سلام دوستان چه خبر گفتم ۵ لایک وقتی دیدم سریع شروع کردم به نوشتن
سلام دوستان یک توضیح ریز بدم ۱ وقتی که برای پارت بعد شرایط میزارم و شرایط اوکی میشه ۱ روز بعد پارت بعدی آمادست ۲ از این به بعد یک اسلاید رو داخل نتیجه میگذارم ممنونم ناظر عزیز لطفا تایید کن چیز بدی نداره
دستش رو روی گلو ی مرینت گذاشت و گفت " زنگ بزنید آمبولانس بیاد سریعععع سابین رفت کنار مرینت خواست تکانش بده که لوکا گفت نه نباید تکانش بدهی کاگامی دوید رفت از اتاق بیرون کجا رفت نمیدونم سریع گوشیم رو از جیبم در آوردم ساعت ۸.۳۵ دقیقه بود سریع زنگ زدم ۱۱۵ ۱۱۵" بله بفرمایید تام" سریع باید بیاید به آدرس ...... ۱۱۵ " ۵ دقیقه دیگه اونجاییم *۱۱۵ اومد مرینت رو برد به بیمارستان الان بیمارستانیم* *ساعت ۱۰.۲۹ مرینت داخل اتاق عمله * تام" داشتم داخل راه رو این ور و اون ور میرفتم که
اسلاید اضافی ... دوستان کم کم داریم به بخش شیپ شدن میریم لایک و کامنت و فالو را فراموش نکنید ناظر عزیز لطفا تایید کن چیز بدی نداره
دکتر اومد بیرون و گفت " دختر شما حالشون خوبه ولی باید دو هفته اینجا بمونن تا کامل بهبود بیابند تام" باشه ممنون هزینه اش هرچقدر بشه میپردازم فقط سالم باشه خب خب خب دوستان عزیز الان آدرین رو میارم یا نینو رو داخل کامنت ها بنویسید بعدی داخل نتیجه است برای گذاشتن پارت بعد هم ۶ لایک و ۵ کامنت میخوام راستی پارت ۱۰ هم یک ضد حال اساسی براتون کنار گذاشتم 😉
نتیجه 1
*فردا** همه سر کار رفتن* دوستان تصمیم بر این شد که هم نینو و هم آدرین رو بنویسم آدرین " داشتم سر میز کارم با خودم کلنجار میرفتم همش تو فکر مرینت بودم چطوری این همه سال با ویلچر زندگی کرده و این قدر شاده خدایا شکرت که منشیم اومد داخل و گفت " آقا اگرست دستگاه های کپی طراحی دارن خراب میشن باید تعمیر بشن گفتم " باشه رسیدگی میکنم نینو " تو خونه خوابیده بودم که بابام یه لگد زد بهم بیدار شدم داد زد" از الان اگه نری سر کار نه جا و نه غذا داریم بهت بدیت گفتم باشه و آماده شدم رفتم بیرون رسیدم به شرکت G&A (شرکت گابریل و آدرین ) رفتم داخل مامور های گیت ورودی نذاشتم برم داخل گفتم اومدم برای درخواست کار گذاشتن برم داخل و ... لایک کردی که انشاالله ۶ لایک و ۵ کامنت برای بعدی نیاز مندیم به پایان آمد این دفتر / اما این داستان همچنان باقیست ناظر رد نکن
نتیجه 2
*فردا** همه سر کار رفتن* دوستان تصمیم بر این شد که هم نینو و هم آدرین رو بنویسم آدرین " داشتم سر میز کارم با خودم کلنجار میرفتم همش تو فکر مرینت بودم چطوری این همه سال با ویلچر زندگی کرده و این قدر شاده خدایا شکرت که منشیم اومد داخل و گفت " آقا اگرست دستگاه های کپی طراحی دارن خراب میشن باید تعمیر بشن گفتم " باشه رسیدگی میکنم نینو " تو خونه خوابیده بودم که بابام یه لگد زد بهم بیدار شدم داد زد" از الان اگه نری سر کار نه جا و نه غذا داریم بهت بدیت گفتم باشه و آماده شدم رفتم بیرون رسیدم به شرکت G&A (شرکت گابریل و آدرین ) رفتم داخل مامور های گیت ورودی نذاشتم برم داخل گفتم اومدم برای درخواست کار گذاشتن برم داخل و ... لایک کردی که انشاالله ۶ لایک و ۵ کامنت برای بعدی نیاز مندیم به پایان آمد این دفتر / اما این داستان همچنان باقیست ناظر رد نکن
