𝑨𝑵𝑮𝑬𝑳𝑨/ᴠɪxᴇɴ/INFP خوش اومدین...:)
?ᴍʏ ꜱᴡᴇᴇᴛꜱ ᴇxᴄᴜꜱᴇ ꜰᴏʀ ʟɪꜰᴇ صاحب "چشم های قهوه ای تیره"(بهار زیبای من)،هیسونگ،چهارتا ترب،بابای دوتا ترب،لونا شی،مهسایی،معرف استرنجر تینگز(صنوبر،چهارنوبر،دونوبر،و یا؟)،سارینا،مرسانا،لیدا، این آدم ها نقش مهمی توی زندگیم ایفا میکنن! نویسندگی(با عرض تاسف،بنده نقاشی بلد نیستم-)،ادبیات(زندگیم)،آهنگام(جای بحث داره!قدیمی گوش میکنم(ویگن،ستار،داریوش،مهستی،هایده،ابی،و خلاصه اکثریت گوش میدم)هومان(میپرستم)،وانتونز(کوری وان😭)،آیسم،پوبون)لانا،د نیبر هود،بیلی،فعلا بسه!)،تیم برتون هم که معلومه براش میمیرم،تمام نقاشی و دیجیتال آرت های بهار،اون ۹ صبح و ۸ شب خاص،استرنجر تینگز(نوا اشنیپ و سیدی سینک دورشونبگردم)،کیپاپ(همه ی گروه هارو استن کردم کم و بیش اما اگه بخوام بگم استری کیدز(چان)،انهایپن(دوباره هیسونگ،من ۶ نفره نمیشناسم!)،تی اکس تی(سوبین)،اندتیم(نیکولاس)،بلینکم هستم(جیسویا)،کتاب(فریدامکفادن،هرکس که میشناستم میدونه بزرگ ترین طرفدارشم)میوها(مشکی،کرم،نارنجیا!)،تایم هایی که با بهار سناریو میسازیم یا براش مینویسم،ستاره ها،پرنسس ها،هرچیزی که توش شکلات باشه،خنده هاش،ورزش،ماهی،ویالون،شنا،شعرای بهار،کسایی که "دشت" دارن،و کسایی که بهم گوش میدن!
?...ʜᴀᴛᴇ,ꜱᴄᴀʀᴇᴅ,ᴏʀ خب،هرکسی که بهارو اذیت کنه(میز صندلی و گلدون،جامدادی و مداد)هایب که زندگیمه واقعا،دعوا،جنگ،صداهای بلند،آدمایی که تحت تاثیر جامعهان،وقت نشناسا،مرگ،زندگی تنهایی،شب بیداری،حس حسادت(مخصوصا اون آدما که دست رو بهار میذارن،مخصوصا...مخصوصا!)،گوش های تیز(راستش خیلی میشنوم)،عینک(کورم)،سردرد(بالای ابروم نبض میزنه)،اورثینک(کل زندگیم)،بغض(با یه بغل میترکه)،وقتایی که خودشو اذیت میکنه(خب نکن،تو محشری بهارم)،طعم تلخ،و وقتی که تو نویسندگی کم میارم(پیش نمیاد)،دژاووی بچگیم وقتی اتفاق میفته(دستام مث چی میلرزن)،نفس تنگیام،وقتی گوشیم هنگ میکنه(میخوام سرمو بکوبم تو دیوار)،آدمایی که مجبورم میکنن،اکیپای قبلیم،آدمایی که وقتی بهشون وابسته میشم ولم میکنن،خلاصه...یادم نیست دیگه!:>
