خب بریم برای پارت دوم کتاب پیشنهاد میکنم به پارت اول سر بزنید
اجازه دهید مابقی داستان را از زبان آیو بشنویم کمی به او خیره میشوم به طرز زیبایی زیباست زیبا تر از توصیفاتی که درمورد الف ها شنیده ام ببینم اصلا چطور آنقدر قد بلند است اگر کنارش به ایستم احتمالا بیشتر از یک سر و گردن با هم اختلاف قد داریم صورتش را دیدم. اولین فکرم این بود: چه مجسمه عبوسی. خط فکش آنقدر تیز است که انگار قرار است چیز را ببرد. چشمانش هم دوتا مروارید مشکی یخی که زیر ابروهای درهم فرو رفته اش است .
. اما بوی، عطرش... نه، عطر نیست بوی برف و چرم مشکی است . و آن مژههای بلند... لعنتی... چطور کسی با آن چشمهای سنگی، اینقدر مژههای قشنگی میتواند داشته باشد؟ ای بابا به خودت بیا آیو نمیتونی انقد سریع از کسی خوشت بیاد تو حتی نمیدونی طرف چه موجودیه اسمش چیه چندسالشه دیگه چه برسه به بقیه ی چیزا دستانم را به کمرم میزنم چهره ای حق به جانب به خودم میگیرم:
ببینم تو دیگه کی هستی باهام چیکار داری و برای چی دقیقا جونمون در خطره پوزخندی میزنه در حالی که انگار تعجب کرده اما سعی میکند صدایش آرام باشد تا توجه چیزی که از آن قرار میکند را جلب نکند :من کی هستم؟اینجا همه منو میشناسند چطور ممکنه آنقدر گستاخ باشی. من ولیعهدم ولیعهد الف ها متوجه هستی ببینم تو واقعا یه الفی؟تازه نه یه الف ساده ولیعهد الف ها؟الان من باید تعظیم کنم با بی حوصلگی همانطور که اطراف را مراقبت میکند میگوید:بله درسته من ولیعهد الف ها هستم ولی نیازی نیست تعظیم کنی فقط کمتر حرف بزن
با خوشحالی میگم: و ما الان دقیقا داریم از دست چه چیزی قایم میشیم و تو چرا من رو نجات دادی؟ با صدایی که خشم پشتش شعله میکشد اما سعی میکند خونسرد باشد:بالای سرت رو که نگاه کنی اژدها داره پرواز میکنه و اگه از گوش هات استفاده کنی صدای پاهای یه ترول غول پیکر رو میشونی و من بر خلاف میل باطنی خودم مجبورم نجاتت بدم چون هاله ی تو هاله ماه رو داره من دقیقا نمیدونم یه فانی چطوری هاله ای به کمیابی هاله ی ماه رو داره ولی اصلا دلم نمیخواد همچین قدرتی دست شورویین و اعضای شورای مقدس بیفته در حقیقت الان من باید از تو در برابر نگهبان ها ترول و اژدها محافظت کنم پس ممنون میشم اگه چند دقیقه ساکت باشی ز سر هیجان جیغ خفه ای میکشم:
خدای من بگو که خواب نمیبینم چه چیزی میتونه بهتر از یه سرزمین جادویی در از توطئه باشه و اون وقتی که... نمیگذارد حرفم را تمام کنم یکی از دستانش را روی دهانم میگذارد و با آن یکی دست محکم مرا بین بدن و بازویش حبس میکند: بهت گفتم ساکت باش ولی به لطف جیغت یه ترول جنگلی که صد برابر تو هستش دنبالمون افتاده
نظرات بازدیدکنندگان (0)