تا حالا فکر کردید اگه توی همه چیز استعداد داشتید یا به عبارتی بهترین بودیم دنیا چه شکلی میشد؟
درواقع این یه سوال فلسفی-تخیلی جالبه. اگه همه آدمها در همه چیز استعداد ذاتی داشتن (یعنی توانایی یادگیری سریع و پیشرفت فوقالعاده در هر حوزهای، از ریاضی و موسیقی تا ورزش و هنر)، دنیا احتمالاً این شکلی میشد
۱. از بین رفتن حس تمایز و خودباوری منحصربهفرد: امروز خیلی از حس هویت و ارزشمندی ما از «تخصص» و «نبوغ» در یه زمینه خاص میآید. اگر همه در همه چیز استعداد داشتند، دیگه هیچکس «ویژه» نبود. دیگر نمیشد گفت «من در نقاشی استعداد دارم» چون همه به یک اندازه در آن خوب بودند. این میتوانست به بحران معنا و هویت منجر شود.
۲. فروپاشی نظام آموزشی و شغلی فعلی: مدارس و دانشگاهها بر پایه کشف و پرورش استعدادهای خاص طراحی شدهاند. اگر همه از ابتدا در همه چیز استعداد داشتند، درس خواندن معنی نداشت. دیگه نیازی به معلم، کلاس یا تمرین نبود چون همه چیز بهطور یکسان و ذاتی در دسترس بود. مشاغل هم به جای تخصصگرایی، کاملاً تصادفی یا بر اساس علاقهی صرف تقسیم میشدند (نه توانایی).
۳. مرگ رقابت و انگیزه پیشرفت: رقابت، موتور پیشرفت بشر است. اگر همه توانایی یکسان برای قهرمان المپیک شدن، دانشمند برجسته بودن یا نوازنده چیرده دست بودن داشتند، دیگر رقابتی در کار نبود. برنده و بازنده معنا نداشت. این میتواند به رکود بزرگ در علم، هنر و ورزش منجر شود؛ چون دیگر «تلاش برای بهتر شدن» انگیزه نداشت. (وقتی همه ۱۰۰ متر را ۹ ثانیه میدوند، دیگر هیچکس رکورد نمیشکند.)
۴. از بین رفتن لذت «تلاش» و «کشف»: بخشی از لذت یادگیری، غلبه بر چالشهاست. اگر استعداد ذاتی باعث میشد بدون زحمت در همه چیز عالی باشی، دیگر فرآیند «تمرین»، «شکست» و «پیشرفت تدریجی» وجود نداشت. آن حس عمیق رضایت از «بالاخره توانستم» از بین میرفت. همه چیز مثل نفس کشیدن آسان و بیلذت میشد.
۵. افزایش برابری افراطی و یکنواختی: آرمانشهرهایی که در آن همه برابرند، معمولاً به یکنواختی ختم میشود. اگر همه در نقاشی مثل میکلآنژ، در موسیقی مثل موتزارت و در فیزیک مثل انیشتین بودند، دیگر سبکها و مکتبهای متنوعی وجود نداشت؟ خیر. شاید همه «عالی» میشدند، اما عالیِ یکسان. در نتیجه فرهنگ و هنر بشری از تنوع شگفتانگیزی که از ترکیب استعدادهای نابرابر و محدود انسانها ناشی میشود، خالی میشد.
۶. معنیدار شدن صرفاً «انتخاب» و «علاقه»: در این دنیا، تنها چیزی که افراد را از هم متمایز میکرد، «انتخاب» بود: من دوست دارم امروز جراح مغز باشم، تو دوست داری فوتبالیست. نه اینکه «چه کاری از من برمیآید» مهم بود، بلکه «چه کاری را ترجیح میدهم انجام دهم». ممکن بود مشاغل مثل لباس پوشیدن شوند: هر روز یک حرفه جدید.
میبخشید من تازه واردم توی ویرایش پستم هرچی میزنم کاور و پوستر دانلود نمیشه راهنمایی ندارید؟
نظر لطفته خیلی ممنونم
خودم به این نتیجه رسیدم اگه کاور بذارم خیلی بهترو جذاب تر میشه
الان دارم حسرت میخورم چرا قبلی ها رو بدون عکس ساختم
والا دقیقا هم میخوام بذارم دیروز تستچی باگ خورد نمیذاشت اصلا یکی دیگه از همین پستو قبلا ساختم خواستم ویرایشش کنم کاور و عکس بذارم که بماند اشتباه شد و دیگه نشد ویرایشش بزنم مجبور شدم دوباره اونو بسازم
احساس میکنم اگه براش پوستر و کاور میزاشتی امکان ویژه شدن داشت
موضوعش باحال بود👏👏