در تعداد زیادی از انیمه ها برخی شخصیت های فرعی بسیار محبوب تر از شخصیت اصلی می شوند، در این پست دلیل این جذابیت کاراکتر های فرعی را توضیح می دهیم
ابتدا برای پاسخ دادن به این سوال که چرا برخی شخصیت های فرعی از شخصیت های اصلی محبوب ترند باید راجع به شخصیت های اصلی صحبت کنیم. شخصیت های اصلی غالبا در انیمه ها مهربان، رنج کشیده، اخلاق مدار و نماد نیکی هستند (نکته: برخی از شخصیت های اصلی مانند لایت یاگامی در انیمه دث نوت ویلن های اصلی داستان هستند) و این موضوع گاهی آنها را از واقعیت زندگی ما دور میکند، آنها خوبی خالص هستند و این باعث می شود گاهی مانند یک انسان واقعی بنظر نرسند
در شخصیت های فرعی این موضوع متفاوت است. آنها می توانند گاهی بی رحم باشند یا گاهی سنگدل بنظر برسند، می توانند جنبه تاریک خود را نشان دهند و این آنها را برای مخاطب قابل درک می کند.
یکی دیگر از عواملی که می تواند شخصیت فرعی را برای مخاطب چشم گیر تر سازد گذشته اوست. شخصیت اصلی از ابتدا جلوی چشم مخاطب است و معمولا نکته پنهانی درباره او باقی نمی ماند. اما شخصیت فرعی می تواند گذشته ای نامعلوم، انگیزه های پیچیده یا اسراری حل نشده داشته باشد و این شخصیت او را عمیق تر می سازد. و گاهی شخصیت فرعی گذشته غم انگیز تر و یا اهداف عمیق ترین نسبت به شخصیت اصلی دارد و این برای مخاطب جذاب تر است
یکی دیگر از دلایل محبوب شدن برخی کاراکتر ها ظاهر آنهاست. گاهی دلیل محبوبیت اصلا پیچیده نیست. یک ویژگی خاص، یک لباس خاص، دیالوگ به یاد ماندنی یا چند صحنه اکشن و حرفه ای می تواند مخاطب را جذب کند. نمونه معروف آن گوجو ساتورو در انیمه جوجوتسو کایسن است که در بسیاری از نظرسنجی ها از شخصیت اصلی محبوب تر است.
با وجود محبوبیت بعضی شخصیتهای فرعی، نباید فراموش کرد که شخصیت اصلی ستون اصلی داستان است. او کسی است که مخاطب بیشترین زمان را با او میگذراند، رشدش را میبیند و از طریق نگاه او وارد جهان داستان میشود. در واقع اگر شخصیت اصلی بهدرستی نوشته نشود، حتی جذابترین شخصیتهای فرعی هم نمیتوانند ضعف داستان را جبران کنند. نکته جالب اینجاست که در سالهای اخیر بسیاری از محبوبترین شخصیتهای اصلی دیگر قهرمانان کاملاً پاک، مهربان و بینقص نیستند. مخاطبان امروزی معمولاً شخصیتهایی را ترجیح میدهند که اشتباه میکنند، ضعف دارند و گاهی حتی تصمیمات اخلاقی بحثبرانگیز میگیرند. برای مثال، ارن یگر از اتک ان تایتان برخلاف کلیشه قهرمان نجاتدهنده عمل میکند و مسیرش پر از تصمیماتی است که طرفداران را به بحث واداشته است. همچنین لایت یاگامی در دث نوت نمونهای از شخصیتی است که عملاً در مرز میان قهرمان و ضدقهرمان حرکت میکند و همین پیچیدگی باعث جذابیت او شده است. این نوع شخصیتها نشان میدهند که محبوبیت همیشه از «خوب بودن» به دست نمیآید. گاهی شخصیتی که اشتباه میکند، با تردیدهای درونی دستوپنجه نرم میکند یا حتی مسیر تاریکی را انتخاب میکند، واقعیتر و باورپذیرتر به نظر میرسد. به همین دلیل بسیاری از قهرمانان مدرن انیمه با فاصله گرفتن از کلیشه «نیکی مطلق»، توانستهاند ارتباط عمیقتری با مخاطبان برقرار کنند.
اما باز هم طرفدار های خودش رو داره
ولی به آتسوشی کم توجه شده🥺
من دوستش دارم🥲
الان یکی میاد سازمان حمایت از شخصیت اصلی میسازه😅
بریم بسازیم😂🗿✅
عالی بود ❤
عالیی بوددددددد
منطق انیمه همینه دیگه...
اتسوشی🛐🛐
اره آتسوشی که جای خود داره🐱🎀🛐🛐