درود خوشگلا چطورین😄💅 خب من چند روز پیش قول داده بودم که از رفتنم به ویلا دزفول ولاگ بزارم و دیگه درستش کردم.
خب ما با صاحب ویلا تماس گرفتیم و گفت که ساعت ۵ عصر داخل ویلا میشیم و روز بعدش ساعت ۵ میریم، ولی خیلی گرونن اخه ۲۴ ساعت موندن ۴۰ میلیون، و این که تو عکس هست منم و لباسی که پوشیدم✌️
بعد ۳ ساعت ماشین سواری رسیدیم سید عباس جای معروفیه اونجا کلی اتاق بیرون هست می تونید با خانوادتون برید👍 ما چون هوا گرم بود و خسته شدیم گفتیم بریم زیارتشو بکنیم و یکم استراحت کنیم😄و البته چون ظهر بود و ماشین زیاد نبود به بابام کمک کردم و به جاش ماشین رو روندم😁
خب بعدش ساعت ۵ به ویلا رسیدیم و صاحب ویلا بهمون خونه رو نشون داد و رفت👋و ما همین که در رو بست پریدیم تو استخر🏊♀️تو عکس هم بخش هایی از ویلا هست از داخل یادم رفت عکس بگیرم😅
بعد رفتیم داخل و یکم نشستیم که شب شد و مامانم می خواست غذا درست کنه و کلی چیز با خودش اورده بود که بابام گفت کارت رستورانمون رو شارژ کردن😅 بعدش بحث در مورد این شد که چی سفارش بدیم و همه پیتزا خواستیم😋🍕
بعد که بابام ابجیم برگشتن همه خوردیم و منتظر موندیم اخه مامان گفت نمیشه با شکم سیر بریم شنا😃👍بعد ساعت ۱۲ شب شد و رفتیم تو استخر و تو حیاط موز پیدا کردیم و یه میوه دیگه که نمی دونم چیه البته نرسیده بود😶یادمون رفت بپرسیم که ویلا میوه داره یا نه
این ها عکس هایی از منه😂شلوار قرمز گل گلی پوشیدم می دونم زشته به روم نیارین،بعد اهنگ گذاشتم عربی فارسی و انگلیسی💃💃و ویلا جوری بود که یک خیابون کامل پر خونه بود برا همین کنارمون دو نفر بودن یکی عربی گذاشته بود دومی هم فارسی با میکروفون اهنگ می خوندن و صداش زیاد بود برا همین بازیم گرفت و صدای اهنگو تا اخر بلند کردم🤣مامان بابام هم گفتن دخترم هر کاری می خوای بکن از بس نشستی خونه افسر..دگی گرفتی.
این هم عکس هایی از ۳ تا خواهرام هست👍بابام به من و زهرا و ملمانم یاد داد چطور شنا کنیم ولی فقط فاطمه چون می ترسید تو کوچیکه موند هی بهش گفتم بیا نمیومد تا اینکه از دست و پاش گرفتمش پرتش کردم تو استخر و مامانم گرفتش🤣😂طفلی از ترس یادش رفت چطور صحبت کنه.
میرسیم به کوچولو ترین و مظلوم کوچولو😭💖🤏یسرا کوچولو هنوز ۱ سالشه و اب خیلی سرد بود برا همین فقط رو صندلی ها نشسته بود و پفک و کیک می خورد🥲
بعدش دیگه خوابیدیم و ظهر بیدار شدیم و بابام واسمون ناهار اورد و خوردیم😋و فقط ۳ ساعت تا رفتنمون مونده بود همه وسایلمون رو جمع کردیم و رفتیم.
من می خواستم این ولاگ رو درست کنم مگه بهت نگفتم
تو اول اکانتتو درست کن خاله لیمویی
باشه دارم برات
من خونه مامان بزرگم دزفوله الان دزفولمممممم
چه خوب
عه منم مسافرت اومدم دزفول😦
وای آخییی چه ناز بوددد
مرسی✨
دروددد ، به شهر من خوش اومدی😺
ممنون💖
اس اخر؛ منم میخواممم😭😭
بیا بهت بدم
من اهوازیم
منم هم اهوازیم
منم اهوازیم
وایییی اومدی شهررررمنننننن💘✨
ارههههههههههه😁با دایی هام هر هفته میایم ویلاش
خوشبگذرهههه💘✨