آشنایی با یکی از سبک های زیبا و اغلب آرامبخش نقاشی
این سبک نوعی بیانگری رنگ را بیان میکند و دیدگاهی آگاهانه از بدوی گرایی و عاملی غریزی از زندگی پیرامون خود را به تجسم درآوردند. برخلاف امپرسیونیستها که اهل دورهمی، کار جمعی و شادی بودند، نقاشان اولیه جنبش پستامپرسیونیسم افرادی غالباً منزوی و ساکن نواحی دورافتاده بودند
پست امپرسیونیسم جنبشی هنری بود که در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم میلادی در فرانسه ظهور کرد. این جنبش با تنوع سبکها و تأکید بر بیان شخصی هنرمند شناخته میشد. هنرمندان پست امپرسیونیست مانند ونسان ون گوگ، پل گوگن و پل سزان به دنبال کشف مفاهیم عمیقتر و فرمهای جدید در هنر بودند. پست امپرسیونیسم به عنوان پایهای برای جنبشهای هنری مدرن مانند فوویسم و اکسپرسیونیسم در نظر گرفته میشود.(تصویر بالا تصویر ونگوک به سبک نقاشی پست امپرسیونیسم است.)
اکنون که نقاشی کردن درباره موضوعات مختلف و با تکنیکهای جدید در جامعه هنری پذیرفته شده بود، هنرمندان آزادی و استقلال بیشتری داشتند تا استایل شخصی خود را در هنرشان پرورش دهند. در نتیجه هنرمندانی چون پل سزان، پل گوگن، وینسنت ون گوگ، ژرژ سورا و ... که اکثرا ابتدا امپرسیونیست بودند، از این جنبش جدا شدند تا به طور کامل روی موضوعات دلخواه و استایل شخصی خود تمرکز کنند. موضوع اصلی نقاشیهای امپرسیونیسم طبیعت، ثبت دقیق نور و تششعات آن و رنگها بود در حالیکه که این هنرمندان در انتخاب موضوعات خود فراتر رفتند و نقاشی را راهی برای ابراز احساسات درونی و حالات ذهنی خود میدانستند. بیشتر آنها در تنهایی و انزوا نقاشی میکردند و با وجود اینکه گاهی آثار خود را در گالریهای خصوصی به صورت گروهی به نمایش میگذاشتند، به هیچعنوان خود را به عنوان یه گروه و زیر سایه یک جنبش مستقل نمیشناختند.( نمونه ای در تصویر)
پست امپرسیونیستهای شاخص: کمتر کسی پیدا میشود که با نقاشی اندک ارتباطی داشته باشد و نام "وینسنت ون گوگ" را نشنیده باشد. این هنرمند هلندی پس از مهاجرت به پاریس در سال ۱۸۸۶ با امپرسیونیسم و نیز هنرمندان آوانگاردی همچون امیل برنار و پائل گوگن آشنا شد. در اینجا بود که او تحت تاثیر هنرمندان پاریسی، از فضای تیره نقاشیهای قبلیاش فاصله گرفت و پالت خود را با رنگهای روشن و زنده و با کنتراست بالا پر کرد. او سپس به آرل رفت و آنجا خیلی بیشتر روی سبک مخصوص به خودش و آنچه ما امروزه از او میشناسیم کار کرد. او در طول زندگی کوتاهش بارها محل زندگی خود را تغییر داد که این جابهجاییها بسیار بر هنرش تأثیرگذار بود و در نقاشیهایش تفاوت ایجاد میکرد.
آثار ون گوگ بسیار متفاوت و منحصر به فرد هستند. رنگهای بسیار روشن و تند، ضرب قلمهای دراماتیک و جسورانه و گذاشتن تکههای رنگ غلیظ و ترکیب نشده روی بوم، همچون امضای او در تمام آثارش مشخص است و آنها را متمایز میکند. با اینکه امروزه او را به عنوان یک نابغه ستایش میکنیم، در زمان حیاتش و قبل از اینکه در ۳۷ سالگی به زندگی خود پایان دهد، هیچگاه مورد قبول واقع نشد و او را همواره به چشم یک فرد شکست خورده و ديوانه نگاه میکردند. ون گوگ در طول زندگی تراژیک خود از بیماریهای جسمی و روانی بسیاری رنج برد و مدتی در یک بیمارستان روانی بستری شد که تاثیر آن را میتوان در مجموعههای آخر او و به ویژه مجموعهی "شب پر ستاره" به وضوح مشاهده کرد. نقاشیهای او عمیقا از روان رنجوریها، توهمات و احساسات ناپایدارش تاثیر میگرفتند.
خلاصه مطلب: پستامپرسیونیسم (Post-Impressionism) یک جنبش هنری عمدتاً فرانسوی بود که تقریباً بین سالهای ۱۸۸۶ تا ۱۹۰۵، از آخرین نمایشگاه امپرسیونیسم تا تولد فوویسم، توسعه یافت. پیشروان این جنبش به شدت به اهمیت فرم در اثر خلق شده تکیه داشتند. هنرمندان اصلی این جنبش پل سزان (معروف به پدر پستامپرسیونیسم)، پل گوگن، ونسان ون گوگ و ژرژ سورا بودند.
جالب بود🍓✨