Greek Cosmogony
پیش از آفرینش؛ تنها کائوس در آغاز، هیچ چیز وجود نداشت. نه نور بود، نه تاریکی؛ نه زمان معنا داشت و نه مکان. نه کوهی بود، نه دریایی، نه ستارهای در آسمان. یونانیان این وضعیت را کائوس (Chaos) مینامیدند. کائوس به معنی «هرجومرج» امروزی نبود؛ بلکه شکافی بیانتها، خلأیی عظیم و فضایی بیشکل بود که همه چیز از آن زاده شد. در سکوت بیکران کائوس، نخستین نیروهای جهان یکی پس از دیگری پدید آمدند. نخست گایا (Gaia)، الهه زمین، متولد شد. او خودِ زمین بود؛ نه فقط نگهبان آن. پس از او تارتاروس (Tartarus)، ژرفترین بخش جهان زیرین، به وجود آمد؛ مکانی تاریک که بعدها زندان دشمنان خدایان شد. سپس اروس (Eros) پدیدار شد؛ نیروی عشق، کشش و آفرینش که باعث میشد موجودات بتوانند نسل خود را ادامه دهند. پس از آن، از دل کائوس دو نیروی دیگر زاده شدند: نیکس (Nyx)، الهه شب اربوس (Erebus)، خدای تاریکی نیکس و اربوس با یکدیگر فرزندانی چون روز (Hemera) و روشنایی (Aether) را به دنیا آوردند؛ بنابراین نخستین چرخه شب و روز شکل گرفت.
تولد آسمان گایا که اکنون تنها موجود بزرگ جهان بود، تصمیم گرفت همراهی برای خود بیافریند. او بدون هیچ همسری، اورانوس (Uranus)، آسمان پرستاره را خلق کرد. اورانوس سراسر زمین را پوشاند و هر شب بر گایا سایه میافکند. اندکی بعد، کوهها از بدن گایا سر برآوردند. رودها جاری شدند. دریاها شکل گرفتند و از دل آنها پونتوس (Pontus)، خدای دریا، زاده شد. اکنون جهان کمکم شکل میگرفت.
فرزندان غولپیکر گایا و اورانوس صاحب فرزندان بسیاری شدند. نخست دوازده تیتان متولد شدند. شش برادر: اوکئانوس کوئوس کریوس هیپریون یاپتوس کرونوس و شش خواهر: تئا رئا تمیس منموسینه فوبه تتیس اما این پایان کار نبود. سه موجود وحشتناک دیگر به دنیا آمدند که تنها یک چشم در وسط پیشانی داشتند؛ آنان سیکلوپها بودند. بعد از آنان، سه غول صد دست و پنجاه سر، به نام هکاتونکایرها، متولد شدند.
ظلم اورانوس اورانوس از ظاهر عجیب و قدرت فوقالعاده این فرزندان وحشت داشت. او نمیخواست روزی علیه او شورش کنند. پس همه آنان را در اعماق بدن گایا، در دل زمین، زندانی کرد. گایا از درد به خود میپیچید. فرزندانش در درون او اسیر بودند و نمیتوانستند نور خورشید را ببینند. او تصمیم گرفت انتقام بگیرد.
شورش کرونوس گایا از فلزی آسمانی، داسی بسیار تیز ساخت. سپس از فرزندانش خواست علیه پدر قیام کنند. همه ترسیدند. فقط کوچکترین تیتان، کرونوس، پذیرفت. شبی که اورانوس برای آغوش گرفتن گایا فرود آمد، کرونوس در کمین نشست. او با داس، پدرش را شکست داد و او را از فرمانروایی جهان برکنار کرد. طبق اسطوره، قطرههای خون اورانوس که بر زمین ریختند، موجودات تازهای آفریدند: ارینیسها (الهههای انتقام) غولها برخی از پریان درختی و هنگامی که بخشی از بدن اورانوس به دریا افتاد، از کف سفید امواج، الهه زیبایی یعنی آفرودیته زاده شد.
حکومت تیتانها اکنون کرونوس پادشاه جهان شد. او با رئا ازدواج کرد. دوران حکومت او را «عصر زرین» مینامند؛ زمانی که هنوز انسانها رنج و بیماری نمیشناختند. اما کرونوس نیز مانند پدرش دچار ترس شد. پیشگویی شده بود: یکی از فرزندانش او را سرنگون خواهد کرد.
بلعی.دن فرزندان هر بار که رئا کودکی به دنیا میآورد، کرونوس او را میبلعید. نخست: هستیا بعد: دمتر سپس: هرا بعد: هادس و سرانجام: پوزئیدون رئا از این وضع به شدت اندوهگین شد.
تولد زئوس وقتی ششمین فرزندش به دنیا آمد، رئا او را مخفیانه به جزیره کرت برد. نام این نوزاد زئوس بود. برای فریب کرونوس، سنگ بزرگی را در پارچه پیچید و به جای نوزاد به او داد. کرونوس نیز بدون توجه، سنگ را بلعید. زئوس در غاری مخفی بزرگ شد. میگویند بز مقدسی به نام آمالتیا به او شیر میداد و جنگجویانی به نام کورتها با کوبیدن سپرها و شمشیرهایشان، صدای گریه او را پنهان میکردند.
آغاز انقلاب وقتی زئوس جوان شد، تصمیم گرفت پدرش را سرنگون کند. او با کمک الهه خرد، دارویی به کرونوس خوراند. کرونوس همه فرزندانی را که بلعی.ده بود، زنده و سالم بیرون آورد. حتی همان سنگ نیز از شک.مش خارج شد. اکنون شش خواهر و برادر متحد شدند.
جنگ تیتانها (تیتانوماخی) نبردی آغاز شد که ده سال ادامه یافت. در یک سو: زئوس هرا هادس پوزئیدون دمتر هستیا و در سوی دیگر: کرونوس بیشتر تیتانها در آغاز هیچکدام پیروز نمیشدند. سرانجام زئوس سیکلوپها و هکاتونکایرها را از تارتاروس آزاد کرد. سیکلوپها برای زئوس صاعقه ساختند. برای پوزئیدون نیزه سهشاخه. و برای هادس کلاه نامرئیکننده. هکاتونکایرها نیز با صدها دست خود کوهها را به سوی دشمنان پرتاب کردند. در نهایت تیتانها شکست خوردند.
تقسیم جهان پس از پیروزی، سه برادر قرعه انداختند. زئوس فرمانروای آسمان شد. پوزئیدون فرمانروای دریاها شد. هادس فرمانروای جهان مردگان شد. زمین متعلق به همه آنان باقی ماند، اما فرمانروایی اصلی با زئوس بود. کوه المپ به محل زندگی خدایان تبدیل شد.
آفرینش انسان در برخی روایتها، تیتانی به نام پرومته انسان را از گل ساخت. الهه آتنا در کالبد انسان روح یا دم زندگی دمید. پرومته سپس آتش را از خدایان دزدید و به انسانها هدیه داد تا بتوانند تمدن بسازند. زئوس از این کار خشمگین شد و پرومته را به صخرهای در کوههای قفقاز زنجیر کرد؛ هر روز عقابی جگر او را میخورد و شب دوباره جگرش رشد میکرد.
کیهان زایی یونانی به لیست بهترینها افزوده شد.
توسط ɴɪᴅᴏᴄʏᴛᴇ★گورباح
تشکررر