زمستان اردبیل استخوانسوز بود، تابستان انزلی شرجی جنون. عباس معروفی در این دو رمان، دو بار ایران را روایت کرد: یکبار از گلوی بریده پسری که شعر میگفت و پدرش تحملش را نداشت، یکبار از زبان زنی که تحقیر شد، شکست، اما از دل باران و خون، انتقام را در مشت فشرده خودش رویاند. "سمفونی مردگان" مرثیه هنرمندی است که در خفقان خفه شد، "سال بلوا" سرود خشم زنی است که تصمیم گرفت فراموش نشود. این دو کتاب، دو نیمه از یک پیکرند؛ یکی سرد و ساکت، دیگری گرم و فریادکشان.
واقعا عالی بود عزیزم خسته نباشی
وای یه ساله میخوام بخونمشون و وقت نشده
با این پست بیشتر نسبت به خوندنش علاقمند شدم
خسته نباشی
امیدوارم ویژه بشهه
عباس معروفی؛ از سمفونی تا بلوا به لیست ويژه افزوده شد.
توسط Ethan
مچکرم")))
عالی بود؛ ارزش ویژه شدن رو داره!🌟
ممنوننن")
فوق العاده بود بانووو
مرسییی
وقت میزارم میخونمش، به نظرم درخواست ویژه شدن بده🥳
هوراا خیلی کتابای خوبین..
احتمالا تیری میون تاریکی باشه ولی سعی میکنیم")
دقیقا سه نفر اینو بهم گفتن و نتیجه گرفتن در نهایت
ایشالا تو هم میگیری
امیدوارم:)
مرسییی