!ɪᴛ'ꜱ ᴍᴇ خب،بنده در نگاه اول به شدت جدی به نظر میرسم،یعنی حتی تو چت هامم همینم(مدرک دارم)،ولی خب وقتی یخم آب شه دختر خوبیم،پس زود ناامید نشید دوستان،چندسالمه؟گهگاهی ۵،گهگاهی ۵۰،تازگیا ۲۳ سالم شده اتفاقا،اخلاقای بدمو بگم؟به شدت حسود و غیرتیم،زود عصبانی میشم،خیلی به خودم فشار میارم، اخلاقای خوبم؟خب،یکم میشه گفت مهربونم،اگر کسی واسم اهمیت داشته باشه یه جورایی شر و شیطونم پیشش،اما درکل،قالب جدی و جامعه گریزی دارم،من تو سناریوها و کتابام زندگی میکنم،خلاصه بگم زود وابسته میشم،زود گریه میکنم(خوشم نمیاد جلوی جمع اشکم دربیاد،اگه این اتفاق بیفته یعنی واقعا درد میکشم)،به شدت زبون دارم(تا وقتی باهام بحث نکنید نمیفهمید منظورمو)،زیاد ناز دارم(پشت پلک نازک میکنم درحد لالیگ-)،و خلاصه بگم زیاد آدمی نیستم که اذیت شدنمو نشون بدم،اگه هم عصبانی شم چیز خوبی در انتظار هیچکس نیست،استایل خاصی ندارم اما خب خیلی هم باز لباس نمیپوشم،از زیورآلات میرم بالا(گوشواره عشقمه)،دیگه...چیزیو جا ننداختم؟:>
!?ᴍʏ ꜰᴀᴄᴇ خب نامنام من تنها چیزی که شاید ازش تو قیافم شانس اورده باشم،چشمامه،چشمام سبزعسلیه،موهام نه بلنده نه کوتاه،اگه بازشون کنم تا وسط کمرمه،بورم رسما،موهام قهوه ای تیره،روشن و طلایی داره،صافن ولی خب اکثر وقتا فرفریشون میکنم،قدم؟مهم عقله!(صادقانه،زیاد کوتاه نیستم اما بلندم نیستم)،وزنم؟خب ورزشکار حرفه ایم اما نخ سیگا-،چال لپ دارم،رنگ پوستم...بذارید بگم اگه زیر چراغ وایسم شبیه روح میشم همین،،عینکیم،اما چشمام بدون عینک بزرگ تره(وای متنفرم بهم میگن چقد فرق داری!)مژه هام خیلی بلنده،اهل آرایشم نیستم،ولی خب توش بدک نیستم! دیگه بگم...اکثر وقتا هم موهامو دم اسبی جمع میکنم چون حرصم میگیره اگه دورم بریزن! همین؟؟؟فکر کنم بله!
بذارین همین الان اینو روشن کنم:
زندگیمه، ازم بگیریدش یا اذیتش کنین اذیتتون میکنم، تموم تلاشمم میکنم که براش بهترین باشم
خلاصه که؛
فاصله اجتماعی ۵ کیلومتر..🎀
وای خیلی خانومی خوشگلی هستید 😭😭
خودتونو ندیدید؟😭😭
وای بوجج 😭
،لیدا، این آدم ها نقش مهمی توی زندگیم ایفا میکنن!
ــــــــــ
اوم آره میدونستم نیاز به گفتنش هم نبود💗
بیا برو بینم بچه پررو-
وا عزیزدلم..
مخصوصا اون آدما که دست رو بهار میذارن،مخصوصا...مخصوصا!
راستش افرا لطف داره فقط یه نفر رو من دست گذاشت-
ببین هم من میدونم هم تو که یه نفر نبو-
بابا اون ۷ تا که هیچی-جدیاش ته تهش یه نفر-
جدیاش سه نفرن تازه یکیو نمیدونی بهش حسادت میکنم دوتا رو میدونی-
وای نه اون دوتای دیگه کین💔
حالم هیسونگ که یه مدته از جامعه ی زندگیت محو شده:::
دومین نفر مگه نبود تو بیوم-
چیز منظورم عکس بیوت و پروفته..😭
آها از اون لحاظ-