از اسلیترینی ها به جز یه نفر متنفرم ولی قطعا اون ینفر تو نیستی چوپ قطعا از اون اتاقی که تو هم اتاقیشی هم متنفرم دراکو: نمیتونی از اسلیترین برز _: با پروفسور دامبلدور حرف زدم داره راضی میشه دراکو: تو پرنسس اسلیترینی کلاه گروه بندی گفت یادت که نرفته عصبی خندیدم و گفتم _: واقعا حتما توام شاهزادهشی... دراکو مالفوی من از هرچیزی که بتونه گذشته رو یادم بیاره متنفرم از جمله اسلیترین و بچهاش دراکو: تو خودتم اسلیترینی عصبی دادزدم: من از خودمم متنفرم میفهمی؟ نگران نزدیکم شد و پرسید دراکو: چرا بهم نمیگی گذشتت چیه؟ _: چون گذشته من به حال و آیندم هم مربوط میشه؟ دراکو: بهم بگو _: اگه بفهمی ازم متنفرمیشی
چقدر باحال بود نمیشه زود زود پرنسس دراکو رو تموم کنی بریم اینیکی
😂😂چرا چرا میریم
عالی. به داستانم سر بزن 😍
یک ساعت داشتم دقت میکردم ببینم کاور تست چیه
😂😂😂😂😂