بالاخره تصمیم گرفتم یه مدل موی جدید روی خودم امتحان کنم😂بریم ببینیممم
از اونجایی که شب ساعت 𝟥 و نیم اینورا خوابیده بودم (اونم با میل خودم نبو_😃) پس ظهر ساعت 𝟣𝟤 و خوردهای از خواب نازم پا شدم و بعد از دست و صورت شستن رفتم پای میز و با خانواده یه پنیر چای شیرین مشتی زدیم به رگ😂🔥(فعلا هیچ عکسی موجود نیست چون اونموقع قصد نداشتم ولاگ بگیرم و یهو زد به سرم_😍💔) خلاصه که موقع صبحونه خوردن ماجرای ولاگ آیدا و نسیم رو برای خانواده تعریف کردم. (اینقدر دوستی قشنگی بود که نتونستم تعریفشونو نکنم😭😂) و اینکه تعجب نکنین که چرا اینموقع صبحونه خوردیم، کلا ما آبادانیا تایم غذا خوردنمون نسبت به بقیه جاها خیلی دیرتره، مثلا ساعت 𝟣 صبحونه میخوریم، 𝟦 ناهار میخوریم و 𝟣𝟢 شام😂
بعدش رفتم حموم کردم که یه وقت واسه کوتاه کردن مو، موهام چرب نباشه. (بدبختانه کلاً جنس موهام چربه😫) اینم بگم که تقریباً 𝟨𝟥 سانت موی عزیزم رو میخوام تا سرِ شونههام (مدل ولفکات کرهای) کوتاه کنم و چون برای اولین بار میخوام ولفکات بزنم میترسم بهم نیاد و دم سفر رفتنی بدبخت بش_
بعدم رفتم یه قسمت از سریالیو ببینم که تازه شروعش کردم. (هزار سال پیش قرار بود ببینمش ولی خب دیگه قسمت نبود زودتر ببینم متاسفانه😭😂) اسمش هم would you marry me هستش و خیلی زوج نانازیای داره😭🤏🏻 تازه کمدی هم هست، دیگه چی بهتر از این😂✨️
بعد بابام از سر کارش برگشت و اومدیم غذا بخوریم. غذا برنج و کبابِ تابهای بود و من از اونجایی که گوشت دوست ندارم برنج و ماست خوردم😂نتونستم یه عکس درست بگیرم چون زشت بود یهو از غذا عکس بگیرم، برای همین یواشکی از غذای خودم یه عکس سرسری گرفتم که فقط بزارم برای ولاگم😭🤣
بعدشم رفتم تستچی و چندتا پست بررسی کردم (که بیشترشون بیوگرافی کاربر بود و کارم راحتتر بود موقع بررسی😂✨️). از اونجایی هم که پست دوستم اومد تو لیستم، پس بعد از بررسیش زود رفتم تو اکانتش و اولین لایک و کامنت رو خودم واسش گذاشتم و ذوقمرگ شدم🥳😂
دیگه اومدم رو تختم دراز کشیدم و رفتم سراغ ادیت کردن کاور و پوستر ولاگ و یکمم توی گوشیم ولگردی کردم تا زمانی که بخوام آماده بشم برای آرایشگاه. (چندتا عکس رندوم از ولگردیام و ادیت زدنم😭😂)
خلاصه که همینطوری داشتم مانهوا میخوندم یهو دیدم عه، نت قطع شد😍💔 منم که موقع قطع شدن اینترنت جونم به گالریم وصله برای همین رفتم یکم گالریگردی و ادیتای کیدراماییای که داشتم و جزو فیوریتام بود رو نگاه کردم (با اینکه هزار بار دیدمشون ولی ازشون سیر نمیشم و همچنان براشون عر میزنم😭🤣) تا اینکه دیگه صبرم تموم شد و به مامانم گفتم نقطه اتصالشو روشن کنه تا به اینترنتش وصل بشم😔😂 (گفتم عکس موهامم قبل از کوتاهی بزارم یادگاری_) عا راستی این پایینم عکسیه که چت جیپیتی قبلا بهم گفت اگه کوتاه کنم اونطوری میشه.(البته از آرایشگرای ما همچین چیزایی بعیده، حالا یهو یجوری کوتاه میکنه به غلط کردن بیفتم😂)
آماده شدم و سوار ماشین شدیم که حرکت کنیم سمت آرایشگاه. رسیدیم و فقط یه آرایشگر اونجا بود و داشت همه مشتریا رو هندل میکرد. خلاصه اینقدر طول کشید کمردرد و گردندرد گرفتم😭😂 بعد آرایشگره داشت با مشتریا از هر دری باهم حرف میزدن، آخراشم مامانمم احساس راحتی باهاشون کرد و تو بحثشون قرار گرفت و باهم حرف زدن و حالا من و خواهرم داشتیم بههم نگاه معنادار میکردیم و میخندیدیم😂 منم حوصلهام سر رفت اومدم یه چیز چرت و پرت کشیدم که مشاهده میکنین😔🤣(آره راحت باشین بخندین😂)
خلاصه نوبتم شد و موهامو همون مدلی که خواستم کوتاه کرد و نتیجهاش این شدد🥳(از نمای بغل و پشت و جلو گذاشتم واستونن)
فرصت با پارتی
نخست ؟!
خیلی موهات قشنگ شدههه
چقد خوشگلییی
چرا من نفهمیدم موهاتو سه هفته پیش کوتاه کردی؟🤔
اوی خودا نازییییییییییییی😭❤❤❤
خسته نباشیییی عالیییییییییی بود!
واییییی موهات چقد قشنگ شددددد
دادم*
اوامی موهات چقدر باحال شدن به به من فوبیا دارم به ارایشگاه از اونطرف هم نمیتونم کلمو بسپرم به کسی که نمیشناسم و فکر میکنم کارشونو بلد نیستن و قراره موهام بد بشه ولی از یه طرف دیگه بدجور اینروزا گیر دادن به موهای کوتاه
خیلییی زیبا 🎀 :) عالی