چیزی که یادگرفته ام به قلم یک هیچکس که همه کس بوده ! برشی از کتاب "کتابخانه ی نیمه شب " به قلم مت هیگ داستان زنی که در بطن ناامیدی و جایی در پس ساعت صفر امید و زندگی را توام با حس زنده بودن می یابد و روزی مثل امروز میخواهد بمیرد اما در کتابخانه ای نیمه شب با تجربه ی هزاران زندگی ،روزی مثل فردا ...فقد میخواهد زنده بماند! چرا ؟ادامه را بخوانید ◾
5 اسلاید
نتیجه
مجموع امتیاز شما
امتیاز
تعداد پاسخ صحیح
تعداد پاسخ غلط
درصد صحیح
شما به درصد سوالات پاسخ درست دادید
سازنده بیا شوکلات و موز🍫
خیلی ممنون 😂❤
اینم گل آفتابگردون برای شما 🌻🌚
عالیی و جالبب🤗🫐
ممنونم🌚❤