نتیجه 3
*فردا** همه سر کار رفتن* دوستان تصمیم بر این شد که هم نینو و هم آدرین رو بنویسم آدرین " داشتم سر میز کارم با خودم کلنجار میرفتم همش تو فکر مرینت بودم چطوری این همه سال با ویلچر زندگی کرده و این قدر شاده خدایا شکرت که منشیم اومد داخل و گفت " آقا اگرست دستگاه های کپی طراحی دارن خراب میشن باید تعمیر بشن گفتم " باشه رسیدگی میکنم نینو " تو خونه خوابیده بودم که بابام یه لگد زد بهم بیدار شدم داد زد" از الان اگه نری سر کار نه جا و نه غذا داریم بهت بدیت گفتم باشه و آماده شدم رفتم بیرون رسیدم به شرکت G&A (شرکت گابریل و آدرین ) رفتم داخل مامور های گیت ورودی نذاشتم برم داخل گفتم اومدم برای درخواست کار گذاشتن برم داخل و ... لایک کردی که انشاالله ۶ لایک و ۵ کامنت برای بعدی نیاز مندیم به پایان آمد این دفتر / اما این داستان همچنان باقیست ناظر رد نکن
نتیجه 4
*فردا** همه سر کار رفتن* دوستان تصمیم بر این شد که هم نینو و هم آدرین رو بنویسم آدرین " داشتم سر میز کارم با خودم کلنجار میرفتم همش تو فکر مرینت بودم چطوری این همه سال با ویلچر زندگی کرده و این قدر شاده خدایا شکرت که منشیم اومد داخل و گفت " آقا اگرست دستگاه های کپی طراحی دارن خراب میشن باید تعمیر بشن گفتم " باشه رسیدگی میکنم نینو " تو خونه خوابیده بودم که بابام یه لگد زد بهم بیدار شدم داد زد" از الان اگه نری سر کار نه جا و نه غذا داریم بهت بدیت گفتم باشه و آماده شدم رفتم بیرون رسیدم به شرکت G&A (شرکت گابریل و آدرین ) رفتم داخل مامور های گیت ورودی نذاشتم برم داخل گفتم اومدم برای درخواست کار گذاشتن برم داخل و ... لایک کردی که انشاالله ۶ لایک و ۵ کامنت برای بعدی نیاز مندیم به پایان آمد این دفتر / اما این داستان همچنان باقیست ناظر رد نکن
پارت بعد نیومدددددد!؟
عالیی بود
عالی بود🤩
کامنتامم بخون که دچار سو تفاهم نشی چون قصد من فقط کمکه ... کمک به کلیشه شکنی و نویسندگی خوب ... اگه واس نویسندگی کمک خواستی یا گوگل یا پیوی خودم هست ...
من هم برای دل خودم و هم برای جلب نظر تمام کسانی که زمان میزارن و داستانم رو میخونن
سلام اری چان👋 (شرمنده اسمتو نمیدونم اینجوری صدات زدم😅)
میشه بیای ایراد های داستان منم بگی تا درستش کنم😃؟
آریانام...باشه^^
میزاری؟ من تمام راهکار های نویسندگیو تو پارت یک کامنت کردم ... تو برای دل خودت مینویسی یا نظر مردم؟ اگه نویسنده های بزرگ قرار بود برای نظر مردم بنویسن الان هیچ کتابی وجود نداشت چون قطعا مردم اون زمان میگفتن دخترو چه به نوشتن و فلان یا پسرو چه به نوشتن باید بره کار کنه و فلان ... خواهشا اون یکی کامنت
همه چیزو تو پارت یک گفتم ... و درضمن بهتره بیشتر راجب بیماری ها تحقیق کنی مرینت فقط با ویلچر افتاد زمین فوقش بیهوش شه و یه سر م بخواد نه اینکه عمل کنه درضمن لوکا باید دو انگشت رو میزاشت جلوی بینیش که آیا نفس میکشه یا نه... تو دیه زیادی هندیش کردی ... قلمت خیلی خوبه اول پارت شوخیم میکنی و شرایط میزا
آره قبول دارم یکم زیاده روی کردم ولی شما فکر کنید افتاده روی قیچی ای چاقو ای چیزی که رفته توی کمرش و لوکا نبضش رو گرفته چون در زمان بچگی پیش آهنگ بوده و اینارو یاد گرفته
باش از اینم میگذرم◕◡◕